مولانا
آن ویلسن اسکف
مالكوم به عنوان جواني كه در مزرعهاي در شهر كوچك ماكستون در ايالت كاليفرنياي شمالي رشد و نمو يافته بود، از همان اوان كودكي به ارزش سختكوشي و اراده واقف بود.
مك لين با كاركردن در يك ايستگاه خدماتي نفتي در نزديكي زادگاه خود توانست پول كافي پسانداز كند و يك كاميون دست دوم را به قيمت 120 دلار خريداري كند. اين خريد باعث شد او براي هميشه در صنعت حمل و نقل مشغول به كار و فعاليت شود...
هیچکاک
همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است .
جان استیل
كمونز ويلسون به يكي از خلاءهاي به وجود آمده در آمريكا به دليل افزايش درآمدهاي مردم، توجه كرد. اين فرصت عبارت بود از ارائه اتاقهاي كرايهاي ارزان قيمت و مناسب براي اقامت كودكان و خانوادهها. ويلسون در طي يك سفر خانوادگي از ممفيس به واشنگتن ديسي، در معرض نياز به يافتن مكاني مناسب و ارزان قيمت براي اقامت قرار گرفت و مشاهده كرد كه فقط مكانهاي توريستي و گرانقيمت براي كرايهكردن در دسترس هستند. او با مشاهده اين وضعيت تصميم گرفت زنجيرهاي از متلهاي متوسط و مناسب را پايهريزي كند. ويلسون از اين مساله بسيار ناراحت شده بود كه صاحبان هتلها براي حضور كودكاني كه ميخواستند در يك اطاق به همراه پدر و مادر خود اقامت كنند، پول اضافهاي از آنها دريافت ميكردند. او با خودش عهد كرد كه هيچگاه پول اضافهاي بابت حضور بچهها از خانوادهها اخذ نكند. او اولين متل خود را تحت عنوان ˝هاليدي اين˝ را در سال 1951 راهاندازي نمود بلافاصله پس از آن از طريق اعطاي ليسانس استفاده از اين نام تجاري، به گسترش شبكه متلهاي خود پرداخت. اگرچه هركدام از اين متلها توسط يك مالك جداگانه اداره ميشد اما تمامي آنها دقيقاً مشابه يكديگر بودند و از امكاناتي چون تهويه هوا، تلويزيون رنگي، و استخر شنا برخوردار بودند. ويلسون از طريق وضع استانداردهاي بسيار سختگيرانه و دادن آموزشهاي لازم به افراد متقاضي دريافت ليسانس در دانشگاه هاليدي اين، توانست اين نام تجاري را به يك زنجيره متلهاي شناخته شده، ارزانقيمت، و محبوب تبديل كند.
منبع: کتاب عصر آفرینان(آنتونی جی.مایو - نیتین نوریا)
آنگاه که آدمی (( چرایی / غایت چیست )) زندگی خویش را می شناسد ؛ آنگاه است که او از هر (( چگونه ؟ )) آسوده خاطر می شود.
فردریش نیچه
موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشمهایتان را از هدف دور نگاه میدارید، آنها را میبینید.
هامیلتون مابی
مورگنز كه در سال 1910 در سنت لوئيس به دنيا آمده بود، فارغالتحصيل رشته هنرهاي دراماتيك از دانشگاه واشنگتون بود. او پس از فارغالتحصيل شدن در سال 1933 موفق شد شغلي را در كمپاني پروكتر اند گمبل به دست آورد...
فوخ
تفاوت میان ایستایی و پویایی با قدرت تصمیم گیری مشخص می شود . اراده خود را قوی سازید! کافی نیست که به خود فشار بیاورید بلکه باید خود را در حالتی مصمم قرار دهید.
آنتونی رابینز
در انجیل ملاکی آیه 3:3 آمده است:
«او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست».
این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.
همان هفته با یک نقرهکار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت، وقتی طرز کار نقره کار را تماشا میکرد، دید که او قطعهای نقره را روی آتش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصیهای آن سوخته و از بین برود.
زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته میشویم. بعد دوباره به این آیه که میگفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقرهکار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟
مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظهای نقره را رها کند، خراب خواهد شد. زن لحظهای سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا میفهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.
اگر امروز داغی آتش را احساس میکنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.
«زندگی چون یک سکه است. تو میتوانی آن را هر طور که بخواهی خرج کنی، اما فقط یک بار».
جبران خليل جبران
ضرب المثل فرانسوی
او فرزند مهاجريني ايتاليايي بود در سال 1909 با نام آنتوني پائونسا پا به عرصه جهان گذاشت و در همان سال پدر واقعي خود را از دست داد. اما او بعدها به دليل احترامي كه براي ناپدرياش قائل بود، نام خود را به ديبارتولو تغيير داد...
ناپلئون
تعلل و عقب انداختن كارها، يكي از شايع ترين راههاي فرار از رنج است.
آنتوني رابينز
● تغذيه ماشين مصرف گرايي
دو موضوع جهاني در دهه 1950 بر زندگي ايالات متحده سايه افكنده بود مصرفگرايي و ترس. نوعي تقاضاي مصرفي سركوب شده در كشور به وجود آمد كه با روي كار آوردن كسب و كارها به توليد تجاري، سرباز كرد. از سوي ديگر، آمريكاييها در اين دوران، هم از جهت برتري و سيطره كمونيسم و هم از جهت بروز يك جنگ جهاني ديگر – كه ديگر با نيروهاي نظامي سنتي و قديمي انجام نميگرفت بلكه يك جنگ اتمي بود- در هراس بودند. در اين دوران اقتصاد در حال رشد و جمعيت رو به افزايش بود، دولت از كسب و كارها حمايت ميكرد، و رقابت بينالمللي نيز به حداقل رسيده بود...
شکسپیر
سر وینستون چرچیل
مارگارت در يك خانواده به نسبت مرفه در شهر نيويورك پا به جهان گذاشت و دوازده سال اول زندگياش را به همراه پدر و مادرش و پدربزرگ و مادربزرگ ايرلندياش، در يك خانه چهار طبقه در نزديكي منهتن سپري كرد. گرچه مادر مارگارت تمايلي به آشپزي نداشت، اما مارگارت همواره از تماشاي مادربزرگش در هنگام پخت كيك و نان، لذت ميبرد...
مولانا جلال الدین بلخی
اپیکور
در هنگام تفكر در مورد تاريخچه كمپاني مورگان، استنلي وشركا، بيشتر مردم به طور خودكار به ياد نقش برجسته جيپي مورگان ميافتند كه يكي از موفقترين بانكداران (و مديران كسب و كار) قرن بيستم بود.
اما مورگان در شكلگيري و موفقيت كمپاني مورگان، استنلي و شركاء هيچ نقشي نداشت، جز آن كه از نام او پس از مرگاش در اين كمپاني استفاده شد. سرنوشت اين كمپاني بر شانههاي استنلي قرار داشت، نه بر ميراث به جا مانده از مورگان...
بخاطر داشته باشید که حواس خود را به هر چه متوجه کنیم همان را به دست می آوریم .
آنتونی رابینز
رنه کوتی
- چهار ويژگي مشترك در ˝مديريت عملكرد˝ مديران بزرگ وجود دارد:
منبع: رهيدن از قانونهاي كهنه( مارکوس باکینگهام-کورت کافمن )
تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است .
میستر اکهارت
قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترین رؤیاهایشان را متحقق کنند، چون یا فکر می کنند که لیاقتش را ندارند و یا اینکه نمی توانند از عهده آن برآیند. ما قلب ها، از ترس می میریم. تنها از اندیشیدن به عشق های مدفون شده و یا لحظاتی که می توانستند خیلی زیبا باشند و نبودند یا گنج هایی که می توانستند کشف شوند ولی برای همیشه در زیر خاک مدفون ماندند چون اگر هریک از این اتفاق ها بیفتد ما رنج وحشتناکی می کشیم. «قلب من از رنج کشیدن می ترسد».همیشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج از خود رنج بدتر است».
