آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک .
جبران خلیل جبران
نه... نميشود... نميتوانم... امكانپذير نيست... ممكن نخواهد بود... مگر ميشود؟ روزي چند بار اين جملات را ميگوييم يا ميشنويم؟
نمي تواني، چون فكر ميكني كه نميتواني. نميشود چون تو باورداري كه نميشود. امكان پذير نيست زيرا در نگاه تو ناممكن است و روح جهان همان را به تو ميدهد كه ميبيني و باورداري. پرواز غيرممكن بهنظر ميرسيد چرا كه ذهن محدود آن را منحصر به پرندگان ميدانست اما راههاي بسياري بود و هست براي پرواز. محدود ميبيني چرا كه خود را جسم ميداني. جهان محدود است چرا كه در اين نگاه «من» محور همه چيز است؛ مني كه در ديوارها و حصارهاي جسم و ذهن محدود شده و پتانسيلهاي عظيم نهفته و قابليتهاي آشكار نشده روح آن همچنان چون گنجي بلا استفاده مانده است...
به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد .
جبران خلیل جبران
حضرت علي بن موسيالرضا ميفرمايند:
تا ده خصلت در بنده مسلمان نباشد عقل او كامل و تمام نميشود:
1- اميد خير به او باشد.
2- مردم از شر او در امان باشند.
3- خير كم ديگران را (نسبت به خود) بسيار بشمارد.
4- خير بسيار خود را (نسبت به ديگران) ناچيز ببيند.
5- از طلب حاجت ديگران از خود دلتنگ و آزرده خاطر نشود.
6- در طول عمر خود از كسب علم و دانش خسته نگردد.
7- فقر در راه خدا از توانگري براي او محبوبتر باشد.
8- خواري در راه (رضاي) پروردگارش براي او محبوبتر از عزت با دشمن او باشد.
9- گمنامي را از شهرت و اشتهار خواهانتر باشد.
سپس فرمود: دهمي و چه دهمي! سوال شد آن چيست؟فرمود:
10- به هيچكس برخورد نكند مگر آن كه بگويد: او از من بهتر و با تقواتر است.
مردم (نسبت به او) دو دستهاند: يك دسته بهتر و با تقواتر از اويند و يك دسته بدتر و در مقام پايينتر از او قرار دارند. وقتي شخص پايينتر از خود را ديد، بگويد: شايد خير اين شخص پنهان است و اين بهتر براي او است تا من كه خير و خوبيم آشكار است و اين براي من بد است. و هنگامي كه به بهتر و با تقواتر از خود رسيد نسبت به او تواضع كند تا ملحق به او شود. پس اگر چنين كرد مجد و شرافتش بالا رود، خوبياش پاك گردد، ياد او به نيكي برده شود و آقاي اهل زمانش باشد.
در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید .
جبران خلیل جبران
این کتاب داستان دو موش به نامهای" اسنیف و اسکری" و دو تا آدم كوچولو به نامهای " هم و ها"، است. این چهار موجود در کنار هم در یک هزار تو زندگی می کردند، هر روز صبح با هم کفش و کلاه می کردند و می رفتند دنبال پنیر، البته با دو روش متفاوت، دو تا موش( اسنیف و اسکری) ، برای پیدا کردن پنیر از روش آزمون و خطا استفاده می کردند، یعنی به یک راهرو می دویدند و اگر آنجا خالی بود، بر میگشتند و در راهروی دیگهای به دنبال پنیر می گشتند، اما گاهی گم میشدند، به سمتی اشتباه می رفتند و بارها به دیوار بر می خوردند و پس از مدتی مجدداٌ راهشان را پیدا می کردند.
اما دو تا آدم کوچولوها ( هم و ها)، از روش دیگری استفاده می کردند، که به قدرت تفکر و آموختن از تجارب گذشتهشان متکی بود، اما گاهی اوقات موفق میشدند و گاه هم اعتقادات و عواطفشان بر آنها چیره میشد و گیج شان میکرد. همن امر، زندگی در هزار تو را بغرنجتر می کرد....
دریکی از روزها، این چهار نفر، در راهروی " پ" پنیر مورد نظرشان را پیدا کردند.
با پیدا کردن، پنیر، دو موش هر روز صبح زود از خواب بیدار می شدند، و باسرعت به طرف پنیر میرفتند، آنها به محض رسیدن به مقصد کفشهای کتان شان را در میآوردند، به هم گره می زند و به دور گردنشان می انداختند، سپس شروع به خوردن پنیر می کردند.
