يكي از اصليترين سوالاتي كه در دهههاي گذشته عليالخصوص چند سال اخير ذهن مردم دنيا را به خود مشغول داشته است اين است كه چرا دغدغههاي زندگي به اصطلاح ماشيني هر روز بيشتر ميشود؟ و چرا آسايش، ايمني و راحتي جاي خود را به نگراني و اضطراب داده است؟
حال ميخواهيم از يك منظر جديدتر به اين سوال پاسخ دهيم. ميتوان گفت كه اساس توسعه علم و تكنولوژي به دليل بروز نيازهاي جديدتر براي انسانها و همچنين به دليل احساس نياز به آسايش و آرامش بيشتر در برآورده كردن نيازهاي گذشته خود، بوده است.
اختراع سرنگ براي تزريق دارو در بدن انسان يك نياز جديد براي او بود كه به دليل توسعه شناخت بشر از بدن و فيزيولوژي آن، حاصل گرديد، اين در حالي است كه دائماً تكنولوژي در حال بروز شدن است تا مثلاً كيفيت سوزن و يا بدنه آن را اصلاح كند.
همانطور كه گفته شد ماهيت تكنولوژي نميتواند عامل مخرب آسايش و سلامت فكري انسانها باشد چرا كه او در گذشته ميبايست روزها و ماهها را به اميد بهبود و بازگشت سلامت خود سپري ميكرد در حالي كه وجود چنين تكنولوژي و دانش جديدي، اين زمان را بسيار كوتاهتر كرده و داشتن ذهنيت مثبت از اين روش درماني جديد و چشيدن طعم سلامت حاصل از آن، فضايي براي آرامش را حاصل كرده است.
به نظر ميرسد كه ريشه مشكل خارج از خود موضوع تكنولوژي باشد و به عبارتي به توقع ما از تكنولوژي و تاثيرات آن بر ميگردد كه در اين مقاله از آن به عنوان توهم تكنولوژي ياد ميشود. اجازه بدهيد به همان مثال قبلي برگرديم. سرنگ تزريق اولين بار بود كه به صورت يك راه درمان عمومي عرضه ميگرديد و بشر اين تجربه را بعد از هزاران سال به دست آورده بود. سرعت انتشار اخبار اين روش جديد ساليان دراز طول كشيد تا به يك سطح فراگير جهاني تبديل گردد. در ابتدا بسياري از مردم در مقابل اين موضوع حتي از خودشان عكسالعمل نيز نشان داده و در مقابل استفاده از آن ايستادگي ميكردند ولي به مروز زمان و با انتشار اخبار مربوط به تجربههاي مثبت استفادهكنندگان آن، موضوع قدري عمومي گرديد تا جايي كه در حال حاضر قسمت مهمي از بهداشت جهاني با استفاده از آن كامل ميگردد.
پيدايش اين روش جديد در كنار خود باعث ايجاد و رشد آرزوي جديدي تحت عنوان تسريع در سلامتي با استفاده از سرنگ تزريق گرديد. مردمي كه بيماريهاي سختي را پشت سر گذاشته بودند، حال ميديدند كه اين آرزويشان در حال تحقق است، لذا در برآوردهشدن آن احساس رضايتمندي داشتند، حتي كساني كه هنوز از اين تكنولوژي بهرهاي نبرده بودند در آرزوي استفاده از آن و همچنين حاشيۀ احساس امنيتي كه اين وسيله ميتوانست در سلامتي آنها ايفاء كند، لحظات خوشي را ميگذراندند و حتي در بسياري از مواقع تأثيرات اين تكنولوژيهاي جديد خيلي بيشتر از آن چيزي بود كه مردم در ذهن خودشان پرورانده بودند. خودروهاي دودي نمونه ديگري از آن بود كه گاه هزاران بيننده را تشويق ميكرد كه به تماشاي آن بيايند و به مبتكران آن آفرين گويند. در اين بين نه تنها استفادهكنندگان از خودروها، بلكه آنهايي كه در آرزوهاي خود نيز در صف انتظار سوار شدن بر آنها بودند از اين عرصه لذت ميبردند.
