توماس کارلایل
●تنها چيزي كه نميشود از دستش داد
چيزهاي بسياري وجود كه آدم نبايد آنها را از دست بدهد. مهمترين آنها آبرو است.
بنابراين براي حفظ آبرو و نام خوب خود چه كار ميكنيد؟ با خودتان مطابق با عنوانتان رفتار كنيد. اگر معلم ناميده ميشويد، در صورتي كه مثل يك معلم رفتار نكنيد، وجهه خود را از دست ميدهيد. اگر دانشجو ناميده ميشويد، از شما انتظار ميرود كه مثل يك دانشجو رفتار كنيد. هر عنواني شخصيتي را با خود همراه دارد. شما بايد قوانين شخصي رفتارهاي خاصي داشته باشيد و هنگامي كه آن قوانين را ميشكنيد، خودتان را در معرض انتقاد قرار ميدهيد. آدمهايي در دنيا هستند كه نسبت به آنچه كه هستند، بيتوجهي ميكنند. همه اينها تصور غلطي از ماموريت اجتماعي خود كه با نام آنها پيوند خورده است، دارند. اداره كردن يك شركت شامل همين نوع از ماموريت اجتماعي ميشود. من اعتقاد دارم كه يك كارآفرين شخصي است كه ماموريتي به او محول شده كه به توسعه اجتماعي و پيشرفت از طريق فعاليت اقتصادي كمك كند.
اگرچه نام گروه دوو اكنون محدوده وسيعي از كسب و تجارت و فعاليتهاي صنعتي را در بر ميگيرد، اما نميگذارم دوو در زمينههاي خاصي از كسب و تجارت شركت كند. اول بخش خدمات است كه تسهيلات لازم براي لذتگرايي را در اختيار دارد.
دوم واردات اقلام مصرفي غيرضروري است.
سوم حيطه كسب و تجارتي است كه با رشد شركتهاي متوسط و كوچك تزاحم ايجاد ميكند.
تمام اين محدوديتهايي كه خودمان ايجاد كردهايم، بر اساس نام و آبروي كيم وو- چونگ و دوو است. تمام اين نامها براي ما ارزشمند و محترم هستند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
چه حقیر است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را میان دیده و دنیا قرار داده و هیچ نمی بیند جز خطوط باریک دستانش. در خانه نادانی ، آینه ای نیست که روح خود را در آن به تماشا بنشیند .
جبران خلیل جبران
«مدیریت»به عنوان یک پدیده اجتماعی ضروری، در عصر کنونی چنان سیطره خود را بر عرصه های مختلف زندگی مردم تثبیت کرده که کمتر پدیده ای با چنین شتابی گسترش یافته است. “مدیریت” نه تنها در نظام مدرن و متمدن کنونی و در نتیجه تامین نیازهای بنیادین جوامع از لحاظ اقتصادی نهفته است، بلکه نشان دهنده ریشه های اعتقادی جوامع متعدد و نهایتاً مؤید نظریه امکان نظارت بر زندگی و معیشت انسان از طریق سازماندهی سیستماتیک منابع انسانی و اقتصادی است که عوامل انسانی و اقتصادی را برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی متشکل می سازد. به سخن دیگر،” مدیر” باید دانش پژوه و درعین حال هنرمندی باشد که به سبب وقوفش بر دانش مدیریت و نیز تحت تاثیر ویژگی های فردی، بتواند با بهره گیری مطلوب و بهینه از کلیه امکانات موجود از قبیل : نیروی انسانی،اختیارات سازمانی، تجهیزات و سرمایه، سازمان متبوع خود را در جهت تحقق اهداف تعیین شده هدایت و رهنمون سازد. عملکرد یک سازمان کوچک (خانواده) ، یک مؤسسه متوسط (شرکت بازرگانی)، یک سازمان بزرگ(وزارتخانه ) و … حاصل تدابیر و راهبردهای مدیر یا مدیران آن سازمان است که بر مبنای دانش، تجربه، خلاقیت و … مدیر اتخاذ میشود که باید پاسخگو هم باشد...
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است .
جان اولیور هاینز
در ژوئن ۱۹۹۵ یک خبرچین فدرال، طرح تخلف کمپانی چند ملیتی برای کنترل فروش افزودنیهای مواد غذایی و حفظ قیمت آنها در سطح بالا را به بازپرسان اطلاع داد. او به مدت سه سال به طور مخفیانه مکالمات جلسات مدیران اجرایی با رقبای آسیایی و اروپایی را ضبط میکرد.
این خبرچین به نام مارک ویتاکر در سال ۱۹۸۹ به استخدام کمپانی آرکر دانیل (Archer- Daniel= ADM) درآمد و نصف بیشتر سابقه کاری خود را در رابطه با رسیدگی به موارد ضد تراست صرف کرد. او سپس به معاونت کمپانی منصوب شد و نامزد ریاست آن گردید. او قبلاً در یک کمپانی شیمیایی آلمان مدیر مواد ارگانیک و افزودنیهای مواد غذایی بود. موقعی که در کمپانی دانیل کار میکرد درجه کارشناسی از دانشگاه کالیفرنیا گرفت. سپس این کمپانی بورسی را در اختیار او قرار داد تا از یک دانشگاه معتبر دیگر کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اخذ کند. او بیش از سه سال مخفیانه به بازپرسان کمک کرد که از جلسات مدیران عالی کمپانی عمدتاً رییس و معاونان او با همکاران آسیایی و اروپایی در نقاط مختلف جهان، فیلم ویدئویی تهیه کنند. در این جلسات او میکروفن مخفی همراه داشت و کلیه گفت گوها در رابطه با تثبیت قیمت را ضبط میکرد...
همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است .
جان استیل
يكي از اصليترين سوالاتي كه در دهههاي گذشته عليالخصوص چند سال اخير ذهن مردم دنيا را به خود مشغول داشته است اين است كه چرا دغدغههاي زندگي به اصطلاح ماشيني هر روز بيشتر ميشود؟ و چرا آسايش، ايمني و راحتي جاي خود را به نگراني و اضطراب داده است؟
حال ميخواهيم از يك منظر جديدتر به اين سوال پاسخ دهيم. ميتوان گفت كه اساس توسعه علم و تكنولوژي به دليل بروز نيازهاي جديدتر براي انسانها و همچنين به دليل احساس نياز به آسايش و آرامش بيشتر در برآورده كردن نيازهاي گذشته خود، بوده است.
اختراع سرنگ براي تزريق دارو در بدن انسان يك نياز جديد براي او بود كه به دليل توسعه شناخت بشر از بدن و فيزيولوژي آن، حاصل گرديد، اين در حالي است كه دائماً تكنولوژي در حال بروز شدن است تا مثلاً كيفيت سوزن و يا بدنه آن را اصلاح كند.
همانطور كه گفته شد ماهيت تكنولوژي نميتواند عامل مخرب آسايش و سلامت فكري انسانها باشد چرا كه او در گذشته ميبايست روزها و ماهها را به اميد بهبود و بازگشت سلامت خود سپري ميكرد در حالي كه وجود چنين تكنولوژي و دانش جديدي، اين زمان را بسيار كوتاهتر كرده و داشتن ذهنيت مثبت از اين روش درماني جديد و چشيدن طعم سلامت حاصل از آن، فضايي براي آرامش را حاصل كرده است.
