مالكوم به عنوان جواني كه در مزرعهاي در شهر كوچك ماكستون در ايالت كاليفرنياي شمالي رشد و نمو يافته بود، از همان اوان كودكي به ارزش سختكوشي و اراده واقف بود.
مك لين با كاركردن در يك ايستگاه خدماتي نفتي در نزديكي زادگاه خود توانست پول كافي پسانداز كند و يك كاميون دست دوم را به قيمت 120 دلار خريداري كند. اين خريد باعث شد او براي هميشه در صنعت حمل و نقل مشغول به كار و فعاليت شود...
كمونز ويلسون به يكي از خلاءهاي به وجود آمده در آمريكا به دليل افزايش درآمدهاي مردم، توجه كرد. اين فرصت عبارت بود از ارائه اتاقهاي كرايهاي ارزان قيمت و مناسب براي اقامت كودكان و خانوادهها. ويلسون در طي يك سفر خانوادگي از ممفيس به واشنگتن ديسي، در معرض نياز به يافتن مكاني مناسب و ارزان قيمت براي اقامت قرار گرفت و مشاهده كرد كه فقط مكانهاي توريستي و گرانقيمت براي كرايهكردن در دسترس هستند. او با مشاهده اين وضعيت تصميم گرفت زنجيرهاي از متلهاي متوسط و مناسب را پايهريزي كند. ويلسون از اين مساله بسيار ناراحت شده بود كه صاحبان هتلها براي حضور كودكاني كه ميخواستند در يك اطاق به همراه پدر و مادر خود اقامت كنند، پول اضافهاي از آنها دريافت ميكردند. او با خودش عهد كرد كه هيچگاه پول اضافهاي بابت حضور بچهها از خانوادهها اخذ نكند. او اولين متل خود را تحت عنوان ˝هاليدي اين˝ را در سال 1951 راهاندازي نمود بلافاصله پس از آن از طريق اعطاي ليسانس استفاده از اين نام تجاري، به گسترش شبكه متلهاي خود پرداخت. اگرچه هركدام از اين متلها توسط يك مالك جداگانه اداره ميشد اما تمامي آنها دقيقاً مشابه يكديگر بودند و از امكاناتي چون تهويه هوا، تلويزيون رنگي، و استخر شنا برخوردار بودند. ويلسون از طريق وضع استانداردهاي بسيار سختگيرانه و دادن آموزشهاي لازم به افراد متقاضي دريافت ليسانس در دانشگاه هاليدي اين، توانست اين نام تجاري را به يك زنجيره متلهاي شناخته شده، ارزانقيمت، و محبوب تبديل كند.
منبع: کتاب عصر آفرینان(آنتونی جی.مایو - نیتین نوریا)
مورگنز كه در سال 1910 در سنت لوئيس به دنيا آمده بود، فارغالتحصيل رشته هنرهاي دراماتيك از دانشگاه واشنگتون بود. او پس از فارغالتحصيل شدن در سال 1933 موفق شد شغلي را در كمپاني پروكتر اند گمبل به دست آورد...
او فرزند مهاجريني ايتاليايي بود در سال 1909 با نام آنتوني پائونسا پا به عرصه جهان گذاشت و در همان سال پدر واقعي خود را از دست داد. اما او بعدها به دليل احترامي كه براي ناپدرياش قائل بود، نام خود را به ديبارتولو تغيير داد...
مارگارت در يك خانواده به نسبت مرفه در شهر نيويورك پا به جهان گذاشت و دوازده سال اول زندگياش را به همراه پدر و مادرش و پدربزرگ و مادربزرگ ايرلندياش، در يك خانه چهار طبقه در نزديكي منهتن سپري كرد. گرچه مادر مارگارت تمايلي به آشپزي نداشت، اما مارگارت همواره از تماشاي مادربزرگش در هنگام پخت كيك و نان، لذت ميبرد...
در هنگام تفكر در مورد تاريخچه كمپاني مورگان، استنلي وشركا، بيشتر مردم به طور خودكار به ياد نقش برجسته جيپي مورگان ميافتند كه يكي از موفقترين بانكداران (و مديران كسب و كار) قرن بيستم بود.
اما مورگان در شكلگيري و موفقيت كمپاني مورگان، استنلي و شركاء هيچ نقشي نداشت، جز آن كه از نام او پس از مرگاش در اين كمپاني استفاده شد. سرنوشت اين كمپاني بر شانههاي استنلي قرار داشت، نه بر ميراث به جا مانده از مورگان...
وقتي فيربرن در سال 1909 به كمپاني كبريتسازي دياموند پيوست، اين كمپاني كه سي سال از آغاز به كارش ميگذشت، از چند جهت با مشكلات دست و پنجه نرم ميكرد. آنها ذخاير چوب خود را استفاده كرده بودند و ساختار هزينههايشان با توجه به شرايط جديد، سر به فلك گذاشته بود. علاوه بر اين، كارمندان اين كمپاني همواره در معرض بخارات سمي بودند و در نهايت اين كه كمپاني دياموند از ديدگاه مردم به عنوان توليدكننده يك محصول خانگي سمي شناخته ميشد...