پائولو کوئیلو
باید خود را مقید کنیم که از اشتباههای خود پند بگیریم، نه اینکه به خود بپیچیم و خویشتن را ملامت کنیم .
آنتونی رابینز
● دست يابي به ارتفاعات جديد از طريق استاندارد سازي
حركت كردن از مصرفگرايي و بريز و بپاشهاي آزادانه دهه 1920 به روزهاي تاريك دوران ركود بزرگ اقتصادي براي كشور آمريكا بسان يك شوك بود. اگر از منظر دهه 1930 به قضايا بنگريم، حركت به سمت استخدام كامل و بسيج گسترده نيروها كه در دوران جنگ در دهه 1940 رخ داد، غيرممكن به نظر ميرسد.
ورود كامل آمريكا به جنگ جهاني دوم (پس از حمله ژاپن به پرل هاربر) علاوه بر اثراتاش بر هويت اين كشور در سطح جهان، اثرات شگرفي را نيز بر ساختار و ماهيت كسب و كارها و نيروي كار آنها در پي داشت...
در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما رقم زده می شود .
آنتونی رابینز
ترجيح ميدم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم .
مارلون براندو
بهترين راه ترفيع هر فرد، ياري به او دريافتن جايگاه مناسب است. به او كمك كنيد تا نقشي را بيابيد كه آميزه توانمنديهاي وي – مهارتها، آگاهيها و هوشمنديها- با نياز ويژه و مشخص آن نقش همخواني داشته باشد.باید دانست که مدیران بزرگ بدون در نظر گرفتن تلخی دارو، بر هدف خود می مانند و بدون رعایت خواست کارکنانشان، مسوولیت مدیر این است که وی را به نقشی آینده دار و پیروزی آور بگمارد...
جبران خليل جبران
- دو گام تا اينجا پيش رفتهايم.
· افراد را با در نظر گرفتن هوشمندي ويژه هريك برگزيدهايم.
· نتيجه و پيامد دلخواه سازمان را هم به آنان شناساندهايم.
شما اين افراد را داريد و آنان هدفهاي پذيرفته را دارند...
بدان كه " تو " بزرگي و بزرگي تو از " خداست " پس خودت باش !!!
مردم، بي منطق، بي خرد، و خودخواه هستند.
با وصف اين با آنها مهربان باشيد !!!
اگرنيکي کنيد شما را به داشتن انگيزه پنهاني خودخواهي متهم ميکنند.
با وصف اين نيکي کنيد !!!
اگر موفق باشيد، دوستان دروغين و دشمنان واقعي بدست خواهيد آورد.
با وصف اين به دنبال موفقيت باشيد !!!
کار نيکي که امروز انجام ميدهيد فردا از ياد رفته است.
با وصف اين نيکي كنيد !!!
درستکاري و روراست بودن شما را آسيب پذير ميکند.
با وصف اين درستکار و روراست باشيد !!!
بزرگترين مردان و زنان با برترين ايده ها ممکن است بوسيله
کوجکترين مردان و زنان با بدترين ايده ها از بين بروند.
با وصف اين ، ايده برتر داشته باشيد !!!
مردم ممکن است واقعا محتاج کمک شما باشند
اما اگر سعي کنيد به آنها کمک کنيد ممکن است به شما حمله کنند.
با وصف اين کمک کنيد !!!
ممکن است آنچه که در طول سالها ساخته ايد يکشبه خراب شود.
با وصف اين به ساختن ادامه دهيد !!!
«انسان» هنوز طاقت آن را ندارد که تصویرش را در چشم آفریدگارش ، پروردگارش ، خویشاوند تنهای بی کسش ببیند، یا باور نمی کند و کفر می گوید و لب به سخن می آلاید که در شأن یک موجود خوبِ متوسط نیز نیست و خدایی ترین داستان را و خدائی ترین درد را بازی کلمات می نامد و بازیچه ی خیالات و یا ... اگر بفهمد و بشناسد و باور کند از وحشت سراسیمه در هم می ریزد ، از پریشانی سراپا در هم می شود ، سراپا جنون می شود و هذیان می شود و دیگر تاب «بودن» از دستش می رود و طاقت «خود بودن» نمی اورد که ظلوم است و جهول...