اما ببينيم كه چه بر سر مردم حال حاضر دنيا آمده است. همان كساني كه در آپارتمانهاي مدرن و رفيع و در كنار دهها و صدها تجهيزات عجيب و غريب زندگي ميكنند. با فشار دادن يك دكمه چاي يا قهوه آماده ميشود و با فشار دكمه ديگر ظرفها شسته شده و با دكمه ديگر سيستم گرمايش و سرمايش و حتي تصفيه هوا شروع به كار خواهد كرد. نورپردازيهاي مختلف و متنوعي كه ميتوانند چندين جلوه زيبا براي اتاقهاي شما فراهم كنند و كف زيبا، رنگي وسقفهاي پوششدار و خلاصه هر نوع امكانات ديگر. ولي با اين همه، اضطراب- نگراني و عدم آسايش در چشمان ما موج ميزند. مطب روانشناسان و روانپزشكان هر روز شلوغتر ميشود. واقعاً موضوع چيست؟
چرا مطلوبيتي كه سرنگ تزريق ديروز ايجاد ميكرد، تجهيزات عجيب و غريب پزشكي و اتاقهاي مجهز بيمارستانهاي امروزي و پزشكاني با تخصصهاي مختلف ايجاد نميكنند؟
اجازه بدهيد اخبار و گزارشهاي متنوعي كه روزانه با آن برخورد ميكنيم و همچنين پاسخهاي خودمان را مرور كنيم.
اگر ما تا ديروز در زير كولرهاي آبي بسيار ساده، لحظات خوشي را سپري ميكرديم و امروز نيز با استفاده از سردكنندههاي گازي جديد مطلوبيت محل كار و زندگي خودمان را به مراتب افزايش دادهايم، با خبر شويم كه يك تكنولوژي برتر از آنچه كه هم اكنون در حال استفاده از آن هستيم به بازار آمده است و قابليتهاي جديدتري را داراست و رفاه بيشتري به محيط زندگي ما خواهد بخشيد، آيا استفاده از تكنولوژي موجود ديگر براي ما مطلوبيتي خواهد داشت؟ و البته حتي بدون هيچ درنگي يك نياز مجازي جديد را در ذهن خودمان مرور كرده و پاسخ خواهيم داد كه قطعاً تكنولوژيهاي برتر از آن چه شنيدهايم توليد گرديده است كه از آن اطلاعي نداريم، و در بسياري از مواقع اين عدم اطلاع از وجود چنين تكنولوژيهاي جديدي را به عوامل مختلف از قبيل اينكه اين تكنولوژي متعلق به افراد، مكان و يا كشورهاي خاص است، ارتباط ميدهيم. لذا، از آن به بعد نه آنچه داريم لذتبخش است و نه حتي آنچه ما نداريم ولي در بازارهاي جهاني قابل تامين است.
ما به دنبال چيزي ميگرديم كه در ذهن خودمان ساختهايم كه شايد هيچگاه نه وجود داشته و نه وجود خواهد داشت. ما از تكنولوژي يك رويا و يك خيال و آروز در ذهن پروراندهايم كه بسيار جلوتر از تكنولوژيهاي ساخت دست بشر هم نوع ماست.
به طور دقيق ميتوان گفت: نسبت توسعه واقعي تكنولوژي به توسعه توقعات انسان از تكنولوژي، كه عدد رضايتمندي را نشان ميدهد، اكنون بسيار بسيار كمتر از 1 ميباشد در صورتي كه در گذشته اين نسبت بسيار بزرگتر از يك بوده است.