اما دو آدم کوچولو، هر روز کمی دیرتر بلند می شدند، کمی آهسته تر لباس می پوشیدند، و قدم زنان، به طرف پنیر می رفتند، آنها به این فکر نمی کردند که پنیر از کجا آمده، یا چه کسی آن را آنجا گذاشته، فرض را بر این گذاشته بودند که پنیر همیشه آنجا خواهد بود، وقتی هم که به پنیر میرسیدند، انگار که در خانه خودشان هستند، کفشهای کتانیشان را به کناری میگذاشتند و دمپاییهایشان را به پا می کردند، و از اینکه پنیر را پیدا کرده بودند احساس رضایت می کردند. و کم کم احساس تعلقی نسبت به این پنیر کردند، و پنیر رو از آن خود میدانستند.
مدتها از پیدا کردن پنیر گذشت، اما یکی از همین روزها زمانی که به محل قرار گرفتن، پنیر در راهروی " پ" ، رفتن، دیدن که پنیری در کار نیست،
آن دو موش ( اسنیف و اسکری) با دیدن این منظره، زود به دنبال پيدا كردن پنیر جدیدی به راه افتادند، و تصمیم گرفتند که تغییر کنند.
اما دو آدم کوچولو ( هم و ها) ، که دیرتر به آنجا میرسیدند، ( چون فکر می کردند، همیشه پنیر اونجا هست) با دیدن این منظره، که اصلا انتظارش را نداشتند، واقعا شوکه شدند.
برای " ها" پنیر فقط به معنای امنیت، داشتن یک خانواده مهربان در آینده و .. بود. برای " هم" پنیر به این معنا بود که به آدم مهمی با چند زیر دست تبدیل شود و مالک خانه ای بزرگ روی تپه ای از جنس پنیر شود.
اما بالاخره، " ها" تصمیم می گیرد که باز به دنبال پنیر بگردد..
" هم" نمی خواست باز به دنبال پنیر بگردد، و بهانه اش، این بود که، من دیگه خیلی پیر هستم و از این که گم بشوم و کار احمقانه ای بکنم می ترسم،...
نتیجه: غلبه بر ترس، یعنی آزادی.
بعد از مدتی " ها" شروع به گشتن پنیر با همان روش قبلی خود کرد، برایش گشتن خیلی سخت بود، ولی کمکم تغییر را قبول میکرد، "ها" پی برده بود که اگر از آغاز به آن چه در حال وقوع بود توجه میکرد، تغییر را پیشبینی کرده بود، احتمالا غافلگیر نمیشد.
بعد از مدتی" ها"پنیر جدیدی پیدا می کند، و دو موش را در کنار آن پنیر میبیند، ( دو موش تغییر را قبول کرده بودند و به جای غصه برای تمام شدن پنیر، به دنبال پنیر گشته بودند و توانسته بودند از زمانشان استفاده کنند و پنیر جدیدی را پیدا کنند و از مزه جدید پنیر تازه لذت ببرند.)
و بعد" ها"، " هم " را نیز از پیدا کردن پنیر تازه با خبر می کند، با اینکه هنوز "هم" نمیتوانست تمام شدن پنیر رو بپذيرد، و مزه پنیر تازه را قبول کند، اما به اصرار "ها" تغییر را قبول کرد...
نتیجههای کتاب:
تغییرات رخ می دهند. آنها دائما پنیر را جا به جا می کنند. انتظار تغییر را داشته باشید. تغییر را کنترل کنید.
پنیر را دائما بو کنید، آنقدر که بفهمید، چقدر دارد کهنه می شود. خودتان را به سرعت تطبیق بدهید.
هر چه سریع تر پنیر کهنه را رها کنید، زودتر می توانید از پنیر تازه لذت ببرید.
تغییر کنید.
با پنیر حرکت کنید. از تغییر لذت برید. از ماجراجویی و از مزه پنیر تازه لذت ببرید.
همیشه آماده تغییر سریع باشید. و هر بار از آن لذت برید. آنها دائما پنیر را جا به جا می کنند.
منبع: كتاب چه کسي پنير مرا برداشته است؟(اسپنسر جانسون)
ذات آدمی اقیانوسی است خارج از محدوده وزن و سنجش . ذات خود را شکوفا می سازد مانند گلی با گلبرگهای غیر قابل شمارش .
جبران خلیل جبران
حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر .
جبران خلیل جبران
مدیریت ریسک کاربرد سیستماتیک سیاستهای مدیریتی، رویهها و فرایندهای مربوط به فعالیتهای تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک میباشد. مدیریت ریسک عبارت از فرایند مستندسازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده و شناسایی و بهکارگیری معیارهایی است که میتوان از آنها جهت رساندن ریسک تا سطحی قابل قبول استفاده کرد.