به نظر ميرسد كه ريشه مشكل خارج از خود موضوع تكنولوژي باشد و به عبارتي به توقع ما از تكنولوژي و تاثيرات آن بر ميگردد كه در اين مقاله از آن به عنوان توهم تكنولوژي ياد ميشود. اجازه بدهيد به همان مثال قبلي برگرديم. سرنگ تزريق اولين بار بود كه به صورت يك راه درمان عمومي عرضه ميگرديد و بشر اين تجربه را بعد از هزاران سال به دست آورده بود. سرعت انتشار اخبار اين روش جديد ساليان دراز طول كشيد تا به يك سطح فراگير جهاني تبديل گردد. در ابتدا بسياري از مردم در مقابل اين موضوع حتي از خودشان عكسالعمل نيز نشان داده و در مقابل استفاده از آن ايستادگي ميكردند ولي به مروز زمان و با انتشار اخبار مربوط به تجربههاي مثبت استفادهكنندگان آن، موضوع قدري عمومي گرديد تا جايي كه در حال حاضر قسمت مهمي از بهداشت جهاني با استفاده از آن كامل ميگردد.
پيدايش اين روش جديد در كنار خود باعث ايجاد و رشد آرزوي جديدي تحت عنوان تسريع در سلامتي با استفاده از سرنگ تزريق گرديد. مردمي كه بيماريهاي سختي را پشت سر گذاشته بودند، حال ميديدند كه اين آرزويشان در حال تحقق است، لذا در برآوردهشدن آن احساس رضايتمندي داشتند، حتي كساني كه هنوز از اين تكنولوژي بهرهاي نبرده بودند در آرزوي استفاده از آن و همچنين حاشيۀ احساس امنيتي كه اين وسيله ميتوانست در سلامتي آنها ايفاء كند، لحظات خوشي را ميگذراندند و حتي در بسياري از مواقع تأثيرات اين تكنولوژيهاي جديد خيلي بيشتر از آن چيزي بود كه مردم در ذهن خودشان پرورانده بودند. خودروهاي دودي نمونه ديگري از آن بود كه گاه هزاران بيننده را تشويق ميكرد كه به تماشاي آن بيايند و به مبتكران آن آفرين گويند. در اين بين نه تنها استفادهكنندگان از خودروها، بلكه آنهايي كه در آرزوهاي خود نيز در صف انتظار سوار شدن بر آنها بودند از اين عرصه لذت ميبردند.
اما ببينيم كه چه بر سر مردم حال حاضر دنيا آمده است. همان كساني كه در آپارتمانهاي مدرن و رفيع و در كنار دهها و صدها تجهيزات عجيب و غريب زندگي ميكنند. با فشار دادن يك دكمه چاي يا قهوه آماده ميشود و با فشار دكمه ديگر ظرفها شسته شده و با دكمه ديگر سيستم گرمايش و سرمايش و حتي تصفيه هوا شروع به كار خواهد كرد. نورپردازيهاي مختلف و متنوعي كه ميتوانند چندين جلوه زيبا براي اتاقهاي شما فراهم كنند و كف زيبا، رنگي وسقفهاي پوششدار و خلاصه هر نوع امكانات ديگر. ولي با اين همه، اضطراب- نگراني و عدم آسايش در چشمان ما موج ميزند. مطب روانشناسان و روانپزشكان هر روز شلوغتر ميشود. واقعاً موضوع چيست؟
چرا مطلوبيتي كه سرنگ تزريق ديروز ايجاد ميكرد، تجهيزات عجيب و غريب پزشكي و اتاقهاي مجهز بيمارستانهاي امروزي و پزشكاني با تخصصهاي مختلف ايجاد نميكنند؟
اجازه بدهيد اخبار و گزارشهاي متنوعي كه روزانه با آن برخورد ميكنيم و همچنين پاسخهاي خودمان را مرور كنيم.
اگر ما تا ديروز در زير كولرهاي آبي بسيار ساده، لحظات خوشي را سپري ميكرديم و امروز نيز با استفاده از سردكنندههاي گازي جديد مطلوبيت محل كار و زندگي خودمان را به مراتب افزايش دادهايم، با خبر شويم كه يك تكنولوژي برتر از آنچه كه هم اكنون در حال استفاده از آن هستيم به بازار آمده است و قابليتهاي جديدتري را داراست و رفاه بيشتري به محيط زندگي ما خواهد بخشيد، آيا استفاده از تكنولوژي موجود ديگر براي ما مطلوبيتي خواهد داشت؟ و البته حتي بدون هيچ درنگي يك نياز مجازي جديد را در ذهن خودمان مرور كرده و پاسخ خواهيم داد كه قطعاً تكنولوژيهاي برتر از آن چه شنيدهايم توليد گرديده است كه از آن اطلاعي نداريم، و در بسياري از مواقع اين عدم اطلاع از وجود چنين تكنولوژيهاي جديدي را به عوامل مختلف از قبيل اينكه اين تكنولوژي متعلق به افراد، مكان و يا كشورهاي خاص است، ارتباط ميدهيم. لذا، از آن به بعد نه آنچه داريم لذتبخش است و نه حتي آنچه ما نداريم ولي در بازارهاي جهاني قابل تامين است.
ما به دنبال چيزي ميگرديم كه در ذهن خودمان ساختهايم كه شايد هيچگاه نه وجود داشته و نه وجود خواهد داشت. ما از تكنولوژي يك رويا و يك خيال و آروز در ذهن پروراندهايم كه بسيار جلوتر از تكنولوژيهاي ساخت دست بشر هم نوع ماست.
به طور دقيق ميتوان گفت: نسبت توسعه واقعي تكنولوژي به توسعه توقعات انسان از تكنولوژي، كه عدد رضايتمندي را نشان ميدهد، اكنون بسيار بسيار كمتر از 1 ميباشد در صورتي كه در گذشته اين نسبت بسيار بزرگتر از يك بوده است.
بيماراني كه ديروز با تزريق دارو توسط همان سرنگهاي قديمي بهبود مييافتند ولي امروز در كتابها و مجلات و اينترنت به دنبال روشهاي جديد و جديدتر درماني ميگردند. در زير مدرن ترين دستگاههاي تشخيص بيماري نشستهاند و از پزشك خود سوال ميكنند كه آيا دستگاههاي جديدتري هم اكنون به بازار آمده و يا خواهد آمد؟ و بدتر از همه اينكه مردمي كه تا ديروز در خصوص سلامتي خود فقط از پزشكهايشان استعلام ميكردند، امروز در رسانههاي مختلف ميشنوند كه حتي موسيقي سالم نيز به سلامتي آنها كمك ميكند و در جاي ديگري ميشنوند كه مدل ساختمانهاي مسكوني آنها نيز در سلامتيشان موثر است يعني از تاثيرات فيزيكي و متافيزيكي نيز در اين عرصه ميشنوند. پس ديگر فقط اين پزشكان نخواهند بود كه راز و رمز سلامتي ما در اختيار آنها است.