جوان تريپ در دوران آغازين و پرهياهوي كسب و كار پرواز رشد و نمو يافت. تريپ در خانوادهاي از طبقه متوسط رو به بالا در سيبرايت از ايالت نيوجرسي متولد شد. پدرش در حوزه بانكداري و بورس درشهر نيويورك مشغول به كار بود و او نيز همچون ارنست وودراف توقع داشت پسرش از او پيروي كند. گرچه تريپ شاگرد فوق العادهاي نبود، اما توانايي خارقالعادهاي در به كرسينشاندن ديدگاههاي خود داشت. او دبيرستان را در پتستاون در پنسيلوانيا گذراند و در نهايت از مدرسه علوم شفيلد از دانشگاه ييل درسال 1920 فارغالتحصيل گشت. او در دانشگاه ييل به دو منبع ارزشمند دست يافت كه در بقيه مدت عمرش از آنها بهرهمند بود- اول تاييد شدن و مورد پذيرش واقع شدن حس عشق و علاقه وافر او به پرواز، و دوم مجموعهاي از دوستان بانفوذ. تريپ اولين دروس پرواز را در كالج گذراند و با گروهي از دوستانش كلوب پرواز ييل را تشكيل داد. آن دسته از دوستاني كه در كلوب پرواز به او پيوستند و تيم دانشگاه ييل را تشكيل دادند، افرادي عادي و پيش پا افتاده نبودند. آنها كساني بودند كه نامهاي خانوادگيشان بر تارك صنعت آمريكا ميدرخشد- ويتني، راكفلر، و وندربيلت...
وودراف در خانوادهاي ثروتمند نشو و نما يافت. پدرش، ارنست وودراف يكي از بانكداران بسيار موفق و اثرگذار در آتلانتا بود. ارنست كه به فرزند ارشدش ثروت و موقعيت اجتماعي بسيار مناسبي بخشيده بود، از او انتظارات فراواني داشت. او از پسرش انتظار داشت به مطالعه و تحصيل ادامه دهد، از كالج فارغالتحصيل شود و به عنوان يك بانكدار معتبر و محترم به او بپيوندد.
از بسياري جهات، رابرت وودراف دانشآموز با استعدادي نبود. پس از گذراندن يك ترم، رئيس كالج به شدت به او توصيه كرد كه كالج را ترك كند و ديگر به آنجا بازنگردد. او با خوشحالي اين نظر را پذيرفت، كه باعث تاثر و رنجش فوقالعاده پدرش گرديد.
وودراف در سن نوزده سالگي به يك كارگر تبديل شد كه در كمپاني جنرال پايپ به بيل زدن و الك كردن شن وماسه مشغول بود...
اگرچه فيليپس به عنوان يكي از پيشروان پالايش نفت و استفاده از گاز طبيعي و ايجاد يكي از اولين شبكههاي ايستگاههاي خدماتي و پمپهاي بنزين در سراسر كشور، ميراثي فراموشنشدني از خود به جاي گذاشت، اما وي همواره صرفاٌ به صنعت نفت نميپرداخت. او بزرگترين فرزند يك خانواده ده فرزندي بود كه در سن چهارده سالگي مدرسه را ترك كرد تا به كارهاي مزرعه كمك كند. او در اوقات فراغتش اصلاح كردن مو را ياد گرفت و طي هشت سال بعدي از زندگياش در تمام مناطق غربي كشور به عنوان يك سلماني نيمه وقت، دامدار نيمه وقت و يك جستجوگر تمام وقت، به سير و سفر پرداخت. او در سال 1895 دوباره به زادگاه خود بازگشت تا سالن آرايش كلايمكس را راهاندازي و اداره نمايد...
كلارنس ساندرز (1881-1953) فرزند يك زارع تنباكو بود. ساندرز نيز همانند بسياري از بنيانگذاران و كارآفرينان دهههاي اول اين قرن، از تحصيلات رسمي چنداني برخوردار نبود. ساندرز كه در يك فروشگاه خواربارفروشي به عنوان متصدي فروش مشغول به كار شده بود و ماهي چهار دلار حقوق ميگرفت، به كار در اين نوع فروشگاهها ادامه داد و در حوزههاي مختلف كاري در فروشگاههاي خواربارفروشي به كار كردن پرداخت. شخصيت اجتماعي و جذابيت ذاتياش او را به عنوان كانديداي مناسبي براي ايفاي نقش در قالب يك فروشنده عمده فروش دورهگرد در صنعت خواربار فروشي تبديل ميكرد. براي همين ساندرز تعاوني خواربار فروشي مستقلي را براي خودش ايجاد كرد و به عنوان واسطه بين فروشگاههاي خواربار فروشي محلي و توليدكنندگان محصولات مختلف به كار مشغول شد...
سامسونگ الكترونيك در يك نگاه:
سابقه: 67سال (تأسيس: 1938)
بنيانگذار: لي بيونگ چول
حوزه فعاليت: ارتباطات راه دور، نيمه هاديها، فناوري ديجيتال
ويژگي: برترين شركت كره جنوبي
فروش (2005): 5/71 ميليارد دلار
كاركنان (2005): 80594 نفر
رتبه درFORTUNE 500(2005):ا39
مديرعامل: لي كان هي
ممكن است كار لي بيونگ چول بنيانگذار گروه سامسونگ در سال 1938 براي تاسيس شركت را دشوار به حساب بياوريم، اما هيچ ترديد نمي توان روا داشت كه 20 سال پيش كه رهبري شركت به دست فرزند او، «لي كان هي» افتاد و او مسئوليت عبور و تبديل يك شركت خانوادگي و بازرگاني را به يك شركت مبتني بر فناوري الكترونيك برعهده گرفت، دشواري كار بسيار بيشتر از دوران تأسيس بوده است...