شریعتی( گفتگوهای تنهائی )
درستی( صداقت ) و دسترسی بسیار برای خدمات یا محصولات یک سازمان بسیار با اهمیت است و سازمانی که در این زمینه ها کوتاهی کند، بزودی از گردونه بیرون خواهد رفت. اما برغم اهمیت، این دو انتظار اگر خوب هم برآورده شوند تنها از ناخشنودی مشتری پیشگیری می کنند. آندو مایه نفس راحت کشیدن در بهره گیری از خدمات یک سازمان می باشند، ولی موجب هورا کشیدن برای آن نیستند.برای رسیدن به وفاداری شایسته مشتری، اجرای دو مرحلهء مشارکت(پاسخگو بودن در قبال مشتری و ایجاد این احساس که مشتری در زمین خود بازی می کند نه زمین سازمان) و مشاوره( راهنمائی کردن مشتری در جهت هرچه بیشتر و بهتر بهره مند شدن از محصولات یا خدمات سازمان) ضروری است.باید دقت داشت که این چهار نیاز، بصورت هرمی بوده و تا سطح اول برآورده نشود، سطوح دیگر ایجاد نخواهند شد. با ارضاء این چهار نیاز، مشتریان سازمان در نقش وکیل سازمان عمل خواهند کرد.
منبع: کتاب رهيدن از قانونهاي كهنه( مارکوس باکینگهام-کورت کافمن )
مدير بزرگ اعتقاد دارد كه بايد مهار كارها را در دست داشته باشد و همگي را به سوي عملكرد و پيامد مثبت رهنمون شود. ولي از سوي ديگر، باور دارد كه نميتوان همگان را واداشت تا با روشي يكسان كار كنند.
راه حل...
چقدر تحمل ناپذير است ديدن اين همه درد، اين همه فاجعه، در يک سيما، سيمائی که تمامی رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکايت می کند. سيمايی که ..... چه بگويم؟ مفتی اعظم اسلام او را بنام يک خارجی عاصی بر دين الله و رافض سنت محمد محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است. درپيرامونش جز اجساد گرمی که در خون خويش خفته اند کسی از او دفاع نمی کند: همچون تنديس غربت و تنهائی و رنج، از موج خون، در صحرا قامت کشيده و همچنان بر رهگذر تاريخ ايستاده است. نه باز ميگردد، که به کجا، نه پيش می رود، که چگونه، نه می جنگد، که با چه، نه سخن می گويد، که با که، و نه می نشيند، که هرگز. ايستاده است و همه جهادش اينکه: نيفتد.
شریعتی( حسین وارث آدم )
اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...
اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....
اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...
اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...
اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...
اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬
مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.
لئو بو سکا لیا
همواره شور و اميدي كه در ورزشگاههاي بزرگ و به هنگام مسابقات حساس با غريو شادي و حركات هيجانانگيز بهنمايش درميآيد در پايان مسابقه و پس از شكست يك تيم، به صورت سيلابي ويرانگر عليه زندگي شهروندان و تاسيسات شهري به حركت درميآيد و ديوانهوار، ونداليسم را در ابعاد وحشتناك بروز ميدهد...
دانش سنتی از آن رو جاگیر و سنتی شده که آسان است. این کار آسانی است که باور کنیم، همه افراد از توانمندی های نامحدودی برخوردارند. بسیار آسان است که گمان کنیم، برطرف کردن کاستی های هرفرد، بهترین راه کمک به او می باشد. به دیگران روا داشتن آسان تر از بخود روا داشتن است. با همگان یکسان رفتار کردن، آسان تر از آن است که برخی را برگزینیم و سپس پاسخگوی اقدام خود باشیم.اجرای دانسته ها و روند سنتی به نحو فریبنده و آرامش بخشی آسان می باشد.