امروز ديگر نه پزشك پناهگاهي براي امنيت جسماني ماست و نه ابزار و تكنولوژي كه او مورد استفاده قرار ميدهد. ما در دنياي آرزوها و خيالهاي خودمان زندگي ميكنيم. دنيايي كه سرعت رشد تكنولوژي توسط دانشمندان و صنعتگران و مخترعان از سرعت خيالپردازي بشر عقب افتاده است.
مردمي كه هر لحظه منتظر شنيدن اخبار عجيب و غريب هستند و از توسعه تكنولوژي، توهمي را در ذهن خود ساختهاند، چارهاي جز اضطراب و نگراني نخواهند داشت.
حسین حاجیان
87/5/1
تمام وعده و نویدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور و بهترین دستور زندگانی این است که اعتماد به نفس داشته باشی و و در پرتوی سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی .
میکلانژ
● نتايج مثبت جايزه
در سالهاي اوليه تاسيس دوو جوايز بسياري دريافت ميكردم كه سمبل قدرداني اجتماعي بودند در حالي كه اين جوايز نوعي تشويق به حساب ميآيند، اما به نوعي محدوديت هم به وجود ميآورند؛ به دليل جايزه گرفتن، به دليل شهرت به عنوان برنده جايزه، و به علت آنكه ميخواهيد قابليتهاي جايزه گرفتن خود را ثابت كنيد، راه ديگري به جز كاركردن بيشتر در پيش نداريد.
اين همان كاري بود كه من كردم، چون نميخواستم به اعتماد و اطميناني كه جامعه نسبت به من ابراز كرده خيانت كنم.
اگر افراد حتي يك جايزه كوچك هم دريافت كنند، احساس خوبي به آنها دست ميدهد و به طور طبيعي مردم دوست دارند كه تشويق و تمجيد شوند. غرور حاصل از گرفتن جايزه در شما انگيزه ايجاد ميكند كه سختتر و بهتر كار كنيد.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند .
جبران خلیل جبران
بدست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای بدست آوردنش تلاش نمی کنیم ، خوشبختی است .
لوسیا
اگر دوست داريد عنان سرنوشت خود را در دست گيريد، در اين جا راهكارهايي به شما ارائه ميكنيم تا بر ترس هاي خود غلبه كرده و در خود تغيير ايجاد كنيد.
1- ترس از ناشناختهها:ترس از ناشناختهها باعث ميشود افراد نتوانند از فرصتها استفاده كرده و در موقعيتهايي كه چندان خوشايندشان نيست باقي بمانند. هر موقع صحبت از تغيير پيش ميآيد، مردم به گفتن چه پيش خواهد آمد ميافتند.با خودتان فكر ميكنيد موقعيتي كه الان داريد بهتر است و به همين خاطر همه ايدهها و افكار تازه براي تغيير را در ذهنتان دفن ميكنيد و فكر ميكنيد بايد همين جايي كه هستيد باقي بمانيد. اما بايد بدانيد ترس از ناشناختهها يكي از مهمترين دلايلي است كه افراد را از ايجاد هر نوع تغيير مثبت در زندگيشان باز ميدارد...
هنرها تنها تقلید محض واقعیت خارجی نیستند و اگر برخی آثار هنری چنین بودند در حقیقت در برابر رسالت عالی خود کاذب می نمودند.
شوپنهاور
مفاهیم اساسا تفکراتی انتزاعی و تا اندازه ای بی جان هستند. هنرمندانی که پیش از شروع یک کار تمام جزئیات آن را برنامه ریزی می کنند تنها از اندیشه مفهومی سود می جویند و در نتیجه آثار سست و ملال آوری به وجود می آورند زیرا خود را از منابع عمیقتر الهام یعنی ایده ها محروم می کنند .
شوپنهاور
مدیریت در کلام ساده افزودن بر کارایی پرسنل در مقایسه با زمانی است که شما حضور ندارید. تحقق این امر مستلزم برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت صحیح از سوی شماست و توفیق در فرایند مذکور ممکن نیست مگر با آگاهی از هدف، شناخت ابزار بالقوه، تعیین کاستیها و ارائه تدابیر لازم جهت فراهم آوردن آن کاستیها .
گام نخست این است که کشف کنید به کدامین مقصد رهسپار شوید یا چه امری را به انجام برسانید. چنانچه با گروهی مواجه هستید که همه با هم در یک جهت در حرکتند هرگز تلاش نکنید بلافاصله سد راهشان شوید. اگر به شما تاکید بر بازدهی ضعیف این گروه شده باشد، مسئولیت شما بهبود این بازده خواهد بود و اگر گلایههایی درباره کیفیت پائین یا خدماترسانی نارسا دریافت کرده باشید آنگاه وظیفه شما نشانه گرفتن دقیق این معضلات خواهد بود. همین که هدف را یافتید آنگاه آن را با گروه در میان بگذارید و چه بهتر که در یک ملاقات کوتاه و در صبح اولین روز کارتان این اتفاق بیافتد؛ همه کارکنان را یک جا گردهم آورید، به یک معرفی کوتاه از خودتان بسنده کنید، واضح است همه آنها شما را به عنوان یک سرپرست میشناسند، پس نیاز به خاطر نشان کردن آن نخواهد بود...
همیشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی، همزمان دره ای عمیق نیز در کنارش دهان باز خواهد کرد. اگر می خواهی به بهشت دست پیدا کنی، ریشه های تو باید در خود جهنم پا بگیرند.
اشو
هلن کلر
قرار ملاقاتی در آینده نزدیک دارید؟ یا یک جلسه کاری؟ شاید هم باید پیش روی همه دانش آموزان کلاستان کنفرانس بدهید؟ آرامشتان را از دست داده اید. یکجا بند نمی شوید. با انگشتانتان بازی می کنید. کف دستانتان کمی عرق کرده است. اصلاً حس خوبی ندارید. احساس اضطراب می کنید.
چه کار باید بکنید؟ برای جلوگیری از بروز اضطراب چه پیشگیری هایی می توانید انجام دهید؟ برای کم تر کردن یا از بین بردن استرس و اضطرابی که درست قبل از یک اتفاق در شما ایجاد می شود چه باید بکنید؟ ...
زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، بعد خود را دل مشغول چگونه نمردن می کنیم این است تمایز هوشمندانه.
فروید
●آيا كار زياد به زندگي خانوادگيتان آسيب ميرساند؟
خيليها از من درباره تاثير كار زياد بر روي زندگي خانوادگي سوال ميكنند. من اعتقاد دارم كه زندگي خانوادگي خوشبخت، كليد همه دستاوردهاي موفقيتآميز است. بيشتر افراد دوو به علاوه خودم، معتقدند كه كاركردن زياد و مداوم به خانواده آسيبي نميرساند، بلكه بر عكس، شكوفايي به بار ميآورد. اينگونه نگرش ما را از مردم كشورهاي پيشرفته متمايز ميسازد.