شركت جنرال موتورز در آستانه صدسالگي به جمع شركتهايي مي پيوندد كه يك سده تجربه كاري را پشت سر گذاشتهاند و هنوز به راه خود ادامه مي دهند. درمورد جنرال موتورز كه به مرور زمان با خريد شركتهاي متعدد و متنوع خودروساز و موتورساز پديد آمده، ادامه حيات درگرو يكپارچگي اداره مجموعه از يك سو و مقابله و مواجهه با رقباي جدي در عرصه خودروسازي است كه بسيار انعطاف پذيرتر و چابكتر از پيش عمل مي كنند. درست است كه رهبري آلفرد اسلوان اسطوره جنرال موتورز طي سه دهه، پشتوانه محكمي از اين حيث براي شركت پديد آورد، اما واقعيت آن است كه حتي هزينه 40 ميليارد دلاري بازسازي و اتوماسيون خطوط توليد شركت در سراسر جهان در دهه 1990 نيز هنوز نتوانسته است خيال شركت را از رقيب سرسخت و متفكري چون تويوتا راحت كند. تويوتا در دهه اخير با كسب بيشترين سودها و عرضه كم مصرف ترين و مشتري پسندترين مدلهاي خودرو و بكارگيري مديريتي بي ريخت وپاش و بهبودگرا عرصه را بر جنرال موتورز و تمامي خودروسازان جهاني تنگ كرده است...
تجربه تاسیس شرکت فورد از آن دسته تجربیاتی است که از یک رؤیای بلند و همت والا پدید آمده است. ازهمینرو بود که هنری فورد، مهندس جوان و نوآور و ایده پرداز و متفکر، چند سال قبل از اینکه شرکت را با همت خویش تأسیس کند، اولین چهار چرخ را ساخت. این فورد بود که خودرو را برای استفاده تمامی انسانها عرضه کرد. مدل معروف T رکورد پرفروشترین خودرو تاریخ خودروسازی را به خود اختصاص داده است. ایدهپردازی، پشتکار، ذهن مهندسی در کنار بازاریابی مناسب، شرکت فورد را به سردمدار بی بدیل صنعت خودرو تبدیل ساخت. تاثیر صنعتی و اجتماعی حرکت فورد بسیار بیش از ساخت و عرضه خودرو بود. او توانسته بود با استفاده از خط مونتاژ، به تولید انبوه خودرو دست یابد. فورد عملا ایده تقسیم کار تیلور و مدیریت علمی او را در راه اندازی کارخانه به کار بست. او در بستر مناسب تولید انبوه خودرو، ایده استفاده از قطعات یکسان و استانداردهای واحد ازسوی تأمین کنندگان را به اجرا درآورد. گرچه گذر بیش از یکصدسال از عمر شرکت و حضور چند نسل از خانواده فورد و بروز تغییرات بسیار عظیم در صحنه جهانی و بویژه در عرصه صنعت خودرو باعث شده تا رقبایی چون جنرال موتورز و تویوتا، شرکت فورد را پشت سر گذارند، اما ناب بودن ایده های اولیه هنری فورد و پیشتازی او در استفاده از خط تولید انبوه و استانداردهای واحد برای قطعات خودرو، فضیلت تقدم و سبقت خود را در این عرصه از دست نداده است...
در ژوئن ۱۹۹۵ یک خبرچین فدرال، طرح تخلف کمپانی چند ملیتی برای کنترل فروش افزودنیهای مواد غذایی و حفظ قیمت آنها در سطح بالا را به بازپرسان اطلاع داد. او به مدت سه سال به طور مخفیانه مکالمات جلسات مدیران اجرایی با رقبای آسیایی و اروپایی را ضبط میکرد.
این خبرچین به نام مارک ویتاکر در سال ۱۹۸۹ به استخدام کمپانی آرکر دانیل (Archer- Daniel= ADM) درآمد و نصف بیشتر سابقه کاری خود را در رابطه با رسیدگی به موارد ضد تراست صرف کرد. او سپس به معاونت کمپانی منصوب شد و نامزد ریاست آن گردید. او قبلاً در یک کمپانی شیمیایی آلمان مدیر مواد ارگانیک و افزودنیهای مواد غذایی بود. موقعی که در کمپانی دانیل کار میکرد درجه کارشناسی از دانشگاه کالیفرنیا گرفت. سپس این کمپانی بورسی را در اختیار او قرار داد تا از یک دانشگاه معتبر دیگر کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اخذ کند. او بیش از سه سال مخفیانه به بازپرسان کمک کرد که از جلسات مدیران عالی کمپانی عمدتاً رییس و معاونان او با همکاران آسیایی و اروپایی در نقاط مختلف جهان، فیلم ویدئویی تهیه کنند. در این جلسات او میکروفن مخفی همراه داشت و کلیه گفت گوها در رابطه با تثبیت قیمت را ضبط میکرد...
شاید بتوان این موضوع را از ویژگیهای منحصر به فرد عصر جدید بهشمار آورد که شرکتها و بنگاههای صنعتی و اقتصادی و تجاری کوچک و نوپا با رشد سریع و بهتآور خود، بهعنوان رقیب جدی شرکتهای بزرگ و باسابقه به میدان میآیند و حتی در این رقابت سخت و پرتنش پیروز میشوند. نگاهی به فهرست شرکتهای برتر جهانی در حال حاضر و مقایسه آن با فهرست چنددهه گذشته بهخوبی گواه این واقعیت است. شرکت رایانهای دل (DELL CORPORATION) یکی از مثالها و الگوهای مطرح در این زمینه است. شرکتی که تنها دودهه پیش با همت و جدیت و خلاقیت جوانی ۱۹ ساله و گریزان از درس و دانشگاه، تنها با سرمایه ۱۰۰۰ دلار شکل گرفت و بهسرعت باابداع روش فروش مستقیم اینترنتی رایانه و سیستمهای آن به شرکتی چندمیلیارد دلاری با بیش از ۶۰ هزار کارمند در ۱۵۰ کشور جهان تبدیل شد...