منبع: رهيدن از قانونهاي كهنه( مارکوس باکینگهام-کورت کافمن )
از دید مدیران بزرگ، هر کاری که عالی انجام شود، احترام برانگیز است و هر نقشی، اصالت و ارزش خود را دارد.
منبع: کتاب رهيدن از قانونهاي كهنه( مارکوس باکینگهام-کورت کافمن )
تعريف هوشمندي: الگويي تكرار شدني از انديشه، احساس يا رفتار كه ميتوان آن را بهرهورانه به كار بست.
هر نقشي كه به شايستگي ايفا شود به هوشمندي نياز دارد، زيرا نيازمند الگويي ويژه و تكرارشدني ميباشد.
نگاه به تجربه چنين است كه گذشته هر كس را پنجرهاي به سوي آينده به حساب آورند. هوشمندي، مهمتر از تجربه، توان فكري و توان ارادي است...
شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن، با مرگ خویش بر دشمن پیروز میشود و اگر دشمنش را نمیکشد، رسوا میکند.
شریعتی
اين كشور به آزمايشگريهاي جسورانه و مداوم نياز دارد. اين امري بديهي و منطقي است كه يك روش را در نظر بگيريم و آن را آزمايش كنيم. اگر آن روش با شكست مواجه شد بايد آن را با صداقت عنوان كنيم و به سراغ روش ديگري برويم. اما از همه مهمتر آن است كه بايد از يك جايي شروع كنيم و چيزي را امتحان كنيم.
فرانكلين دلانو روزولت
●بقا از طريق تطبيق و نوسازي
سقوط بازار سهام در اكتبر سال 1929، دههاي سرشار از نااميدي، افسردگي، و فلاكت را با خود به همراه آورد. ظرف مدت فقط چند روز، ارزش بازار سهام 26 ميليارد دلار كاهش يافت. برآورد ميشود كه بين سالهاي 1930 و 1931 تقريباً شصت هزار واحد كسب و كار با تعطيلي و زوال روبهرو شدند. بين سالهاي 1930 و 1933، بيش از نه هزار بانك، اعلام تعطيلي نمودند. درآمد سالانه خانوارهاي آمريكايي از 2300 دلار در سال 1929 به 1500 دلار در سال 1932 رسيد.
مديران كسب و كار دهه 1930 با ناپايداري اقتصادي شديد، ناآراميها و آشوبهاي كارگري، و از همه مهمتر، دخالتهاي گسترده دولت روبه رو بودند...
راه دوزخ را توجه فراوان هموار و آسفالت می کند.
برنارد شاو
مديران برجسته توان افراد را نامحدود نميدانند، به ديگران براي رفع ضعفهايشان كمك نميكنند، قانون طلاني يكساني را در مورد يكايك افراد به كار نميگيرند، از پذيرش همه انگاشتهاي(فرض های) سنتي سرباز ميزنند.
اين بينش به رغم سادگي ظاهري، بسيار پيچيده و زيركانه است. چنانچه نسنجيده به آن روي آوريم، بزودي به مديري تبديل ميشويد كه همه آموزشها را بيهوده ميانگارد. هيچ يك از اين دو انتها درست نيستند.
براي اينكه مدير بتواند دريافت پاسخهاي مثبت از كاركنان را تضمين نمايد، بايستي بتواند چهار فعاليت را به خوبي انجام دهد:
«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمدهاي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفتهاند: كساني ميتوانند خوب زندگي كنند كه ميتوانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما ميآييد، اين است كه اين خانداني است كه هنر خوب مردن را می داند، زيرا هركس آنچنان ميميرد كه زندگي ميكند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زندهاند و هميشه حاضرند و نمونه عملاند و الگوياند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انساناند.»
شریعتی( حسین وارث آدم )
1. الگوهاى مديريت را با تمام تنوعهاى ظاهرى و صورى آن به دو نوع مادى و الهى مىتوان تقسيم كرد؛ حادثه عاشورا در واقع بهترين و گوياترين تابلوى نمايش اين الگوى مادى و الهى است...