از طرف موسسه مدیریت پروژه، مدیریت ریسک به عنوان یکی از نه سطح اصلی «کلیات دانش مدیریت پروژه» معرفی شدهاست. در تعریف این موسسه، مدیریت ریسک پروژه به فازهای شناسایی ریسک، اندازه گیری ریسک، ارائه پاسخ (عکس العمل در مقابل ریسک) و کنترل ریسک تقسیم شدهاست. در این تعریف، مدیریت ریسک پروژه عبارت است از «کلیه فرایندهای مرتبط با شناسایی، تحلیل و پاسخگویی به هرگونه عدم اطمینان که شامل حداکثرسازی نتایج رخدادهای مطلوب و به حداقل رساندن نتایج وقایع نامطلوب میباشد»...
فریدریش نیچه
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . جبران
خلیل جبران
سامسونگ الكترونيك در يك نگاه:
سابقه: 67سال (تأسيس: 1938)
بنيانگذار: لي بيونگ چول
حوزه فعاليت: ارتباطات راه دور، نيمه هاديها، فناوري ديجيتال
ويژگي: برترين شركت كره جنوبي
فروش (2005): 5/71 ميليارد دلار
كاركنان (2005): 80594 نفر
رتبه درFORTUNE 500(2005):ا39
مديرعامل: لي كان هي
ممكن است كار لي بيونگ چول بنيانگذار گروه سامسونگ در سال 1938 براي تاسيس شركت را دشوار به حساب بياوريم، اما هيچ ترديد نمي توان روا داشت كه 20 سال پيش كه رهبري شركت به دست فرزند او، «لي كان هي» افتاد و او مسئوليت عبور و تبديل يك شركت خانوادگي و بازرگاني را به يك شركت مبتني بر فناوري الكترونيك برعهده گرفت، دشواري كار بسيار بيشتر از دوران تأسيس بوده است...
اگر بزرگی و عظمت را آرزو می کنی آن را فراموش کن و دنبال حقیقت برو ، آنگاه به هر دو خواهی رسید ، هم حقیقت و هم عظمت ...
سنگا
● هشت گام براي يك زندگي كامل – كلام پاياني با جوانان جهان
1- نيروي بالقوه خود را شكوفا كنيد: جواني تنها مرحلهاي گذرا از كودكي به بلوغ نيست، اغراق نيست اگر بگوييم كه اين زمان از زندگي شما كيفيت و جهت بقيه زندگيتان را تعيين ميكند.
2- آرزوهاي بزرگ داشته باشيد: تاريخ متعلق به كساني است كه آرزوهاي بزرگ دارند.
3- خلاق فكر كنيد: تاريخ توسط متفكران و افراد خلاق هدايت ميشود. جامعهاي كه قابليت توليد و خلاقيت را تحسين كند، شكست نميخورد.
4- چالش طلبي: تاريخ با چالشطلبي و شجاعت پيشرفت ميكند. مردمي كه اهل چالش هستند، موفق ميشوند.
5- فداكاري: تاريخ با فداكاري رشد ميكند. يك نسل بايد براي رفاه نسل بعدي فداكاري كند.
6- از خودگذشته باشيد: انسانها براي زندگي بايكديگر به دنيا ميآيند، هيچكس تنها زندگي نميكند. قبل از خود به جمع فكر كنيد، و نفع عموم را به نفع شخصي مقدم بداريد.
7- با خودتان روراست باشيد: با خودتان روراست باشيد. فكر كنيد كه كدام راه بهترين روش براي روراستي با خودتان است، به دنبال آن برويد.
8- فروتن باشيد: رشد و توسعه از يادگيري سرچشمه ميگيرد. وقتي فكر كنيد كه چيزي را ميدانيد، در همان لحظه كه فكر ميكنيد واقعاٌ مهم هستيد، رشد متوقف ميشود.
چشم و گوش خود را به سوي مناظر و صداهاي دور و برخود باز كنيد، فروتني پيشه كنيد و سخت بكوشيد.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
دموستن
توهین ها مانند سکۀ تقلبی اند . ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم .
رسورجن
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید .
مارسل پیره وو
مردم از هیچ چیز به اندازه مسؤولیت وحشت ندارند؛ با وجود این هیچ چیز به اندازه مسوولیت در دنیا باعث پیشرفت انسان نمیشود.
فرانک کرین
۱- اجرا بزرگترین مسالهء مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲-شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳-به جای پرداختن به برنامه استراتژیک، به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد .
نیدو کیوبین
●چرا نميشود سود خود را از جيب ديگران تامين كرد.
آدمها نميتوانند تنها زندگي كنند. هر كسي جزئي از جامعه است و مردم همه به يكديگر نياز دارند. مردم جامعه را ميسازند و در عين حال، جامعه مردم را ميسازد.