بيماراني كه ديروز با تزريق دارو توسط همان سرنگهاي قديمي بهبود مييافتند ولي امروز در كتابها و مجلات و اينترنت به دنبال روشهاي جديد و جديدتر درماني ميگردند. در زير مدرن ترين دستگاههاي تشخيص بيماري نشستهاند و از پزشك خود سوال ميكنند كه آيا دستگاههاي جديدتري هم اكنون به بازار آمده و يا خواهد آمد؟ و بدتر از همه اينكه مردمي كه تا ديروز در خصوص سلامتي خود فقط از پزشكهايشان استعلام ميكردند، امروز در رسانههاي مختلف ميشنوند كه حتي موسيقي سالم نيز به سلامتي آنها كمك ميكند و در جاي ديگري ميشنوند كه مدل ساختمانهاي مسكوني آنها نيز در سلامتيشان موثر است يعني از تاثيرات فيزيكي و متافيزيكي نيز در اين عرصه ميشنوند. پس ديگر فقط اين پزشكان نخواهند بود كه راز و رمز سلامتي ما در اختيار آنها است.
امروز ديگر نه پزشك پناهگاهي براي امنيت جسماني ماست و نه ابزار و تكنولوژي كه او مورد استفاده قرار ميدهد. ما در دنياي آرزوها و خيالهاي خودمان زندگي ميكنيم. دنيايي كه سرعت رشد تكنولوژي توسط دانشمندان و صنعتگران و مخترعان از سرعت خيالپردازي بشر عقب افتاده است.
مردمي كه هر لحظه منتظر شنيدن اخبار عجيب و غريب هستند و از توسعه تكنولوژي، توهمي را در ذهن خود ساختهاند، چارهاي جز اضطراب و نگراني نخواهند داشت.
حسین حاجیان
87/5/1
بسمه تعالي
"جنگ يا صلح"
هيچگاه درگيريهاي بزرگ بين گروهها و جوامع، به دليل وجود اختلافات بزرگي در ابتدا شروع نگرديده است. اختلاف بر سر منافع كوچك اعم از مادي و معنوي و نپرداختن به راههاي حل آن، باعث ايجاد بدبينيهايي در طرفين خواهد گرديد كه روزي چه دور و چه نزديك افراد را در مقابل هم قرار ميدهد.
عامل پيروزي يك گروه در مقابل گروه ديگر درك معنا و نتيجه اتحاد و همدلي در آن گروه است که نتیجه جمع یک با یک را بصورت تصاعدی افزایش می بخشد. هر چقدر كه هدف جذابتر و حس افراد از حضور در ميدان عميقتر گردد، نتيجه مطلوبتر خواهد شد و پیروزی ما در جنگ با حریفمان رقم خواهد خورد. ولي آيا اين، همه دنياست؟ آيا توسعه و كمال ما در فتح فرصتها و منافع گروه همجوار ما تأمين خواهد گرديد؟
شکی در این وجود ندارد که فتح فرصت ها و منافع دیگران عامل موفقیت، کسب سود و توسعه خواهد بودو همکنون نیز روش هایی در جهت دست یافتن به این اهداف در دنیا تدوین و استفاده می شود. اما سطح بالاتری از تفکر جهانی همکنون در حال شکل گیری است که با ایجاد درکی برتر از این اهداف راه های چه بسا کوتاه تر و ماثرتر را در مقابل جهان روشن می سازد.
آيا اگر يكهاي همسايگان خود را در كنار يكهاي خود قرار دهيم به عدد بسيار بزرگتري دست نخواهيم يافت؟
گراديان عامل حركت است. سپاه اين گروه نيز به دليل وجود ضعف گروه ديگر به سوي او گسيل ميگردد، شايد تا اين مرحله نه بخواهيم و نه بتوانيم با اين قانون مسلم خلقت(گرادیان عامل حرکت) مقابله كنيم. ولي آنچه كه جاي تأمل دارد تنها در نوع و مدل منافعي است كه از پس حركت به دنبال تامين آن ميگرديم.