ناپلئون بناپارت
بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند .
چترفیلد
عاملهاي اصلي و هستهاي را كه موجب جلب توجه، تمركز، و ماندگاري كاركنان هوشمند با شما ميشوند، پاسخ به پرسشهاي زير است :
1- آيا ميدانم كه به هنگام كار كردن، از من چه ميخواهند؟
2- آيا منابع و ابزار درست انجام دادن كار را در اختيار دارم؟
...
خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .
نادر شاه افشار
در پیرامونش جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند کسی از او دفاع نمیکند. همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج . از موج خون در صحرا قامت کشیده و همچنان بر رهگذر تاریخ ایستاده است. نه باز میگردد که به کجا؟ نه پیش میرود که چگونه؟ نه میجنگد که با چه؟ نه سخن میگوید که با که؟ و نه می نشیند که هرگز! که ایستاده است و تمامی جهادش اینکه نیفتد.حسین در عصر نتوانستنها اموخت، آنجا که ظلم را شکست نتوان داد رسوا میتوان ساخت.
دکتر شریعتی( حسین وارث آدم )
وقتي فيربرن در سال 1909 به كمپاني كبريتسازي دياموند پيوست، اين كمپاني كه سي سال از آغاز به كارش ميگذشت، از چند جهت با مشكلات دست و پنجه نرم ميكرد. آنها ذخاير چوب خود را استفاده كرده بودند و ساختار هزينههايشان با توجه به شرايط جديد، سر به فلك گذاشته بود. علاوه بر اين، كارمندان اين كمپاني همواره در معرض بخارات سمي بودند و در نهايت اين كه كمپاني دياموند از ديدگاه مردم به عنوان توليدكننده يك محصول خانگي سمي شناخته ميشد...
مردي از خانه فاطمه بيرون آمده است. مدينه را مي نگرد و مسجد پيامبر را و مکه ابراهيم را و کعبه به بند نمرود کشيده را و اسلام را و پيام محمد(ص) را و کاخ سبز دمشق را و در بندکشيدگان را و.........
مردي از خانه فاطمه بيرون آمده است. بار سنگين همه اين مسئوليت ها بر دوش او سنگيني مي کند.
او، وارث رنج بزرگ انسان است. تنها وارث آدم، تنها وارث ابراهيم و.......... تنها وارث محمد! و........
مردي تنها!
اما نه، دوشادوش او زني نيز از خانه فاطمه بيرون آمده است، گام به گام او، نيمي از بار سنگين رسالت برادر را بر دوش خود گرفته است.
مردي از خانه فاطمه بيرون آمده است، تنها و بي کس، با دست هاي خالي، يک تنه به روزگار وحشت و ظلمت و آهن يورش برده است. جز مرگ سلاحي ندارد اما او فرزند خانواده اي است که "هنر خوب مردن" را در مکتب حيات خوب آموخته است.
در اين جهان هيچکس نيست که همچون او بداند که:"چگونه بايد مرد؟"
آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در "توانستن"مي فهمند و به همه آنها که پيروزي بر خصم را تنها در "غلبه"مي دانند، بياموزد که:"شهادت" نه يک "باختن" که يک "انتخاب" است. و حسين وارث آدم که به بني آدم زيستن داد و وارث پيامبران بزرگ که به انسان، "چگونه بايد زيست" را آموخت. اکنون آمده است تا در اين روزگار به فرزندان آدم "چگونه بايد مرد" را بياموزد.