حتي اگر خيلي گرفتار باشيد، باز هم ميتوانيد فرصتي داشته باشيد تا با خانوادهتان سپري كنيد.معمولاً كمتر كار داشتن براي افراد ما دردآور است چون ما براي كار ساخته شدهايم.ممكن است تصور كنيد كه از لحاظ اجتماعي آدم محافظهكاري هستم، اما در كره، امريكا و هر كشور ديگري همه چيز بر پايه زندگي خانوادگي و اخلاقيات استوار است. با اين وجود يك شوهر آمريكايي كه در حدود 50 سال دارد، به خارج از كشور ميرود و با زن جوان و جذابي آشنا ميشود و بلافاصله همسرش را طلاق ميدهد. هر مدير اجرايي كه چنين كاري را در كره انجام دهد، كارش ساخته است. هيچكس به او احترام نميگذارد.
گاهي بين من و همسرم اختلافاتي پيش ميآيد، عليرغم اين اختلافات، عشق ما همچنان رو به رشد است. وقتي مشكلاتي بين زن و شوهر بروز ميكند، صبر ميتواند همچنان آنها را به يكديگر نزديكتر كند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
این ذهن است که ذهن را جلب می کند، فقط درست ها می آیند و ما به وسیله ناخودآگاهی هدایت می شویم زیرا ناخودآگاه می داند.
ک.گ.یونگ
اسکاول شین
مطالعه این مقاله برای مدیران عامل جدید یا مدیران عاملی که سازمان خود را عوض میکنند. بسیار ضروری است. مباحث مطرح شده و راهکارهای تدوین شده در این مقاله، نتیجه تجربیات و عملکرد بسیاری از مدیران عاملی است که در سازمانهای بزرگ و کوچک، دولتی و غیردولتی استخدام یا جایگزین شدند .
صد روز اول کار شما در مقام یک مدیر عامل، بحرانی ترین زمان کاری است. زیردستان شما با نگاه تیزبینانه، به دنبال یافتن خواسته های ذهنی، ساختار تیم های کاری مورد دلخواه، شیوه های رهبری، نقاط ضعف و ماهیت و شخصیت شما هستند. این مقاله می تواند راهنمای خوبی برای ۱۰۰ روز اول عمر مدیر عاملی شما باشد. ۱۰۰ روزی که بحرانی ترین روزهای عمر کاری شما محسوب می گردد ...
خدایا !آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز، تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند، بسوزد و آنگاه از پس توده ی این خاکستر، لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند...
شریعتی
●افتخار ميكنم كه در آفريقا به سختي كار كردهام.
مهمترين راه به حداقل رساندن خطر در يك موقعيت متغير مراقبت مداوم از آن است، و دليل سفرهاي من به نقاط مختلف آفريقا همين است. روزهايي كه جوانتر بودم، دو يا سه كيسه بزرگ از نمونه كالايمان در هواي بسيار گرم كشورهاي آفريقايي به همراه ميبردم و راههاي خاكي شهرهاي آفريقايي را طي ميكردم. چنان عرق ميكردم كه گويي تازه دوش گرفته بودم. اما در آن زمان افتخار ميكردم كه اولين صاحب كسب و تجارت كرهاي بودم كه قدم در آن بازار تازه ميگذاشتم.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
چه کسی نیایش می کند ؟ چه کسی با شدت و عشق و اضطراب و هراسان «می خواهد»؟ کسی که فاصله ی میان آنچه هست ، با آنچه باید باشد – در او زیاد است چنین کسی مضطرب است ، وچنین کسی دائماْ خواهنده و مشتاق و نیازمند و تشنه است و چنین کسی نیایش می کند . اما آن کسی که این دو حالتش بر هم منطبق است یا بقدری فاصله ی میان این دو بودنش اندک است که با صدور یک رتبه و یا یک دخل ِ حسابی ، از بین می رود ، او با نیایشش در همان سطح اندک و مبتذل است و دستگاه کائنات و مخاطب ِ انسان ِ نیایش گر که جهت تکامل یک نیایش گر متعالی است در نظر او یک بنگاه ِ کار گشائی است یا یک جبران کننده ی ضعف و تنبلی انسان است در حالی که برای روح بزرگ و تشنه و عاشق ، نیایش معراج به سوی ابدیت ، پرواز به قله ی مطلق و صعود به ماوراء انچه هست است.
نیایش- شریعتی
شاید بتوان این موضوع را از ویژگیهای منحصر به فرد عصر جدید بهشمار آورد که شرکتها و بنگاههای صنعتی و اقتصادی و تجاری کوچک و نوپا با رشد سریع و بهتآور خود، بهعنوان رقیب جدی شرکتهای بزرگ و باسابقه به میدان میآیند و حتی در این رقابت سخت و پرتنش پیروز میشوند. نگاهی به فهرست شرکتهای برتر جهانی در حال حاضر و مقایسه آن با فهرست چنددهه گذشته بهخوبی گواه این واقعیت است. شرکت رایانهای دل (DELL CORPORATION) یکی از مثالها و الگوهای مطرح در این زمینه است. شرکتی که تنها دودهه پیش با همت و جدیت و خلاقیت جوانی ۱۹ ساله و گریزان از درس و دانشگاه، تنها با سرمایه ۱۰۰۰ دلار شکل گرفت و بهسرعت باابداع روش فروش مستقیم اینترنتی رایانه و سیستمهای آن به شرکتی چندمیلیارد دلاری با بیش از ۶۰ هزار کارمند در ۱۵۰ کشور جهان تبدیل شد...
باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت : انسان بندی است بسته میان حیوان و ابر انسان ؛ بندی بر فراز مغاکی. فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر. آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی .
نیچه
●چرا ديوانهوار كار ميكنم
من احساس ميكنم كه يك شركت نبايد فقط براي منافع مادي وجود داشته باشد. شركتهايي كه تنها براي منافع مادي وجود دارند و شركتهاي ديگري تنها براي انجام دادن كار، افرادي هم هستند كه تنها به فكر بدست آوردن پول هستند و افراد ديگري تنها براي انجام دادن كار وجود دارند.
افرادي كه تنها دلبسته ثروت خود هستند هرگز راضي نخواهند شد، چون براي حرص و طمع آنها حدي وجود ندارد. كسي كه تنها براي ثروت خود زندگي ميكند، هرگز نميتواند لذت واقعي زندگي را بفهمد، چون طبيعت حرص و طمع مادي حد و مرز نميشناسد.
به مقدار ثروت و دارايي خود باليدن احمقانه است، چون معني اين كار اين است كه شما چيز ديگري براي باليدن نداريد. كسي كه مقدار زيادي ثروت روي هم انباشته و نميداند كه چگونه از آنها به نفع مردم استفاده كند، ثروتمند نيست، بلكه فقير است. از طرف ديگر، كسي كه ثروت ناچيزي دارد و ميداند كه چگونه از آن به نفع ديگران استفاده كند، ثروتمند واقعي است.
اگرچه من مدير يك شركت معظم هستم، هيچ علاقهاي به اموال و دارايي ندارم. مردمي كه تصور ميكنند يك كارآفرين از روي حرص و ولع براي اموال و دارايي شركتي را اداره ميكند هرگز قادر به درك لذت ناب موفق شدن به ساختن يك شركت بزرگ يا انجام كسب و تجارت بزرگ نخواهد شد. آنها تصور ميكنند من كه شبانهروز 24 ساعته را خيلي كوتاه ميدانم، بايد احمق باشم اگر همه اين رنجها را تنها براي ثروت و دارايي خود تحمل نكنم.