خاك و آب و سرزمين اگر بهرهبرداري گرديده و توسعه يابد ثروت محسوب ميگردد و اگر بياثر نيز بماند باري است كه جز آزار و اذيت چيزي به همراه خود ندارد. اگر منظور از جنگ و درگيري و فتح فرصت ها و منافع دیگران و حركت ايجاد شده به دليل گراديان قدرت، توسعه و پیشرفت باشد، اشتباهي بزرگ و استراتژيك محسوب ميگردد، زيرا كسي كه ميتواند عامل توسعه يك سرزمين شود در وهله اول مردم خود آن سرزمين هستند كه با رعايت فرهنگ و حفظ اصول تمدن خود، و با انگيزههاي بالا، آن سرزمين را خواهند ساخت. ستونهاي توسعه هر سرزمين بر پايه و اساس تمدن و فرهنگ آن سرزمين بنا خواهد گرديد و گرنه متزلزل خواهد بود. ما نخواهيم توانست با معماري سياسي و فرهنگي خودمان و با اجير كردن مردم سرزميني ديگر، آن سرزمین را بسازيم.
اگر بروز شايستگيهاي معنوي و اخلاقي و توسعه توانمنديهاي علمي و صنعتي و فرهنگي درگروهی زمينه شكلگيري حركت از يك گروه به گروه ديگر گردد، ديگر سرزمينها در نگاه اول فتح نخواهد گرديد، بلكه اين فكر و انديشۀ انسانهاي گروه مقابل است كه فتح خواهند شد، همان انسانهايي كه با افتخار و براي تعالي خودشان كليد طلايي شهرهايشان را تقديم خواهند كرد.
فتح سرزمينها، با نابودي همراه است و فتح مغزها و انديشهها با تعالي و توسعه. شايد بروز عقل و تمدن و فرهنگ و انديشه در يك قوم به هنگام حمله مغول، جز با ساخت سلاح و تجدي قوا و حفظ آمادگي و قدرت نظامي و تدابير عملياتي و حفظ وحدت عمومي براي مقابله با دشمن، چيز ديگري نبود، ولي بپذيريم كه سرزمينهاي امروز، ديگر به اندازه ديروز نيستند و ابعاد آنها به اندازه قدرت فكر و آرزوهاي ما وسعت يافته است. امروز ديگر به دنبال اين نميگرديم كه با مردم خودمان بر روي سرزمينهاي همسايگانمان گندم بكاريم بلكه ميخواهيم همسايگانمان را به كشت گندم در كران تا كران سرزمينهايي كه در آرزوهاي ما شكل گرفته، همراه كنيم. شعاع كره زمين هزاران هزار بار گسترده تر گرديده است، هر روزي كه تلسكوپها پهنه آسمانها را بيشتر ميشكافند اين در حقيقت قطر كره زمين بوده كه افزايش يافته است.
كشورهاي متخاصم ديروز تبديل به اتحاديههاي همكاري امروزي شدهاند و شركتهاي رقيب نيز كه روزي براي حفظ خودشان، ناچار به نابودي رقبايشان بودند نيز با توسعه تفكراتشان ديگران را در خود هضم ميكنند. مرزهاي دنيا به اندازه شايستگيهاي عقل و خرد انديشمندان گسترش خواهد يافت و اين بار رقبا و گروهها و همسايگان ما خواهند بود كه عاشقانه و در جهت رشد و توسعه محدودهها و قلمروهاي سياسي و اقتصادي خود و در جهت ایجاد اتحاد و صلح به سوي ما حركت خواهند كرد.
اگر حركت علم و انديشه و كمال و زيباييها جنگ تلقي ميگردد، اين خود زيباترين مبارزه است و اگر تسليم شدن در برابر بيخردي و فساد و ظلم نيز صلح تلقي ميگردد كه چه معناي زشتي را به همراه خود دارد. لزوم توسعه جنگ افزار ديروز و مغز افزار امروز و پيروزي در ميدانهای نبرد راهكارهاي خود را دارد و اين نيز ميسر نخواهد گرديد جز با تدبر و تعقل در هدف و تدوين استراتژي براي پيروزي.