شرکت آی.بی.ام (IBM) در نوزدهم ژانویه ۱۹۹۳ مبلغ ۵/۴۶ میلیارد دلار را به عنوان زیان سه ماهه چهارم سال ۱۹۹۲ و مبلغ ۴/۹۷ میلیارد دلار (یعنی بزرگترین زیان در تاریخ شرکتهای آمریکایی )را به عنوان کسری درآمد اعلام کرد. در جریان اصلاح ساختار، اخراج ۴۲۹۰۰ نفر در سال ۱۹۹۲، و پیشبینی تعدیل ۲۵ هزار نفر نیز در برنامه سال ۱۹۹۳ منظور شد، که بااحتساب پنجمین تجدید ساختار شرکت از سال ۱۹۸۵، تعداد اخراجیها به ۱۰۰ هزار نفر بالغ گردید. قیمت سهام آی.بی.ام که در تابستان ۱۹۹۲ بالغ بر ۱۰۰ دلار بود، در پایینترین رکورد ۱۱ ساله به ۴۸ دلار کاهش یافت. آی.بی.ام که به عنوان شرکت معظم تراشه ـ آبی در صنعت رایانه مطرح بود، چگونه مشکلاتش ناگهانی آشکار شد؟...
اوایل فوریه ۱۹۹۰، اولین خبر مبنی بر آلوده بودن بطریهای آب معدنی به مدیران کمپانی «پریر»(PERRIER) رسید. «رونالد دیویس» رئیس بخش آمریکائی کمپانی «پریر» دستور داد به موازات بررسی و اقدام اصلاحی، تمام بطریهای آب در سطح آمریکا جمع آوری شود. بعد از چند روز شریک فرانسوی «پریر» کلیه بطریهای آب در اروپا را جمع آوری کرد.
گرچه واکنش فوری بحران، نشاندهنده تعهد کمپانی به مشتریان و احساس مسئولیت اجتماعی است ولی بررسی عمیق موضوع، بیان کننده اشتباه فاحش است...
مالکوم بریکلین از نوجوانی دلش می خواست یک کارآفرین موفق باشد. تا به امروز او موفق نبوده است. بعضیها میگویند که او به هر چیزی دست بزند، شکست میخورد. تلاش او عمدتاً متوجه خودکارکردن صنایع است.
هنوز او به تلاش خود ادامه میدهد ولی علیرغم ناکامی در فرایند کار، زندگی راحتی را برای خود فراهم کرده است.
در ۲۸ سالگی در سال ۱۹۶۹ «بریکلین» به طور ناموفق تلاش کرد که ماشین مینیماینر خود را بفروشد. در سال ۱۹۷۵ در کارخانه «نوا» شروع به ساخت یک ماشین مسابقات کرد و اسم خود را نیز روی آن گذاشت ولی با ناکامی مواجه شد. علی رغم ناکامی در تلاشهای گذشته، او شروع به واردات و فروش ماشینهای فیات مسابقاتی کرد و با شیطنت، آرم فیات را برداشت و آرم خود را جایگزین آن کرد ولی این ماشین نیز فروش نرفت.
یک دهه بعد او به یک اقدام جاهطلبانه دیگر دست زد. او سه اشتباه سابق خود را کنار گذاشت و پروژه جدیدی به نام یوگو (oguY) را برای میلیاردر شدن خود شروع کرد. توجه به جزئیات ماجراهای او در این پروژه خیالی، خالی از لطف نیست...
آلبرت جی . دانلپ (ALBERT J. DUNLAP ): در محله فقیرنشین «هوبوکین» بزرگ شد. این فرزند چوپان آرزو داشت چیزی برای خود بسازد . در مدرسه فوتبال بازی می کرد و از وست پوینت به عنوان چترباز فارغ التحصیل شد و در مدت کوتاهی به سرعت عمل، صرفهجویی و سختگیری شهرت یافت.
او در۱۹۸۳ ریاست شرکت لیلی تولیپ (Lily Tulip) سازنده لیوانهای کاغذی را به عهده گرفت که به خاطر بدهی زیاد درحال ورشکستگی بود. دانلپ سریعا فلسفه مدیریتی خودرا که به آن شهرت یافته بود به اجرا درآورد: هزینه ها را قطع و کارکنان اداره مرکزی را اخراج کرد و هواپیمای جت شرکت را فروخت . موقعی که او بعد از سه سال آنجا را ترک کرد، شرکت در بهترین موقعیت خود قرار داشت. در سال ۱۹۹۱ او به شرکت استرالیایی با بدهی سنگین رفت و طی دو سال با برخوردهای «ارهای» ضمن اصلاح وضع موجود و پرداخت بدهی، موقعیت آن را تثبیت کرد.
اکنون دانلپ در ۵۶ سالگی در جریان بازسازیهای مختلف نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار ثروت به دست آورده است. هیئت مدیره کاغذسازی اسکات او را برای اصلاح وضع شرکت استخدام و حتی خانه ۲/۳ میلیون دلاری او را در فلوریدا خریداری کردند...