اما براي به دست آوردن چندرقاز پول ديوانهوار كار نكردهام. من براي لذت انجام كار يك معتاد به كار سختكوش شدهام. هرگز ثروت و اموال حتي با لذت انجام كار در اداره كردن يك شركت هم قابل مقايسه نيست.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
تا زمانی که احساس می کنم نقاشی و نقش اصلی را نیافته ام به کشیدن ادامه خواهم داد.
پئر کلیوا
تغییر آن چیزی نیست که می آموزیم آن چیزهائی ست که از دست می دهیم .
جوستین گاردر
فرسودگي شغلي، عبارت است از حالتي از خستگي جسمي ، هيجاني و ذهني كه به دليل فشار مداوم و مكرر هيجاني ناشي از برخورد فشرده و دراز مدت با مراجعان به وجود مي آيد. نشانه هاي عمده فرسودگي شغلي عبارتند از : احساس درماندگي ، نااميدي، سرخوردگي، رشد ديدگاه منفي نسبت به خود و ديگران. فرسودگي شغلي بر اثر استرس شديد، مداوم و كنترل شده و زماني كه تقاضاي محيط شغلي بيش از توانايي هاي شخصي فرد براي سازگاري يا موفقيت باشد به وجود مي آيد. در اين نوشتار، به دلايل عمده فرسودگي شغلي، فرآيند فرسودگي وشيوه هاي عمده رفتاري و شناختي مقابله با فرسودگي شغلي اشاره مي شود...
ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند. وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند . اگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است .
ویلیام جییمز
این کمکی نیست که تو مداوم کاری را انجام دهی که از عهده ء آن بر میائی مهم این است کاری را بتوانی انجام دهی که تاکنون نمی توانستی و یاد نگرفته بودی.
بیانجار هُوُف
بعضی تصور میکنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می بینند کسانی هستند که از حرف هایشان اطاعت می کنند و به آنها احترام می گذارند، احساس رضایت کنند .
متاسفانه، آنچه شما می بینید فقط یک درصد از زندگی آنها میباشد (در واقع ساعات فراغت آنهاست). مطمئناً رئیس بودن الزامات و خصوصیات خاصی می طلبد. یک رئیس هیچوقت تعطیلی ندارد و ۲۴ ساعت روز باید گوش به زنگ باشد. هیچ کس تا به حال با نشستن در رستورانها و دید زدن دخترها رئیس نشده است. برای رئیس شدن باید سخت تلاش کرد و همیشه هوشیار بود. نکاتی که در این مقاله پیش روی شما قرار داده ایم، به شما برای رسیدن به این هدف کمک می کند ...
جان هنری
●چرا مديران ارشد بايد پايينتر از حد امكاناتشان زندگي كنند.
معمولاً وقتي در سفر هستم از اقامت در سوئيت هتل خودداري ميكنم. يك اتاق معمولي كفايت ميكند چون در اين اتاق فقط ميخوابم و در كشورهاي جهان سوم معمولاً در اقامتگاه كاركنان دوو با ديگر كاركنان دوو اقامت ميكنم تا ببينم آنها چگونه زندگي ميكنند و وقت بيشتري را با آنها ميگذرانم.
اين فقط به خاطر آن نيست كه فروتني نشان دهم و يا صرفهجويي در پول كنم، بلكه ميخواهم روحيه اصلي خودم را نشان دهم. شما بايد زير سطح امكانات خود زندگي كنيد، اين به شما حاشيه امنيتي ميدهد. اگر شما در يك سطح عالي زندگي كنيد، آنگاه زندگي در سطح پايينتر مشكل ميشود.
هر كس حد و مرز خاص خودش را دارد. حد و مرزي كه ميتواند از عهده آن بربيايد و بيشتر مردم سعي ميكنند نشان دهند كه ميتوانند بهتر از آن زندگي كنند، واقعاً بالاتر از استطاعت خود. من احساس راحتي بيشتري ميكنم اگر حداقل يك پله پايينتر از حد توان خود زندگي كنم.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چیز شکل می گیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. درون هر چیز در اعمال هستی، نیرویی هست که چیزی را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم، هر آنچه امروز هستیم، از سکوت دیروز زاده شده است.
جبران خلیل جبران
استائل
شرکت آی.بی.ام (IBM) در نوزدهم ژانویه ۱۹۹۳ مبلغ ۵/۴۶ میلیارد دلار را به عنوان زیان سه ماهه چهارم سال ۱۹۹۲ و مبلغ ۴/۹۷ میلیارد دلار (یعنی بزرگترین زیان در تاریخ شرکتهای آمریکایی )را به عنوان کسری درآمد اعلام کرد. در جریان اصلاح ساختار، اخراج ۴۲۹۰۰ نفر در سال ۱۹۹۲، و پیشبینی تعدیل ۲۵ هزار نفر نیز در برنامه سال ۱۹۹۳ منظور شد، که بااحتساب پنجمین تجدید ساختار شرکت از سال ۱۹۸۵، تعداد اخراجیها به ۱۰۰ هزار نفر بالغ گردید. قیمت سهام آی.بی.ام که در تابستان ۱۹۹۲ بالغ بر ۱۰۰ دلار بود، در پایینترین رکورد ۱۱ ساله به ۴۸ دلار کاهش یافت. آی.بی.ام که به عنوان شرکت معظم تراشه ـ آبی در صنعت رایانه مطرح بود، چگونه مشکلاتش ناگهانی آشکار شد؟...
ما انتخاب کرده ایم که به بخش هایی از وجود خود اجازه بودن ندهیم و درنتیجه مجبور هستیم انرژی روانی بسیاری را صرف پنهان نگه داشتن آنها بکنیم.
فورد
بعضی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آنرا لنگر کشتی می سازند .
کولستون
امروزه دیگر همه گروههای کاری و علمی اذعان دارند، برای اینکه سازمانها بتوانند در دنیای تجاری و رقابتی یک حضور مستمر و پایداری داشته باشند، باید حول محور علم و دانش فعالیت کنند. علی رغم اینکه دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری و حیاتی است و شرط موفقیت سازمانها در تجارت جهانی دستیابی به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح است، اما باز هم بسیاری از سازمانها هنوز به مدیریت دانش به طور جدی توجه نکرده اند. باید توجه داشت که جهان کنونی نیازمند پاسخگویی سریع است. سازگاری بی درنگ، نتیجه گیری سریع و بالاتر از همه نیاز رشد فردی، متاثر از دگرگونیهایی است که نیازمند دانش و خلاقیت است...
لازم نیست گوش کنید، فقط منتظر شوید. حتی لازم نیست منتظر شوید، فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهرهاش بردارید انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما در خواهد غلطید .