مفهوم زندگي در از خودگذشتگي يافت ميشود، نه در خودخواهي و خودپسندي. اما ما تازگيها به مشكلات اجتماعي به وجود آمده توسط مردمي كه فكر ميكنند آنها، و فقط آنها، بدون در نظر گرفتن ديگران، زندگي خوبي خواهند كرد، برميخوريم. اگر شما حتي ذرهاي براي ديگران ارزش قائل شويد هرگز موادمخدر نخواهيد فروخت و يا به مواد غذايي آنها مواد خطرناك اضافه نخواهيد كرد.
در هر شغلي كه هستيد نبايد به دام خودخواهي بيفتيد. بايد پايتان را از دايره حرف و ولع شخصي فراتر گذاشته و به فكر خوشبختي عموم مردم باشيد.
با يكديگر زندگي كردن بسيار فراتر از در كنار يكديگر زنده بودن است، با هم زندگي كردن شامل باهم رشد كردن و با هم ترقي كردن است، آنچه ما آن را "با هم به رفاه رسيدن" ميناميم و اين بنيان فلسفه شركتي من است.
من همواره از اين ديدگاه به معامله نگاه ميكنم كه طرف مقابل نيز همانقدر از آن سود ببرد كه من خواهم برد، ولي چون به اين ترتيب، ما يك رابطه دراز مدت سودآور دو طرفه و سالم را تضمين ميكنيم. بسيار مهم است كه به ديگران بفهمانيم كه آنها از معامله با شما زيان نخوهند ديد.
اين اصل احترام متقابل، عدالت و عمل متقابل دو طرفه در تمام روابط انساني ضروري است و تنها اختصاص به كسب و تجارت ندارد. مردم بايد براي منافع يكديگر كار كنند. وقتي يك شركت به قيمت ضرر ديگري بخواهد كار كند، جامعه دچار مشكل ميشود.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
انسانی که قادر به آفرینندگی نیست طالب نابود ساختن است .
اریش فروم
خطر خوشبختی دراین است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز .
فردریش نیچه
شركت جنرال موتورز در آستانه صدسالگي به جمع شركتهايي مي پيوندد كه يك سده تجربه كاري را پشت سر گذاشتهاند و هنوز به راه خود ادامه مي دهند. درمورد جنرال موتورز كه به مرور زمان با خريد شركتهاي متعدد و متنوع خودروساز و موتورساز پديد آمده، ادامه حيات درگرو يكپارچگي اداره مجموعه از يك سو و مقابله و مواجهه با رقباي جدي در عرصه خودروسازي است كه بسيار انعطاف پذيرتر و چابكتر از پيش عمل مي كنند. درست است كه رهبري آلفرد اسلوان اسطوره جنرال موتورز طي سه دهه، پشتوانه محكمي از اين حيث براي شركت پديد آورد، اما واقعيت آن است كه حتي هزينه 40 ميليارد دلاري بازسازي و اتوماسيون خطوط توليد شركت در سراسر جهان در دهه 1990 نيز هنوز نتوانسته است خيال شركت را از رقيب سرسخت و متفكري چون تويوتا راحت كند. تويوتا در دهه اخير با كسب بيشترين سودها و عرضه كم مصرف ترين و مشتري پسندترين مدلهاي خودرو و بكارگيري مديريتي بي ريخت وپاش و بهبودگرا عرصه را بر جنرال موتورز و تمامي خودروسازان جهاني تنگ كرده است...
جایی هست که جز تو هیچ کس آن را پر نمی کند و کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.
اسکاول شین
میزان کارایی شما هر چه باشد ، توانایی های بالقوه شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است.
جیمز تی. مک کی
بحث وجدان كاري و تعهد سازماني كاركنان از جمله مباحثي است كه همواره مورد توجه صاحبنظران و مديران بوده و شكلگيري آن نيازمند توجه به مؤلفههاي متفاوت است.
محور و چارچوب اصلي وجدان كاري سه مؤلفه فرد، كار و مديريت را در بر ميگيرد.مشاهدات روزمره ما از خودمان بيانگر اين واقعيت است كه متأسفانه ما بهطور كلي آنچنان كه بايد وشايد و يا حداقل به حدي كه جامعه ما نياز دارد، مفيد كار نميكنيم. همه ميدانيم كه ما از جهات متعددي در مقايسه با كشورهاي پيشرفته دنيا در وضعيت خوبي قرار نداريم وبه همين دليل بايد حتي بيشتر از آنها كار كنيم. با وجود اين ميزان تلاش و فعاليت ما به حدي نيست كه حتي در آينده نزديك ما را در چنين مقايسهاي راضي و سر بلند كند، پس چه بايد كرد ؟ چطور ميتوانيم كار بيشتر و بهتري را انجام دهيم ؟ چگونه ميتوانيم وجدان كاري داشته باشيم ؟ ...