شریعتی( حسین وارث آدم )
جوان تريپ در دوران آغازين و پرهياهوي كسب و كار پرواز رشد و نمو يافت. تريپ در خانوادهاي از طبقه متوسط رو به بالا در سيبرايت از ايالت نيوجرسي متولد شد. پدرش در حوزه بانكداري و بورس درشهر نيويورك مشغول به كار بود و او نيز همچون ارنست وودراف توقع داشت پسرش از او پيروي كند. گرچه تريپ شاگرد فوق العادهاي نبود، اما توانايي خارقالعادهاي در به كرسينشاندن ديدگاههاي خود داشت. او دبيرستان را در پتستاون در پنسيلوانيا گذراند و در نهايت از مدرسه علوم شفيلد از دانشگاه ييل درسال 1920 فارغالتحصيل گشت. او در دانشگاه ييل به دو منبع ارزشمند دست يافت كه در بقيه مدت عمرش از آنها بهرهمند بود- اول تاييد شدن و مورد پذيرش واقع شدن حس عشق و علاقه وافر او به پرواز، و دوم مجموعهاي از دوستان بانفوذ. تريپ اولين دروس پرواز را در كالج گذراند و با گروهي از دوستانش كلوب پرواز ييل را تشكيل داد. آن دسته از دوستاني كه در كلوب پرواز به او پيوستند و تيم دانشگاه ييل را تشكيل دادند، افرادي عادي و پيش پا افتاده نبودند. آنها كساني بودند كه نامهاي خانوادگيشان بر تارك صنعت آمريكا ميدرخشد- ويتني، راكفلر، و وندربيلت...
آری هر فرد عبارت است از یک تردید ، تردید میان آن دو نفری که در خویشتن خود دارد . انسان سراسیمگی ای میان شرق و غرب خویش است . مگر نه یک انسان یک عالم کوچک است؟ پس هم هند را در خود دارد هم آتن را.
شریعتی
ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است.اما به بردگی یی بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم. اندیشه ما را برده کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم.
شریعتی(آری این چنین بود برادر)
وودراف در خانوادهاي ثروتمند نشو و نما يافت. پدرش، ارنست وودراف يكي از بانكداران بسيار موفق و اثرگذار در آتلانتا بود. ارنست كه به فرزند ارشدش ثروت و موقعيت اجتماعي بسيار مناسبي بخشيده بود، از او انتظارات فراواني داشت. او از پسرش انتظار داشت به مطالعه و تحصيل ادامه دهد، از كالج فارغالتحصيل شود و به عنوان يك بانكدار معتبر و محترم به او بپيوندد.
از بسياري جهات، رابرت وودراف دانشآموز با استعدادي نبود. پس از گذراندن يك ترم، رئيس كالج به شدت به او توصيه كرد كه كالج را ترك كند و ديگر به آنجا بازنگردد. او با خوشحالي اين نظر را پذيرفت، كه باعث تاثر و رنجش فوقالعاده پدرش گرديد.
وودراف در سن نوزده سالگي به يك كارگر تبديل شد كه در كمپاني جنرال پايپ به بيل زدن و الك كردن شن وماسه مشغول بود...
مردم از هیچ چیز به اندازه مسؤولیت وحشت ندارند؛ با وجود این هیچ چیز به اندازه مسوولیت در دنیا باعث پیشرفت انسان نمیشود.
فرانک کرین
اگرچه فيليپس به عنوان يكي از پيشروان پالايش نفت و استفاده از گاز طبيعي و ايجاد يكي از اولين شبكههاي ايستگاههاي خدماتي و پمپهاي بنزين در سراسر كشور، ميراثي فراموشنشدني از خود به جاي گذاشت، اما وي همواره صرفاٌ به صنعت نفت نميپرداخت. او بزرگترين فرزند يك خانواده ده فرزندي بود كه در سن چهارده سالگي مدرسه را ترك كرد تا به كارهاي مزرعه كمك كند. او در اوقات فراغتش اصلاح كردن مو را ياد گرفت و طي هشت سال بعدي از زندگياش در تمام مناطق غربي كشور به عنوان يك سلماني نيمه وقت، دامدار نيمه وقت و يك جستجوگر تمام وقت، به سير و سفر پرداخت. او در سال 1895 دوباره به زادگاه خود بازگشت تا سالن آرايش كلايمكس را راهاندازي و اداره نمايد...
جبران خلیل جبران