در سال ۱۹۹۲ شرکتهای هواپیمایی جمعاً ۲ میلیارد دلار ضرر داده و با احتساب زیان سال ۱۹۹۲، عملکرد زیانبار آنها جمعاً به ۸ میلیارد دلار رسید. سه شرکت معروف هواپیمایی TWA ، کنتینتال و امریکا وست مشمول ذیل فصل ۱۱ قانون ورشکستگی قرار گرفته و دیگران نیز در صف الحاق به آنها شدند. در این میان یک شرکت هواپیمایی به نام ساوسوست (South West) سودآور و در حال رشد بود. میزان رشد فروش آن در سال ۱۹۹۲ تنها ۲۵% بود. این هواپیمایی با قیمتهای پایین و اصول کار ساده تحت مدیریت هربکلر (Herb Kelleher) اداره و توانست از یک موقعیت استثنایی، نهایت حسن استفاده را بنماید. ا ین شرکت چگونه این کار را انجام داد؟...
یونایتد وی (UNITED WAY) بزرگترین تشکیلات خیریه در ایالات متحده یکصدمین سال خود را در ۱۹۸۷ جشن گرفت. این تشکیلات از بطن صندوقهای عمومی به وجود آمد.
در سال ۱۹۹۲ اصل صداقت و یکپارچگی که یونایتد وی برای خود ساخته و پرداخته بود، به مخاطره افتاد. گزارشگر واشنگتن پست ولخرجیها و یا سایر اقدامات سوء رییس آن یعنی «ویلیام آرامونی» را افشا کرد. چیزی که در این بین برای افکار عمومی خیلی جالب بود میزان حقوق آرامونی و سبک زندگی او بود که با سمت او به عنوان رییس تشکیلات خیریهای که متکی به اعانه و صدقات مردم بود، تناسب نداشت.
بخش بزرگی از موفقیتهای «یونایتد وی» در تبدیل شدن به یک مؤسسه ...
در جریان یک اشتباه باورنکردنی، شعبه خارجی میتاگ در انگلستان ماجرای وحشتناکی را ناشی از مدیریت غیرمتمرکز بهوجود آورد. این ماجرا را میتوان ثمره تفویض اختیار و نتایج آن دانست.
در اوت 1992 شعبه میتاگ مربوط به کمپانی هوور بهمنظور تبلیغ فروش اعلام کرد، که هر کس در انگلستان از محصولات هوور بیش از 100 پوند (حدود 510 دلار) خریداری کند، قبل از ژانویه 1993 دو فقره بلیط رفت و برگشت رایگان به هر شهر اروپا جایزه میگیرد و برای خرید محصولات هوور به ارزش 520 پوند و یا بیشتر دو بلیط رفت و برگشت به نیویورک و یا اورلاندو دریافت میدارد.
وسوسه خرید اوج گرفت و مشتریان حساب کردند که ارزش بلیط، بهمراتب بیشتر از قیمت اشیا خانگی است که آنها خرید میکنند. هزار بریتانیایی برای خرید اشیاء جایزهدار ساخت کمپانی هوور هجوم آوردند. اشیای خانگی و دستگاههای جاروبرقی موجود در انبارها خالی شد و کارخانه موجود در اسکاتلند که جارو برقی تولید میکرد برنامه تولید 24ساعته و ۷ روز در هفته توأم با اضافه کاری برای کارگران را بهمرحله اجرا درآورد...
اشاره
سلسله مقالات «با معماران عصر ديجيتال» كه به معرفي شخصيت و انديشه هاي بنيانگذاران و رهبران سازمانهاي برتر عصر حاضر و نيز انديشه هاي انديشمندان بزرگ عرصه مديريت مي پرداخت از شماره پيش به پايان رسيد . با توجه به استقبال گرم خوانندگان مجله از اين سلسله مقالات كه طي سه سال گذشته تداوم داشت و نظرات و پيشنهادهاي بسياري از آنها مبني بر معرفي و تبيين و تحليل وضعيت بنگاههاي برتر اقتصادي و صنعتي در عصر كنوني ؛ مجله تدبير در نظر دارد از اين شماره ؛ سلسله مباحث جديدي را تحت عنوان «بنگاههاي برتر جهاني» ارائه دهد . در اين سلسله مقالات، سازمانهاي موثر جهاني در عرصه هاي مختلف مورد بررسي قرار خواهند گرفت . آنچه در درك موقعيت و جايگاه بنگاههاي برتر موثر است نظير تاريخچه شركت، چشم انداز، ماموريت و استراتژي، تغييرات در طي زمان، موضوعاتي مانند منابع انساني، كيفيت، حوزه محصولات يا خدمات، فناوري و تحقيق و توسعه، سهم بازار و فروش، نقاط قوت و ضعف و بالاخره ويژگيهاي مديريت شركت به صورت مختصر مطرح خواهد شد. بنابراين در هر شماره خواننده محترم مي تواند به صورت يكجا، تمامي جنبه هاي ياد شده را در باره هر بنگاه برتر جهاني در اختيار داشته باشد. بدين ترتيب دريچه اي در برابر مديران و دست اندركاران و علاقه مندان مباحث صنعتي، سازماني، اقتصادي، صنعتي و مديريتي در راه بررسي و مقايسه نقاط قوت و ضعف و نكات درس آموز بنگاههاي برتر عصر حاضر، گشوده خواهد شد .اميد است درج چنين مطالبي بتواند براي مديران جوان ما در بخش خصوصي و دولتي راهگشا و به نوعي راهنماي عمل قرار گيرد...
●عصر فرانک لورنزو
لورنزو یک استادکار تماموکمال بود که با قرض کردن مقداری پول و همراه سرمایه اندک خود یک خط عظیم هواپیمایی به وجود آورد. او در اواخر ۱۹۸۶ بزرگترین خطوط هواپیمایی جهان خارج از کشورهای کمونیست را در اختیار داشت و از نظر تعداد هواپیما، فقط هواپیمایی ایرفلوت اتحاد جماهیر شوروی بزرگتر از هواپیمایی او بود. شبکه هواپیمایی کنتینانتال، پیپل اکسپرس، فرانتیز و استرن، با فروش سالانه ۸/۶ میلیارد دلار از یک سرمایهگذاری کوچک در اینترنشنال ایرلاین در سال ۱۹۷۱ به وجود آمد.