تا بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم.
داوید وایت
●آيا آمريكا در حال از دست دادن روحيه پيشتازي خود است؟
گاهي اوقات نگران ميشوم كه روحيه پيشتازي آمريكا آرام آرام از دست ميرود، منظور اشتياق امريكا براي مبارزه با ناشناختههاست.
به نظر ميرسد كه زندگي خوب در امريكا توزيع منابع انساني را منحرف ميكند. هجوم فارغالتحصيلان مستعد به وال استريت، بانكهاي سرمايهگذاري و دفاتر وكالت، خلاء استعداد را در صنايع توليدي امريكا به وجود ميآورد. بدون اين افراد امريكا چگونه قرار است كه قابليت توليد را بهتر كند؟
سختكوشي در محل كار به معناي كاركردن در ساعت بيشتر نيست، به معناي كاركردن براي كار هم نيست. ارزش واقعي سختكوشي در محل كار را ميتوان در تعيين يك هدف روشن، داشتن اعتماد به نفس و نهايت سعي خود را كردن جستجو كرد.
به عقيده من سقوط حس رقابت امريكايي نه تنها به علت ضعيف شدن اخلاق كار، بلكه به علت از دست دادن رهبري در صنعت است. رهبري كه روزي افتخار جهان بود.
صنعت امريكايي جهان را در زمينههاي سرمايهگذاري و توسعه فناوري و افزايش تقاضاي جهاني رهبري ميكرد.
اميدوارم كه توليد امريكايي روز به روز بهتر شود، چون براي جهان داراي اهميت است كه ايالات متحده موقعيت رهبرياش را حفظ كند.
اگر كسي از من بپرسد : آيا امريكا دارد روحيه پيشتازي خود را از دست ميدهد؟ بايد بگويم كه : خير. در حقيقت به نظر من گويي امريكا دارد مجدداً روحيه پيشتازي مشهور خود را بدست ميآورد.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
" آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد ؛ خنده می زند بر همهء نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک " .
فردریش نیچه
دیده رو
مدیران و صاحبکاران موفق باید بدانند دقیقا به دنبال چه نتایجی هستند. در واقع همین نتایج هستند که دستمایه قضاوت درباره این افراد قرار میگیرند و شکست یا موفقیت نهایی کارشان را تعیین میکنند .
معمولا در قراردادهای کاری یا در معرفی کار، اهداف و نتایج مطلوبی که مدیر باید در پی آن باشد ذکر میشوند و مطمئنا معیاری برای قضاوتهای بعدی در مورد عملکرد او قرار میگیرند. نتایج همان چیزیست که مدیر بابت آن حقوق دریافت میکند. بسیاری از صاحبکاران و مدیران از نتایج موردنظرشان غافل میشوند و از مسیر اصلی دور میافتند. من به طور مرتب برای مدیران، کارگاههایی به نام «نحوه مدیریت اولویتها» برگزار میکنم.
در این کارگاهها ابتدا از آنها میخواهم روی کاغذهای بزرگ آلبومهای نمودار طرح کار خود را پیاده کنند. اغلب آنها تمام صفحه را با انواع کارها و وظایف پرمیکنند به طوریکه در آخر کار خودشان هم متوجه نمیشوند چه برنامهای ریختهاند. در مرحله بعد از آنها میخواهم اولویتهای اصلی و نتایجی که این اولویتها به دنبال دارند را با علامت ضربدر مشخص کنند. آنها از بین تمام فعالیتها و وظایف ذکر شده تنها ۵ یا ۶ مورد یا حتی کمتر را برمیگزینند. بدین ترتیب در پایان کار در مییابند که برای اولویتهای اصلی زمان کافی قائل نشدهاند و سعی میکنند مدیران ارشد خود را که آنها را با انبوه کارها و وظایف جنبی از اهداف اصلی دور کردهاند سرزنش کنند که البته حق دارند.
اما مدیران، بسیاری از وظایف را به دلایل زیر میپذیرند: ...
کالوس کاستاندا : "
آدمی شاگردی است که درد و اندوه او را تعلیم می دهد و هیچکس بدون احساس این معلم قادر به شناسایی خود نیست .