فرانتس کافکا
● چگونه پول در آوريم و چگونه آن را خوب خرج كنيم
وقتي صحبت از پول درآوردن باشد، من يك خبره هستم. هرجايي كه ميروم، فوراً متوجه ميشوم پول را از كجا ميتوان درآورد. يك بار به شوخي گفتم كه در هر خياباني پول ريخته است، بنابراين ميتوانم آن را پارو كنم. البته، جاهايي در دنيا وجود دارند كه خيابانهايش پر از پول نيستند وپول درآوردن در آنجاها مشكل است.
چون براي پول درآوردن استعداد دارم، هرگاه براي بازديد به جايي ميروم، فوراً به من الهام ميشود كه چه كالايي در اين مكان به فروش ميرود. اما استعدادي كه هنوز در من نيست و بايد بوجود بيايد و يكي از از عيبهاي من است اين است كه وقتي به پول خرج كردن ميرسم، پول درآوردن را فراموش ميكنم.
من پول را در گوشه و كنار دنيا براي خود و خانوادهام درنياوردهام. اگر اينطور بود، تا حالا مرد بسيار ثروتمندي بودم و در عين حال احساس پوچي ميكردم. هرگز احساس نكردم كه دوو متعلق به من است. من مالك دوو نيستم، من متخصص در مديريت آن هستم.
خيلي ساده بگويم، همه پولي را كه من درآوردهام به من تعلق ندارد.
انجام كسب و تجارت صرفاً براي ارضاء خواستههاي خود اشتباه است. علت آنكه از بعضي از كارآفرينان انتقاد ميشود اين نيست كه پول زياد درنياوردهاند يا اينكه خيلي زياد پول درآوردهاند، بلكه علت اين انتقادات آن است كه اين كارآفرينان نميدانند چگونه عاقلانه از آن استفاده كنند.
اگر شما استعداد استفاده عاقلانه از پول را نداريد، پول را در اختيار كسي قرار دهيد كه اين استعداد را دارد. كار سختي نيست، فقط تصور كنيد پولي را كه درآوردهايد تنها و تنها متعلق به خود شما نيست.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
مهم نیست که چقدر منزوی هستید و چه مایه احساس تنهایی می کنید، اگر کار خود را حقیقتاً و خودآگاهانه انجام دهید، یاران ناشناخته می آیند و شما را طلب می کنند.
میگوئل سرانوی
«صمیمانه ترین نامه ها نامه هایی است که به هیچکس مینویسیم» و« سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی آن را ایجاب نمی کند» و اینها است «حرف هایی که هر کسی برای نگفتن دارد».
شریعتی
امروزه تلاش روزافزون سازمانهای پیشرو در دنیای رقابت و کسب و کار این است که یک استراتژی مشخص جهت مدیریت دانش و جذب تجربه های سرمایه انسانی داشته باشند که این خود باعث پدید آمدن مشاغل جدید برای سازمان در این راستا شده است. از این رو این مقاله به طور خلاصه می کوشد ضمن تبیین گامهای استراتژی مدیریت دانش،به معرفی یکی از مشاغل مهم و کلیدی دراین فرایند تحت عنوان کتابداران ویژه بپردازد.این افراد به عنوان واسطه هایی بین افراد سازمان به عنوان منابع دانشی درونی و منابع دانشی و اطلاعاتی خارج از سازمان هستند که ضمن ارضای نیازهای اطلاعاتی و دانشی کارکنان سازمان از بیرون سازمان به مستند سازی و جمعآوری دانش موجود، تحت نظارت مدیران دانشی در سازمانهای پیشرو در جهان کسب وکار مشغول به فعالیت هستند...
شریعتی
شریعتی
اوایل فوریه ۱۹۹۰، اولین خبر مبنی بر آلوده بودن بطریهای آب معدنی به مدیران کمپانی «پریر»(PERRIER) رسید. «رونالد دیویس» رئیس بخش آمریکائی کمپانی «پریر» دستور داد به موازات بررسی و اقدام اصلاحی، تمام بطریهای آب در سطح آمریکا جمع آوری شود. بعد از چند روز شریک فرانسوی «پریر» کلیه بطریهای آب در اروپا را جمع آوری کرد.
گرچه واکنش فوری بحران، نشاندهنده تعهد کمپانی به مشتریان و احساس مسئولیت اجتماعی است ولی بررسی عمیق موضوع، بیان کننده اشتباه فاحش است...
شریعتی
●بهترين نوع مديرعامل
يكي از انواع مديرعاملها كسي است كه احترام زيادي هم برايش قائل هستند و استحقاق اين احترام را نيز دارد. او زيردستانش را تشويق ميكند تا افكار جديدي را ارائه دهند و جزئيات آن را بخوبي انجام دهند. اين نوع مدير عامل براي خيلي از شركتها مناسب است.
اما من از نوع ديگر هستم، مديري كه خود دستاندركار است. البته اين نوع مديريت خطرات خاص خود را دارد. وقتي كاركنان با طرحها يا ايدههايي پيش من ميآيند كه بسيار هم سخت روي آنها كار كردهاند، من ميخواهم آنها را تشويق كنم، ولي همواره راه بهتري براي انجام آنها به نظرم ميرسد.
به همين صورت است وقتي كه مديران نزد من ميآيند و با افتخار توضيح ميدهند كه چگونه تصميم دارند از پروژهاي حمايت مالي كنند. هرچند بسيار مشتاق به تشويق مديران هستم، ولي تقريباً هميشه طرح هاي آنان ميتواند بهتر باشد و بايد به آنها بگويم كه : "بهتر از اين ميتوني اين كار رو بكني." نوع رهبري من ممكن است مناسب همه شركتها نباشد، اما باعث ميشود تا دستاورد افرادم آنقدر بالا باشد كه حتي خوابش را هم نميديدهاند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
شریعتی
در شرایط کنونی بازارهای داخلی و جهانی که در آن روز به روز شرکتهای جدیدی با قدرتهای متفاوتی پا به عرصه ظهور میگذارند، رقابت روز به روز سختتر و فشردهتر میشود و شرکتها همواره ناگزیر به تجزیه و تحلیل وضعیت رقبا و شناسایی مزایای رقابتی خود در مقایسه با آنها هستند تا با اعلام این مزایا، جایگاه متمایز و برتری نزد مشتریان پیدا کرده و ادامه بقا دهند. از این رو برای تهیه استراتژیهای رقابتی موثر و کارساز، یک شرکت باید تلاش کند و تا جایی که امکان دارد دربارهء رقبای خود به جمعآوری اطلاعات بپردازد. این اطلاعات را به طور مثال میتوان از طریق پایگاههای اطلاعاتی و وبسایتها، آگهیها و تبلیغات، آمار و اطلاعات موجود در برخی سازمانها و نهادهای دولتی و همچنین بررسی و مطالعه استراتژی رقابتی و بازاریابی رقبا به دست آورد...
جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم.
شریعتی
نهج الفصاحة جمله2758
تحقق هر هدف و آرماني در گرو فراهمسازي زمينههاي مناسب رشد و نمو آن است. از اينرو، شكوفايي و توسعه نيز نيازمند ايجاد و گسترش فرهنگ شكوفايي است؛ فرهنگي كه اين تلقي و ذهنيت را در نزد آحاد جامعه وسعت بخشد و در ضمن برخوردار از نمودي عيني در رفتارهاي آنها باشد. البته ايجاد چنين فرهنگي، خود يك امر مدني بوده و تنها از عهده نظام كلان سياسي ساخته نيست. براين اساس، چنين زمينهسازياي نيازمند مشاركت اجتماعي و سياسي شهروندان در امور مرتبط با خودشان است. مطلب حاضر به بحث در اين حوزه ميپردازد.