●شروع
لورنزو بعد از فارغ التحصیلی و دریافت مدرک فوق لیسانس از دانشگاه هاروارد، اولین شغل خود را به عنوان تحلیلگر مالی در ورلد ایرلاین شروع کرد. در سال ۱۹۶۶ با روبروت کارنی، یار دانشگاهی خود یک شرکت مشاور هواپیمایی ایجاد کرد. در سال ۱۹۶۹ آن دو با تامین ۵۳۰۰۰ دلار شرکت سرمایه گذاری جت کاپیتال را ایجاد کردند و با عرضه سهام توانستند ۵/۱ میلیون دلار اضافی به دست آورند. در سال ۱۹۷۱ از جت کاپیتال، برای اصلاح وضع نابسامان تگزاس انترنشنال دعوت شد. آنها با پرداخت ۵/۱ میلیون دلار این شرکت بیمار را خریداری کردند و با برنامهریزی بدهیها و تنظیم سرمایه، این شرکت را احیا کردند و با تامین نقدینگی، هواپیماهای تقریبا فرسوده را بازسازی و کمپانی را مجددا به سوددهی رساندند. لورنزو در سال ۱۹۷۸ در جریان یک جنگ مزایدهای نشنال ایرلاین را به پان امریکن با اخذ ۴۰ میلیون دلار سود واگذار کرد. او در ۱۹۸۰ خط هوایی نیویورک و تگزاس را تشکیل داد و در سال ۱۹۸۲ خط هوایی تگزاس کنتینانتال را به قیمت ۴۵۱ میلیون دلار خریداری کرد...
تا چند سال پيش تصور بر آن بود كه هنديها اگر بتوانند جايگاهي در عرصه جهاني داشته باشند، زمينه فناوري اطلاعات و توليد نرمافزار است، اما هيچكس فكر نميكرد كه اين غول خفته اقتصاد آينده جهان، در زمينه صنعت سخت و خشن فولادسازي نيز حرفي براي گفتن داشته باشد. اما لاكشمي ميتال هندي با تدابير خاص خود در خريد شركتهاي فولاد و بهرهور ساختن آنها و در نهايت خريد شركت چندمليتي فولاد آرسلور، امپراتوري فولاد جهان را تصاحب كرد. ميتال استيل اكنون نهتنها بزرگترين توليدكننده فولاد دنياست بلكه بهمعناي واقعي يك شركت جهاني در صنعت فولاد است كه در زمينه استراتژي، رويكردهاي مديريتي، فناوريهاي نوين فولادسازي و توسعه محصولات جديد حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.
سلطان فولاد دنيا بههمين نيز قانع نيست و سخن از آن دارد كه قصدش انجام كارهاي بديع براي ماندگاري در نسلهاي آينده است. او سرسختانه مدافع ادغام و پيوستگي صنعت فولاد است و اين امر را در جهت افزايش بهرهوري و همافزايي مالي و خشنودي مشتريان و سوددهي براي سهامداران ضروري ميشمارد. علاوهبر آن ثبات و پايداري اين صنعت را در آينده منوط به آن ميداند. آيا ميتوان به اين سخنان اميد داشت يا بايد نگران پديدآمدن غول عظيمي در اينده نهچندان دور در صنعت فولاد بود كه خود بهتنهايي با توليد صدها ميليون تن فولاد و دهها ميليون تن آهن اسفنجي و سنگ معدن و خودكفائي كامل در مواد اوليهاي نظير كك و زغال سنگ، ميتواند جهت حركت اين صنعت را خود بهتنهايي تعيين كند...
در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شرکت نایک رتبه اول را در صنایع کفش ورزشی به دست آورد و آدیداس را پشت سر گذاشت. این شرکت از المپیک سال ۱۹۳۶ یعنی موقعی که آقای «اونس» کفشهای آدیداس را پوشید و درجلو هیتلر، ملت آلمان و جهان، مدالها را تصاحب کرد، پیروز محسوب می گردید.
در اوایل دهه ۸۰ شرکت ری بوک به عنوان رقیب اصلی ظاهر شد و با رشد بینظیر، رتبه اول را در صنایع کفش ورزشی به دست آورد. سه سال بعد نایک مجدداً موقعیت خود را در رتبه بالا کسب کرد و حریف را در نیمه دوم دهه کنار زد.
●سابقه ری بوک
پیشینه ری بوک به دهه ۹۰ قرن نوزدهم برمی گردد که شخصی به نام جوزف ویلیام فاستر خود را به عنوان اولین سازنده کفشهای ورزشی میخدار معرفی کرد. تا سال ۱۸۹۵ کفشهای او به صورت دستدوز برای دوندگان مشهور ساخته می شد، ولی به زودی کمپانی فلدینگ، فاستر و پسران، کفشهای خود را به کلیه ورزشکاران سرتاسر جهان عرضه کرد. در سال ۱۹۵۸ دو نوه بنیانگذار کفش دوزی، شرکتی را ایجاد و نام آن را با الهام از یک غزال آفریقایی، ری بوک نامیدند که درنهایت با کمپانی فاستر و پسران ادغام گردید...
در دهه 1960، تسلط شركتي به بازار موتور سيكلت امريكا، به طور جدي توسط يك سازنده خارجي مورد تهاجم قرار گرفت.اين مهاجم ، يک شرکت ژاپني بودکه ازخاکسترهاي جنگ دوم جهاني بلندشدوتلاش كرد منطقه تحت تسلط يک شرکت آمريکايي راتصاحب كند که به مدت 60 سال ضمن حذف رقبا70 درصدسهم بازارموتورسيکلت آمريكا را دراختيار داشت.مهاجم خارجي نمادکاربري روشهاي بازاريابي دقيق وماهرانه بود وسبب شد كه به طورغيرقابل تصور،سهم بازارشرکت آمريکايي به جاي افزايش چندبرابري دهه هاي قبل، درطول نيم دهه به5درصدکاهش يابد.
●تهاجم
سابقه موتور سيكلتهاي هارلي ديويدسون به سال 1903 برميگردد. اين شركت تا سال 1960 تمام رقباي امريكايي خود در بازار را كنار زد و 70 درصد بازار را در اختيار خود گرفت. در سال 1960 حدود 400 هزار موتور سيكلت در ايالات متحده توليد كرد و در طول 15 سال بعد از جنگ جهاني دوم 200 هزار دستگاه نيز به آمار آن افزود...
مایکروسافت (MICROSOFT) داستان تحقق یک رؤیاست که ابتدا در ذهن جوان ۱۹ ساله ای به نام بیل گیتس شکل گرفت. امروزه این واقعیت در فرادید همه جهانیان وجود دارد و کمتر کسی است که از تاثیر وجودی آن بر کنار مانده باشد. بیش از ۹۵ درصد کاربران رایانه های شخصی در دنیا از نرم افزارها و محصولات مختلف این شرکت استفاده می کنند. رهبر آن سالهاست که عنوان ثروتمندترین مرد دنیا را از آن خود کرده است. اولین سیستم عامل رایانه های شخصی را شرکت او ارائه داده است. آخرین سیستم عامل رایانه های شخصی که از ویژگیهای منحصر به فرد برخوردار است و نقش فراگیر آن در این حوزه هنوز قابل پیش بینی و محاسبه نیست توسط این شرکت عرضه شده است. نقش و تاثیرات اجتماعی محصولات شرکت بحدی بوده که برخی از شرکتهای رقیب را بر علیه خود به اقامه دعوی و ادعای انحصار بازار واداشته است. با تمامی این ویژگیهای شاخص، رهبر شرکت اعلام داشته است که تا دو سال دیگر از فعالیتهای روزمره شرکت جدا خواهد شد و بیشتر وقت خود را در بنیاد خیریه عظیمی که به همراهی همسرش بنیان گذاشته است، در زمینه بهداشت و آموزش جهانی خواهد گذراند. او هم اکنون اندیشه ها و شاید رؤیاهای دیگری در حوزه های ژنتیک و بیوتکنولوژی درسر دارد. شاید او تحقق رؤیای جهانگیر کردن استفاده از رایانه را در هر جا و هر زمان و به هر شکل و برای هرکس دیده است که در اندیشه خروج از این حوزه و جهش به حوزه دیگر کسب و کار برآمده است...
بزرگترین مصداق برای بحران مدیریت، فاجعـــه مرگ بار و آلودگیهـای ناشی از کپسول های بسیار سودآور تیلنول (TYLENOL) شرکت جانسون - جانسون (J&J) در سال ۱۹۸۲ است. این شــــرکت قبلاً مصداق بارز مسئولیت شناسی نسبت به مشتری بدون توجه به هزینه های آن بود.
در سی ام سپتامبر ۱۹۸۲ در طبقه اول اداره مرکزی شرکت جانسون - جانسون واقع در نیوجرسی، جیمز - یی - بورک (JAMES E BURKS) رئیس شرکت با دیوید کلایر(CLAIR)، عضو هیئت مدیره جلسه داشت. آن دو این جلسات غیرتشریفاتی را معمولاً هر دو ماه یک بار برای بحث درباره موضوعهای مهم و غیرجاری ترتیب می دادند. در این جلسه هر دو مدیر، دلیل کافی برای احساس خوشحالی و خرسندی داشتند. زیرا میزان فروش خوب و سود حاصله نیز جالب توجه است. خرسندی و رضایت خاطر آنها طولی نکشید. آرتور کیل عضو دیگر هیئت مدیره با اضطراب وارد جلسه شد و با خبر مرگ چند نفر در شیکاگو ناشی از سیانور کپسولهای پرسود تیلنول جانسون - جانسون، فضای اتاق را مضطرب کرد...
در این بخش، مثال زنده ای از چالش و ریسک های تصمیم گیری مدیریتی را ملاحظه می کنیم. علی رغم برنامه ریزی دقیق و تحقیق کافی، تصمیم مدیریت با بن بست مواجه شد.
در ۲۳ آوریل ۱۹۸۵ روبرتو - سی - گوزوتا (ROBERTO C.GOIZUETA) رئیس کوکاکولا یک بیانی ه تاریخی را اعلام کرد: بعد از ۹۹ سال کمپانی کوکاکولا تصمیم گرفته است فرمول اصلی در ماده نوشابه ها را با هدف اصلاح طعم به نام کوک جدید (NEW COKE) کنار بگذارد.
در کمتر از سه ماه فشار عمومی، کمپانی را وادار کرد که ضمن پذیرش اشتباه خود، کوکای قدیم را تحت عنوان کوکاکولای کلاسیک در ۱۱ ژوئیه ۱۹۸۵ برگرداند. زیرا علی رغم صرف چهار میلیون دلار هزینه و صرف ۲ سال تحقیق، کمپانی در برنامه ریزیهای اصلی و برآورد مقبولیت تغییر محصول توسط مشتریان، محاسبه درست انجام نداده بود...
سواری ساترن از جنبه های زیاد، اولین تلاش موثر خودروسازان آمریکا برای جلو افتادن از خودروهای ژاپنی ازنظر پایین بودن قیمت، قابلیت اطمینان و زیبایی است. علاوه بر آنها، ساترین پیشگام در ارائه خدمات پس از فروش به مشتریان است.
برای چندین ماه، میزان فروش بیش از انتظار و به مراتب بالاتر از تولید بود و مشتریان مجبور بودند برای دریافت سواری دو ماه صبر کنند. شرکت در اواخر ۱۹۹۲ طی اطلاعیه ای تبلیغاتی از مشتریان خواست به خاطر دو ماه انتظار به خودروی دیگر مراجعه نکنند زیرا ساترن ارزش دو ماه صبرکردن را دارد.
این خودرو ضمن ارائه توان صنعت آمریکــا، مصداق و تجربه جلب رضایت و جدی ترین چالش در مقابل هجوم خودروهای ژاپنی است. اما این موفقیت دیری نپایید. گرچه انتظار سود بعد از آغاز تولید در نوامبر ۱۹۹۰ برای چند سال وجــود نداشت ولی زیان بیش از حد انتظار، یعنی ۷۰۰ میلیون دلار در سال ۱۹۹۱ بود.تا ۱۹۹۵ جنرال موتورز از بــــابت ۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری حتی یک ریال سود نکرد.
●تاریخچه
شروع طرح خودرو سواری ساترن به سال ۱۹۸۲ برمی گردد که جنرال موتورز در جریان تلاشی جاه طلبانه، طرح ساخت خودروی ارزان قیمت در آمریکا را با هدف رقابت بلندمدت و اعتبار ۵ میلیارد دلار به مرحله اجرا گذاشت. این طرح تلاش و تفکر جدید جنرال موتورز در ساخت خودرو را به منصه ظهور رساند و انتظار می رفت که با نوآوری در تولید، ضمن تولید ۴۰۰ هزار دستگاه در سال، در ساخت هر خودرو، ۲۰۰۰ دلار...
در مارس ۱۹۹۲ سام واتسون یک بازرگان پرافتخار عصر خود بعد از دو سال مبارزه با سرطان استخوان درگذشت. او بنیانگذار فروشگاههای زنجیره ای وال - مارت است و عرضه کالا را از شهر کوچک آغاز و به بزرگترین فروشگاههای زنجیره ای در ایالات متحده تبدیل کرد.
●رشد وال – مارت
واتسون در اوت ۱۹۴۵ از ارتش مرخص شد و خیلی اتفاقی توانست امتیاز فروشگاه بن فرانکلین در نیوپورت آرکانزاس را خریداری و یک ماه بعد آن را افتتاح کند. قرارداد اجاره محل فروشگاه با مشکل مواجه شد و واتسون مجبور گردید آن را در سال ۱۹۵۰ به بنتاون ویل منتقل کند. در طول دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ واتسون تعداد امتیاز فـــروشگاههای بن فرانکلین را به ۱۵ واحد رساند. وی در زمستــــــــان ۱۹۶۲ در جلسه هیئت مدیره بن فرانکلین پیشنهاد کرد که به علت آماده بودن شرایط، فروش کالاها درفروشگاهها با تخفیف انجام پذیرد. ولی هیئت مدیره نظر او را نپذیرفت.
اما واتسون و برادرش در سال ۱۹۶۲ اولین فروشگاه با تخفیف را در شهر روجر (ROGER) و دومین فروشگاه را در ۱۹۶۶ در شهر هاریسون افتتاح و در ۳۱ اکتبر ۱۹۶۹ آن را به وال - مارت تبدیل کردند.
در سال ۱۹۷۰ واتسون اولین مرکز توزیع کالا و همچنین اداره مرکزی آن به وسعت ۷۲ هزار فوت مربع احداث کرد. در سال ۱۹۷۶ به منظور تــوسعه وال - مارت، روابط خود را با بن فرانکلین قطع کرد...
شاید در سال ۱۹۶۲ که سام والتون اولین فروشگاه خود را به صورتی ساده و سنتی افتتاح کرد هیچکس نمی توانست تصور کند که «خرده فروشی» می تواند چنان رتبه ای در کسب و کارها داشته باشد که دست یافتن به آن برای دیگر کسب و کارهای عالم یک رؤیا به حساب آید. اما همت والای والتون «بزرگترین خرده فروش قرن»را بنیان نهاد و نشان داد که آنچه انسان بخواهد، محقق خواهدشد. امروزه میلیونها نفر در آمریکا و سراسر دنیا به بیش از ۶۲۰۰ فروشگاه وال مارت رفت و آمد دارند و ۸/۱ میلیون نفر به خدمت آنها مشغول هستند و یک زنجیره عظیم تامین کنندگان به پشتیبانی آنها می پردازند و درآمد ۳۱۲ میلیارد دلاری و سود ۲/۱۱ میلیارد دلاری حاصل می شود. در این هیاهو که شرکتهای عظیم باسابقه دهها سال فعالیت نظیر GE و HP و GM از یک سو و شرکتهای کوچک ولی پویا و مبتنی بر فناوری نظیر «مایکروسافت» و «دل» ازسوی دیگر رقبای مطرح هستند، کمتر کسی می تواند در ذهن خود به چهار دهه پیش برگردد و تک فروشگاهی را تصویر کند که بنیان این خرده فروش افسانه ای بر پایه های آن قد برافراشته است.
●تاریخچه