آلفرد دوموسه
تجربه تاسیس شرکت فورد از آن دسته تجربیاتی است که از یک رؤیای بلند و همت والا پدید آمده است. ازهمینرو بود که هنری فورد، مهندس جوان و نوآور و ایده پرداز و متفکر، چند سال قبل از اینکه شرکت را با همت خویش تأسیس کند، اولین چهار چرخ را ساخت. این فورد بود که خودرو را برای استفاده تمامی انسانها عرضه کرد. مدل معروف T رکورد پرفروشترین خودرو تاریخ خودروسازی را به خود اختصاص داده است. ایدهپردازی، پشتکار، ذهن مهندسی در کنار بازاریابی مناسب، شرکت فورد را به سردمدار بی بدیل صنعت خودرو تبدیل ساخت. تاثیر صنعتی و اجتماعی حرکت فورد بسیار بیش از ساخت و عرضه خودرو بود. او توانسته بود با استفاده از خط مونتاژ، به تولید انبوه خودرو دست یابد. فورد عملا ایده تقسیم کار تیلور و مدیریت علمی او را در راه اندازی کارخانه به کار بست. او در بستر مناسب تولید انبوه خودرو، ایده استفاده از قطعات یکسان و استانداردهای واحد ازسوی تأمین کنندگان را به اجرا درآورد. گرچه گذر بیش از یکصدسال از عمر شرکت و حضور چند نسل از خانواده فورد و بروز تغییرات بسیار عظیم در صحنه جهانی و بویژه در عرصه صنعت خودرو باعث شده تا رقبایی چون جنرال موتورز و تویوتا، شرکت فورد را پشت سر گذارند، اما ناب بودن ایده های اولیه هنری فورد و پیشتازی او در استفاده از خط تولید انبوه و استانداردهای واحد برای قطعات خودرو، فضیلت تقدم و سبقت خود را در این عرصه از دست نداده است...
در غرب دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر کردن می شود. آنجه از این خطر کردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد. و این ترس از شکست است که تعیین می کند که بیاموزیم یا نه؟
پارکر پالمر
●در يك اجتماع مصرفي، داراها مشكل ساز هستند.
در چند سال اخير، ما كرهايها نسبتاً مرفه شدهايم. متاسفانه يكي از اثرات جانبي اين رفاه تازه بوجود آمده اسراف است.
همه مردم در كره ديوانهوار پول خرج ميكنند و هيچ كس پسانداز نميكند و اين به معني دردسر است بنابراين بايد هزينههاي خود را كاهش دهيم. حافظه مردم ضعيف است. چون هنوز مدت زيادي نگذشته كه ما زنجيرهاي فقر را پاره كردهايم.
مصرف زيادي خطرناك است و تبديل به عادتي ناپسند ميشود. يك ملت مصرف كننده كه بيش از استطاعت خود خرج ميكند، ملتي پر از دردسر است.
ثروتمندان بايد از زندگي اشرافي خود دست بكشند. در عوض به رخ كشيدن ثروت خود با مصرف بيرويه، بايد ثروت خود را با ندارها و نيازمندان قسمت كنند. ما بايد اخلاق رفاه عمومي را حفظ كنيم. ثروتمندان بايد فاصله بين دارا و ندار را از بين ببرند. اين طرز تفكر كه به هيچكس ربطي ندارد كه ثروتمندان چگونه پولشان را خرج ميكنند، ملت را به دردسر مياندازد.
مسئوليت شخص نسبت به جامعه به نسبت افزايش دارايياش بيشتر ميشود، هر آنچه كه ما داريم از جامعه بوده و توسط جامعه به ما داده شده است.
هرچه بيشتر داريد بايد قناعتكارتر شويد و مسئوليت بيشتري در قبال هدايت گرايشهاي اجتماعي در جهت سالم احساس كنيد. اين امر با سختتر از ديگران كاركردن و قانعتر از ديگران بودن ميسر ميشود.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
گوته
كارلايل، توماس (فيلسوف انگليسي)
●ایجاد ثروت از شکست
همه افراد اشتباه می کنند حتی خود من، اما من سعی می کنم آن اشتباه را برای بار دوم تکرار نکنم. تنها در این صورت، انجام اشتباه مجاز است. اگر شما سخت کار کنید و بهترین تلاش خود را انجام دهید و اشتباه نیز داشته باشید، در این حالت حتی اگر خسارت ناشی از اشتباه شما زیاد باشد، شما را گناهکار نمی دانیم، اما تکرار همان اشتباه مجاز نخواهد بود. به محض اینکه این اشتباه رخ می دهد، پرونده ای کامل از آن باید تشکیل و نگهداری شود. علل آن باید تجزیه و تحلیل شود. همه کارکنان « سامسونگ » باید از آن درس بگیرند . نباید یکی از کارکنان شرکت ، اشتباهی را که یکی دیگر از کارکنان آن قبلاً مرتکب شده است ، تکرار کند.