هر مفهوم و مقوله مندرج در مباحث حوزه اجتماعي دو بعد «بود» و «نمود» دارد. «بود» در واقع همان ماهيت و چگونگي آن مفهوم به صورت انتزاعي و «نمود» تبلور عيني و انضمامي آن مفهوم در عالم خارج از ذهن است. مفهوم مركب «فرهنگ شكوفايي» مطابق اين قاعده داراي بعدي ذهني و وجود شناختي و همچنين داراي بعدي عيني و جامعهشناختي است...
نهج الفصاحة جمله 1726
استون
مالکوم بریکلین از نوجوانی دلش می خواست یک کارآفرین موفق باشد. تا به امروز او موفق نبوده است. بعضیها میگویند که او به هر چیزی دست بزند، شکست میخورد. تلاش او عمدتاً متوجه خودکارکردن صنایع است.
هنوز او به تلاش خود ادامه میدهد ولی علیرغم ناکامی در فرایند کار، زندگی راحتی را برای خود فراهم کرده است.
در ۲۸ سالگی در سال ۱۹۶۹ «بریکلین» به طور ناموفق تلاش کرد که ماشین مینیماینر خود را بفروشد. در سال ۱۹۷۵ در کارخانه «نوا» شروع به ساخت یک ماشین مسابقات کرد و اسم خود را نیز روی آن گذاشت ولی با ناکامی مواجه شد. علی رغم ناکامی در تلاشهای گذشته، او شروع به واردات و فروش ماشینهای فیات مسابقاتی کرد و با شیطنت، آرم فیات را برداشت و آرم خود را جایگزین آن کرد ولی این ماشین نیز فروش نرفت.
یک دهه بعد او به یک اقدام جاهطلبانه دیگر دست زد. او سه اشتباه سابق خود را کنار گذاشت و پروژه جدیدی به نام یوگو (oguY) را برای میلیاردر شدن خود شروع کرد. توجه به جزئیات ماجراهای او در این پروژه خیالی، خالی از لطف نیست...
نهج الفصاحة جمله2559
● پول خنثي است
يك انسان باهوش ميداند كه چگونه از وقت و پول عاقلانه استفاده كند. بنابراين بگذاريد به شما بگويم كه حتي مبلغ ناچيزي را نيز به هدر ندهيد همانطور كه نبايد وقت خود را هدر دهيد.
خوب است كه از عنفوان جواني برخورد سالمي با پول داشته باشيد. البته پول به خودي خود خنثي است، پول نه خوب و نه بد است. چيزي كه خوب يا بد است اين است كه چگونه از آن استفاده ميكنيد.
از پول زماني بايد استفاده كرد كه ضرورت ايجاب ميكند، و معيار آن قابليت فايدهرساني است. پول هنگامي عاقلانه خرج ميشود كه هزينه تحصيلي خود را بپردازيد. صرف هزينههاي پزشكي خودتان شود، و يا به نيازمندان كمك كنيد، كه در چنين مواردي نبايد خسيس بود.
از پول احمقانه استفاده نكنيد، مثلاُ هوس ميكنيد چيزي را بخريد در حالي كه اصلاً به آن احتياجي نداريد.
وقتي شركت ماشينسازي كره را خريدم تصميم گرفتم كه تسهيلات رفاهي كاركنان را ايجاد كنم. مديران در آن زمان به مخالفت برخاستند. مديران اعتراضهاي قابل قبولي داشتند. شركت با كسري موازنه پرداخت جدي روبهرو بود. مديران احساس ميكردند كه اولويت بايد به تسويه بدهي شركت داده شود، و واقعاً هم دليلي بر رد اين ادعا نداشتم. اما ترديد به خود راه ندادم. تصميم من اين بود كه اول منافع كاركنان را در نظر بگيرم.
اگر چيزي براي من باارزش باشد، ديگر به فكر رقم و مقدار آن نيستم. ازطرف ديگر، اگر ببينم كه پولي غيرعاقلانه خرج ميشود، خيلي خيلي ناراحت ميشوم.
كارخانههاي توليدي دوو آلودگي زيادي را ايجاد نميكنند، اما اگر كارخانهاي ايجاد آلودگي كند، ترديدي به خود راه نميدهم تا براي ساختن امكانات حفظ محيط زيست در كارخانه پول خرج كنم.
ما خوب ميدانيم كه چطور به شكلي موثر و صحيح از پول استفاده كنيم. كسي كه پول را به موقع خرج ميكند، كسي است كه ميداند چگونه عاقلانه از پول استفاده كند. همه چيز بستگي به شعور استفادهكننده دارد.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
نهج الفصاحة جمله3058
آزادي گزينشي است مسوولانه. آزادي به معناي رهايي نيست به معناي مسووليت است. آن اندازه كه تكليف است حق نيست. آزادي گزينش ميان كردن يا نكردن است. برگزيدن سلوك خويش و جامعه است و پذيرفتن مسووليت هر دو.
پيتر دراكر
در دنیای متلاطم و پرآشوب امروز که لحظه به لحظه مباحث و علوم نوین در حال شکل گرفتن بوده و پایه های رقابت از افزایش کارآیی به سمت دسترسی به اطلاعات تغییر یافته است، دانش و اطلاعات، سازماندهی و بازیابی بجای آنها و در یک کلمه مدیریت دانش از ضروریات کار مدیریت است. مدیریت دانش همانگونه که از نامش پیداست به معنی اداره کردن دانش موجود و نیز خلق و جذب دانش جدید است. نکته مهم اینکه تنها اکتفا به دانش موجود در عصر توسعه روزافزون دانش، هرگز راهگشا نیست و بنابراین مدیران برای عقب نماندن از حرکت رو به جلوی سازمانهای رقیب ، مجبور به تشویق دانش آفرینی در شرکتهایشان هستند .
این مقاله ابتدا به تشریح مقولات داده، اطلاعات مدیریت دانش و دانش آفرینی میپردازد و سپس به راه هایی برای دانش آفرینی یعنی ورودی سیستم های مدیریت دانش و در پایان به رابطه ورودی و خروجی این سیستم ها از طریق مارپیچ دانش اشاره می کند ...
شوپنهاور
اگر فکر میکنید:شکست میخوریدو یاپیروز خواهید شددر هر دو صورت درست اندیشیدهاید.
آنتونی رابینز
آلبرت جی . دانلپ (ALBERT J. DUNLAP ): در محله فقیرنشین «هوبوکین» بزرگ شد. این فرزند چوپان آرزو داشت چیزی برای خود بسازد . در مدرسه فوتبال بازی می کرد و از وست پوینت به عنوان چترباز فارغ التحصیل شد و در مدت کوتاهی به سرعت عمل، صرفهجویی و سختگیری شهرت یافت.
او در۱۹۸۳ ریاست شرکت لیلی تولیپ (Lily Tulip) سازنده لیوانهای کاغذی را به عهده گرفت که به خاطر بدهی زیاد درحال ورشکستگی بود. دانلپ سریعا فلسفه مدیریتی خودرا که به آن شهرت یافته بود به اجرا درآورد: هزینه ها را قطع و کارکنان اداره مرکزی را اخراج کرد و هواپیمای جت شرکت را فروخت . موقعی که او بعد از سه سال آنجا را ترک کرد، شرکت در بهترین موقعیت خود قرار داشت. در سال ۱۹۹۱ او به شرکت استرالیایی با بدهی سنگین رفت و طی دو سال با برخوردهای «ارهای» ضمن اصلاح وضع موجود و پرداخت بدهی، موقعیت آن را تثبیت کرد.
اکنون دانلپ در ۵۶ سالگی در جریان بازسازیهای مختلف نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار ثروت به دست آورده است. هیئت مدیره کاغذسازی اسکات او را برای اصلاح وضع شرکت استخدام و حتی خانه ۲/۳ میلیون دلاری او را در فلوریدا خریداری کردند...
یک آیهای در انجیل هست که من خیلی دوستش دارم و فکر میکنم اگر همهی انجیل تحریف شده باشد، این آیه اصیل است. زیرا بوی سخن یک پیغمبر را میدهد و تصور نمیکنم کسانی که به تحریف یک کتاب آسمانی میپردازند، این قدر شعور و ذوق داشته باشند که چنین جملهی زیبایی بسازند. میگوید: «ای انسانها! از راههایی مروید که روندگان آن بسیارند. از راههایی بروید که روندگان آن کماند.» چرا که تاریخ، تکامل، مال کسانی است که خودشان راه تازه انتخاب کردند، یا راههایی برگزیدند که هنوز انسانها و تودهی عوام که همیشه دنبالهرو هستند، و همیشه دیگران برایشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند، از آن راهها نمیروند. «از راههایی بروید که روندگان آن کماند. از راههایی مروید که روندگان آن بسیارند.» روحانیون قشری قسطنطنیه برای این که به مضمون آیه عمل کنند، هیچ وقت از خیابانهای اصلی و شلوغ عبور نمیکردند، بلکه از کوچه پس کوچههای خلوت میگذشتند. این نشان میدهد که گاه یک زیبایی شگفت، یک فکر بلند، و یک سخن عمیق، در اندیشههایی که شایستگی فهم آن را ندارند، به چه صورت مضحکی تجلی میکند و مسخ میشود. و علی، این روح پرشگفتی که در همهی ابعاد گوناگون، و حتی ناهمانند بشری قهرمان است، امروز در میان شیعیان خویش چنین سرنوشتی دارد. (افسوس که چقدر زیباییها و عظمتها در دست ملتهایی که لیاقت داشتنش را ندارند، پامال میشود.) و این امام راستین، شیر پیروز روزهای مدینه، و روح تنها و دردمند شبهای نخلستان، که رسالت خاصی در تاریخ دارد، اکنون از همهوقت ناشناختهتر است و کاش ناشناخته میبود، که بدشناختهتر است. ای کاش علی را اصلاً نمیشناختیم، و محققان نخستین بار او را به ما میشناساندند.
شریعتی
●يك رهبر چه ويژگيهايي بايد داشته باشد
يك ضربالمثل كرهاي ميگويد :" چشمهساران زلال هستند كه رودهايي با آب تميز و زلال را تشكيل ميدهند." و اين درست است. آبهاي بالادست بايد زلال باشند تا يك رودخانه پاك و تميز باشد.جامعه هم همينطور است. رهبران بايد پاك و عفيف باشند تا جامعه پاك باشد، اغراق نيست اگر بگوييم كه جامعه را با رهبرانش ميتوان ارزيابي كرد.
ويژگي هاي يك رهبر چيست؟ رهبران بايد قابليتهاي بسياري داشته باشند. آنها بايد قاطع بوده و قدرت سازماندهي داشته باشند. رهبران بايد با رهبري قوي تضادها و بيلياقتيها را اصلاح كنند.
رهبران بايد حس وظيفهشناسي داشته باشند. رهبران بايست كار خود را حكمي آسماني تلقي كنند. آنها بايد براي كار خود زندگي كنند و براي آن نيز بميرند. تنها و تنها ماموريت آنها همين است و بس.
كسي كه رهبري را ابزاري براي منافع شخصي خود ميداند، صلاحيت رهبري ندارد. رهبر بايست حس مهم فداكاري داشته باشد كه آن از حس ماموريت سرچشمه ميگيرد چرا كه اين دو دست در دست يكديگردارند و همراه يكديگر هستند. رهبريت چيزي نيست كه تنها از نشستن در يك جايگاه رفيع به دست بيايد.تنها آناني كه حاضر هستند زندگي خصوصي خود را فدا كنند، چيزهاي مورد علاقه خود حتي خانواده خود را، ميتوانند رهبر شوند.
از طرف ديگر، آدمهاي ديگري هستند كه تنها به خاطر خوشبختي و منافع خودشان كار ميكنند. آنها بيشتر با زندگي خانوادگي و شخصي خود خوشبخت و خشنود هستند تا با آن حس رضايتي كه از حركت به سوي موفقيت و توسعه سرچشمه ميگيرد. اينگونه افراد هرگز از سطح مديريت بالاتر نميروند.
كسي در جايگاه يك رهبر مورد احترام است كه حس ماموريت واقعي، حس فداكاري و ارزشهاي قوي در او وجود داشته باشد. اين وجه افتراق يك رهبر و يك ديكتاتور است. مردم از روي احترامي كه براي يك ديكتاتور قائل هستند از وي اطاعت نميكنند، بلكه اين اطاعت از روي ترس است. مردم از رهبران واقعي نميترسند، بلكه به آنان احترام ميگذارند. قدرت و اعتبار از احترام نشأت ميگيرد و يك رهبر بايد احترام را كسب كند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
سوزان تيلور
دردهای بزرگ برای هر روحی همیشه خوب نیست، بعضیها از همه زندگی کینه به دل میگیرند.
مديريت به مفهوم كلي آن اگرچه سابقهاي به قدمت زندگي اجتماعي انسان و حتي بيشتر از آن دارد، اما آن چه به نام دانش مديريت تكامل پيدا كرده به اواخر قرن نوزدهم و عمدتا، اوايل قرن بيستم برميگردد.
با اندكي دقت در بستر تكوين مديريت ميتوان دريافت كه هرچند تحولات مديريتي تابعي از يادگيري و روند معرفت بشري است، اما چه از نظر تكامل و چه از نظر كاربرد، اين دانش از اهميت خاصي برخوردار است، به حدي كه امروز مديريت جاي خود را در ميان مهمترين فعاليتهاي زندگي بشر به خوبي باز كرده و به مدد آن از منابع و امكانات بهرهبرداري ميشود و مهمتر از آن توانايي و استعداد «انسان» به منصه ظهور ميرسد و در سايه آنها اهداف تحقق مييابند.
براي شكلگيري «فرآيند مديريت» مثلثي با سه ركن ...