من یک بار دیگر تأکید می کنم که اشتباهات و شکست ها نباید مخفی نگه داشته شوند بلکه باید آن ها را افشا کرده و همه آنها را باید ثبت و نگهداری کرد تا برای بار دوم تکرار نشوند . اگر همه اشتباهات ثبت تجزیه و تحلیل شوند، حتی اگر بعضی از آنها بسیار بزرگ و مضحک هم باشند، شایسته تنبیه نیست، زیرا باثبت و نگهداری آنها به دارایی های « سامسونگ » اضافه شده است . ما باید همه خساراتی را که بابت اشتباه و شکست ایجاد میشوند، نوعی سرمایه گذاری برای موفقیت های آینده در نظر بگیریم. هر گونه تلاشی را که برای مخفی نگه داشتن واقعیت های نهفته در بطن اشتباهات صورت می گیرد، نباید فراموش کرد و بدون پاسخ (مجازات ) گذاشت. اگر ما از تکرار اشتباهات مشابه جلوگیری کنیم، موفقیت ما چند برابر خواهد شد ...
انسان مجموعه اي از آنچه دارد نيست، بلكه مجموعه اي است از آنچه ندارد، اما مي تواند بدست آورد.
ژان پل ساتر
مردم در زندگي همان طور با ما رفتار مي كنند كه به آن ها ياد داده ايم با ما رفتار كنند.
اصول فراوانی وجود دارند که باعث شوند ذهن خود را همانند بدنتان متناسب سازید همان طور که برای تناسب اندام خود وقت و هزینه می گذارید تا اندامهایتان متناسب گردد، ذهن شما نیز با یک سری عملکردها می تواند تناسب یابد وبهتر عمل نماید .
مهمترین مسئله که بنا به نظربعضی از تئورسین های مدیریتی که :
تصمیم گیری ، مترادف مدیریت و رهبری است.ما نیز برآنیم تا بعضی از عملکردهای ساده اما کاربردی را در این مقاله برایتان معرفی کنیم تا به عنوان یک مدیر موفق در مرحله تصمیم گیری به شما کمک نماید.
مقدمه :
عوامل متفاوت و گوناگونی وجود دارند تا قوه تصمیم گیری شما را بهبود بخشند به عنوان مثال اگر قبل از خواب جدول حل کنید یا پازل درست کنید یا اینکه به جای استراحتهای اضافی ورزش کنید ورزشهای فکری اینها قوه تمرکز تان را افزایش خواهند داد اما باید سیستمی و هماهنگ عمل کنید.
به همین دلیل به شما توصیه می کنیم از ۱۰روشی که در اینجا آمده است، با تمرین و تکرار انجام دهید تا موجب افزایش قوه تمرکز شما گردد.
۱۰ عملکرد مهم درتصمیم گیری...
آدم های حقیر،انسانهای والا را دیوانه میپندارند. چرا که این انسانها سرشت نامعقول تری داشته و به سمت چیزهای استثنائی جذب میشوند:چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند .
فردریش نیچه
●وادار كردن مردم معمولي به انجام كارهاي فوقالعاده
اعتقاد دارم كه هركسي قابليتهاي بيپاياني دارد، ولي به جز در شرايط استثنايي، هيچگاه اين قابليتها تحريك نميشوند.
ما شركت خود را زماني تاسيس كرديم كه كشور كره فقير بود، و ما هر روز از ساعت 7 يا 8 صبح تا ساعت 11 شب كار ميكرديم. توافق كرده بوديم كه بايد اين كار را براي كشور، شركت و خودمان انجام دهيم. همه ما افتخار ميكرديم كه ساعات طولاني كار كنيم. اين نوع توافق باعث شد كه هر كسي نوآوري كند و افكار تازهاي را مطرح كند.
به خاطر توافقي كه با هم كرده بوديم، عليرغم ساعات طولاني كه كار ميكرديم، هيچكس شكايت نداشت. وقتي افراد را به اين صورت با هم متحد كنيد، قدرت عظيمي بدست ميآيد.
اگر افراد صميمانه با هم كار كنند، ميتوانند مشكلات را حل كنند. كار مهم مديران اين است كه بدانند چگونه افراد را جابهجا كنند تا چنين كار خوبي را ارائه دهند.كارخانه كشتيسازي ما كه مشكلات فراواني داشت، قابليت توليد خود را در سال 100 درصد افزايش داد. من آنجا ميرفتم و خودم با كارگران سروكله ميزدم. در صورتي كه به توافق ميرسيديم، قدرت بسيار زيادي آزاد ميشد.
اگر ميخواهيد در اوج بمانيد، بايد همانقدر سختتر كار كنيد. اگر راضي به وضع موجود باشيد، آنهايي كه عقبتر از شما هستند فقط كافي است كه از شما تقليد كنند و به شما برسند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)
آلفرد مارشال
هیچ کس به خرد غایى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو کند.
اینشتین
1- مقدمه
با پيشرفت روز افزون دانش و تكنولوژي و جريان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نيازمند آموزش مهارتهايي است كه با كمك آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوري به پيش برود. هدف بايد پرورش انسانهايي باشد كه بتوانند با مغزي خلاق با مشكلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. به گونهاي كه انسانها بتوانند به خوبي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و با بهره گيري از دانش جمعي و توليد افكار نو مشكلات را از ميان بردارند. امروزه مردم ما نيازمند آموزش خلاقيت هستند كه با خلق افكار نو به سوي يك جامعه سعادتمند قدم بردارند. رشد فزاينده اطلاعات، سبب شده است كه هر انساني از تجربه و علم و دانشي برخوردار باشد كه ديگري فرصت كسب آنها را نداشته باشد، لذا به جريان انداختن اطلاعات حاوي علم و دانش و تجربه در بين انسانها يكي از رموز موفقيت در دنياي امروز است. هيچ كس قادر نيست به ميزان اطلاعات واقعي هر كس كه در گوشه ذهن او نهفته است پي ببرد. اين اطلاعات زماني به حركت در ميآيد كه انگيزهاي قوي سبب رها شدن آن به بيرون ذهن ميشود. در اين مرحله انسانها به سرنوشت يكديگر حساسند و در جهت رشد يكديگر ميكوشند و در نهايت سبب ميشود جرياني از علم و دانش و تجربيات ميان آنها جاري شود كه همين امر زمينهساز نوآوري و خلاقيت خواهد بود.
يكي از عوامل مؤثر در بروز خلاقيت در يك جامعه، زمينهسازي و بسترسازي در بين انسانها جهت ايجاد فرهنگي است كه در آن همگان در تلاش براي رشد دادن ديگري هستند و با تأثير بر روي يكديگر به پيشرفت جامعه كمك ميكنند...
وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .
نادر شاه افشار
تجربه میوه ای است که آن را نمی چینند مگر پس از گندیدن.
ارسطو
عدم موفقيت و شكستها، نشانگر اين هستند كه راه پيروزي راه دشوار و پيچدرپيچي است. آنهايي كه ميخواهند از خود اثري ماندگار در دنياي تجارت باقي بگذارند، بر سر راه خود ناگزير از رويارويي با موانع و مشكلات هستند و هر چقدر هم كه دانش و كفايت داشته باشند، باز از اين مسئله مستثني نيستند. همه ما انسانها در طول زندگي خود مرتكب اشتباهات ميشويم. تنها سئوالي كه پيش ميآيد اين است كه آيا آنقدر عاقل هستيم كه از اين اشتباهات درس بگيريم؟...
اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید .
گوته
●رقابت كامل و فشرده:
در يك سازمان در صورتي خلاقيت حاصل مي شود كه تك تك افراد رقابت مثبت و سازنده اي داشته باشند.
●فرهنگ خوب و پويا :
بر پايه يك فرهنگ خوب،اتلاف وقت مفهومي ندارد.بديهي است در چنين بستر مناسبي بحث رقابت ،خلاقيت و سازمان هاي پويا و ياد گيرنده بهتر شكل مي گيرد.
●دسترسي به مديران:
در سازمان خلاق كاركنان به راحتي مي توانند افكار و نظرات خود را مستقيم و بدون واسطه به گوش مديران برسانند و پيشنهادهاي خود را ارائه نمايند.
●احترام به افراد:
از ويژگي هاي ديگر يك سازمان خلاق احترام به افراد است ، تا كاركنان به اين باور دست يابند كه مي توانند همگام با نيازهاي سازمان رشد كنند.
●ارائه خدمات عمومي:
هدف نهايي در اين سازمانها توجه به نيازمندي جامعه و جلب رضايت آحاد مردم است .
●توجه به كارگروهي:
كارها به صورت گروهي انجام مي شود و گروه هاي كيفيت نيز نقش موثري در جهش آن ها دارند.
*گردش شغلي:
در سازمان خلاق افراد داراي يك تخصص ويژه نيستند و اين امكان را دارند كه در جايگاه مناسبي قرار بگيرند.
●امنيت شغلي:
روابط دائمي و بلندمدت كاركنان در اين نوع سازمان ها از ديگر ويژگي هاي اين سازمان هاست .
●استقبال مديران از عامل تغيير و تحول:
در اين سازمان تمامي مديران ، مساله تغيير و تحول را با خشنودي پذيرفته و در برابر آن مقاومت نمي كنند.طبيعي است در چنين سازماني ، ضرورت ندارد كه مدير بخش زيادي از وقت خود را براي چگونگي برخورد با تغييرات اختصاص دهد زيرا همه به اين باور رسيده اند كه تغيير يك ارزش مثبت است.
منبع: