TRIZ به معناي تئوري حل مسئله به روش ابداعي است. گنريش آلتشولر براي اولين بار در سال 1946 اين تئوري را با طرح اين نظريه كه قوانين عمومي براي نوآوري وجود دارند كه پايه و اساس نوآوريهاي خلاقانه هستند و به پيشرفت فناوري منجر مي شوند. مورد بررسي قرار داد. با مجهزشدن به قوانين و الگو توسعه سيستم هاي اين تكنيك، مردم مي آموزند كه چگونه مي توان دست به خلاقيت و نوآوري زد، فرايند نوآوري را پيش بيني كرد و در مسير آن گام برداشت.
كتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان كاوي، يكي از مطرح ترين كتابهاي منتشرشده در زمينه مديريت و روان شناسي انسانهاست كه نويسنده در آن به هفت عادت مردمان موثر اشاره كرده است كه داراي يك سير تحولي از رشد شخصي (سه عادت اول) تا كار گروهي، همكاري و ارتباطات (سه عادت دوم) و در نهايت دوباره سازي و يكپارچه كردن همه عادتها (عادت هفتم) هستند.
در اين نوشته، سعي شده است برخي اصول و مفاهيم تئوري حل مسئله به روش ابداعي با هفت عادت ذكر شده در كتاب هفت عادت مردمان موثر مورد مقايسه تطبيقي قرار گيرد.
مقدمه
تئوري حل مسئله به روش ابداعي (THEORY OF INVENTIVE PROBLEM SOLVING = TIPS) و TRIZ سر واژه عبارتي به همين معنا در زبان روسي است. توسعه TRIZ از سال 1946 توسط گنريش آلتشولر (GENRISH ALTSHULLER) و همكارانش در شوروي سابق آغاز شد و در حال حاضر نيز در بسياري از نقاط دنيا در حال فراگيري، به كارگيري و توسعه است.
پژوهش در مورد TRIZ، ابتدا با اين نظريه شروع شد: قوانين عمومي براي نوآوري وجود دارند كه پايه و اساس نوآوريهاي خلاقانه هستند و به پيشرفت فناوري منجر مي شوند. اگر اين قوانين به درستي شناسايي...
چکیده کتاب << یادداشت های دفترچه طلایی>> تحت عنوان << یک کتاب در یک گفتار >> توسط جناب آقای هوشنگ فتحی دانش آموخته رشته مدیریت، روزنامه نگار و کارشناس فرهنگی، در کنفرانس تجربه ملی مدیران ارائه شد و مورد استقبال حاضرین در این کنفرانس قرار گرفت.
به نام خداوند جان و خرد
آنچه به ساحت اين مجمع محترم و اين همايش معتبر عرضه ميشود، به رسم معمول همايشها، يك يا چند موضوع گنجانده شده در يك مقاله نيست. بلكه چكيده يك كتاب است كه شايد مناسبترين عنوان براي آن "يك كتاب، در يك گفتار" باشد. كتابي برخاسته از تجربههاي عيني و عملي مديري كه در عين جواني به مديريت يك سازمان بزرگ – دست كم در تناسب با شرايط سني او- گمارده شده و برخورد با اشخاص و موقعيتها، چالشهاي دروني و بيروني گونهگوني فرا روي او قرار داده و نتيجه كار، هوشمندانه، بر صفحه كاغذ نشسته است. اما ...
مشخصات كتاب :
- عنوان : 35 اصل كليدي مديريت، در يادداشتهاي دفترچه طلايي
- نويسنده : حسين حاجيان برزي
- قطع : رقعي، 35 فصل، 216 صفحه
- ناشر : آبارون
- سال انتشار : 1384
- شمارگان : 2000 نسخه
برجستهترين امتياز كتاب، جدا از نثر ساده و صميمي آن، شايد اين نكته باشد كه گرچه تحصيلات دانشگاهي نويسنده در رشته مديريت نبوده اما يك جوان فوق ليسانس مهندسي شيمي، به پشتوانه ايمان قلبي وجسارت ذاتي، پس از قبول مسئوليت مدير عاملي در يك سازمان، مصمم به وقايع نگاري
و ثبت رويدادهاي پيرامون خود ميشود، و البته نه به قصد آنكه كتابي بنويسد و در ويترين كتابهاي مديريتي قرار دهد. قلم در دست اين مدير جوان همانند دوربين در دست يك عكاس است كه وي را وادار و هشيار ميسازد پيرامون خود را به دقت و موشكافانه بنگرد تا نكند سوژهاي و موضوعي از نگاه او پنهان بماند و از دست برود. دقت و حوصلهاي كه اگر ديگر مديران پرتلاش كشور ما بدان همت ميكردند، امروزه در اين سوي جهان، چه اندوخته گرانسنگي كه براي عرضه به دست دركاران حوزه مديريت فراهم نميشد!
معرفی کتاب در حوزه مدیریت خلاق با نگاه به توسعه منابع انسانی و با استفاده از تجربیات عملی.

حاجيانبرزىحسين،1345- 35 اصل كليدى مديريت در يادداشتهاى دفترچۀ طلايى)قدم به قدم مديريت را تجربه كنيد(/ حسينحاجيانبرزى.-تهران:آبارون،1384 216ص.— (مديريت،مديريت عمومى؛1( ISBN:964-8803-01-3
فهرست نويسى بر اساس اطلاعات فيپا. 1.مديريت 2.مديريت-اخلاق حرفهاى. 3.مديران.الف.عنوان 22ح2ف/73HD 856 كتابخانهملىايران 84-10837م
35 اصل كليدى مديريت در
يادداشتهاى دفتر چه طلايى
(قدم به قدم مديريت را تجربه كنيد)
حسين حاجيان برزى
طرح روى جلد:حسن خدادى
ليتوگرافى:بهنام
چاپ:شهاب
چاپ اول:1384
شمارگان:2000
بها:25000 ريال
شابك:3-10-3088-469964-8803-01-3/
-------------------------------------------------------------------------------
پيشگفتار
يادداشت ناشر
دانش مديريت بر تجربهها بنا شده است. در اين عرصه، زمينۀ مستعد مدير به همراه شناخت او از فرهنگ بومى، از مديرهنرمندي خواهد ساخت كه با بهرهگيرى از تجربههاي برآمده از حضور و مطالعه محيط اجتماعى پيرامون مىتواند تحت هدايت خود مجموعه را به شكوفايى مطلوب و رضايتمندي برساند، چنين مديري قطعاًمديرهنرمندىاست؛ هنرمندىبرخوردار از صفاتي همچون صداقت، فروتنى، شجاعت، زيركى و تدبير. امروزه بسيار شنيدهايم – و به حضورنيزديدهايم -كه كمبود مديران كار آمد و به تبع آن استفاده از مديران ناكارآ چه ضربههاى زيانبار و درد آورى را بهپيكرۀ ادارى جامعه وارد كرده است .
به جرئت مىتوان گفت بيش از آنكه به علم مدير (مدرك تحصيلي) نياز باشد به عمل او نيازاست. به عبارت ديگر: به مديريت نياز بيشتر است تا مدير. البته اين بدان معنا نيست كه آنچه به نام "علم مديريت" مطرح است را نفي كنيم، بلكه بايد دانش مديريت، با آميزهاي از آگاهى نسبت به محيط پيرامون و همراه با "استعداد شخصى مدير" غنى شود و آنگاه به عمل و اجرا درآيد. بدين لحاظ است كه صرف دانستن، به ويژه دانايىهاى وارداتى از مديريت، نمىتواند راهگشا باشد.
كتاب حاضر بيش از آنكه علم مديريت باشد، هنر مديريت است.نويسنده كتاب، باحضور در متن فرهنگ جامعۀ پيرامون و نيز برقراري تبادل و ارتباط با ديگر محيطهاى فرهنگى،مديريت را به تجربه بر گرفته است. با مطالعه كتاب حاضر، در مىيابيم كه دانش و كار آمدى در عرصه مديريت،حاصل آگاهىهاى محيطى از كنش و واكنشهاى فردى و اجتماعى است كه يك مدير مستعد
– برخوردار از صفات پيش گفته - در پيشبرد عملى مديريت مىتواند آنها را به كار گيرد. به اين مجموعه موارد نويسنده كتاب در جاى جاى كتاب خواهد پرداخت و بررسي خواهد كرد.مهندس حسين حاجيان برزى - متولد 1345- بامدركليسانس مهندسى پتروشيمى از دانشگاه صنعتى اصفهان،و فوق ليسانس مهندسى شيمى از دانشگاه تربيت مدرس، طى سالهاى متمادى مدير عامل و عضو هيئت مديره شركتهاى مختلف بوده كه در اين بين مىتوان به شركتهايى چون فرآوردههاى شيميايى ايران، ماشين سازى ايران، راديو تلويزيون شهاب،سيمكات، ابزار مهدى، كاشى ايرانا، و.... اشاره كرد.
يادداشتهاى دفترچه طلايى
پيشگفتار
سالها از نخستين روز مديريت من بر يك شركت مىگذشت. در اين مدت، بارها تصميم گرفتم خاطرات و تجربيات خود را از اين ايام به رشته تحرير درآورم و هر بار كه با يكى از كتابهاى ترجمه شده مديريت مواجه مىشدم - كه اتفاقاً شيفتگان بسياري هم در كشور ما دارد - اين احساس در من بيشتر تقويت مىشد. زيرا فكر مىكردم ما نيازمند مديريتى هستيم كه با شرايط فرهنگى اجتماعى خودمان مطابقت داشته باشد، در حالي كه اين كتابها اغلب نمايانگر وضعيت فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى كشور نگارنده كتاب بود. اين موضوع، سالها درگيرى ذهنى مرا تشكيل ميداد. روزي با يكى از دوستان كه اتفاقاً مدير موفقى نيز هست، موضوع را مطرح كردم.او از انگيزه تدوين كتاب پرسيد. در جواب گفتم: در فرهنگ ما ويژگيها و نكتههايي وجود دارد كه شايد نتوان در ديگر فرهنگها يافت و نمىتوان ترجمهاى هم براى آن پيدا كرد. مثل صفاتي چون مردانگى و جوانمردى. سپس، به مصاديق اين واژهها در مديريت اشاره كردهام. شايد اين واژهها را در فيلمهاى احساسى و عاطفى و يا فيلمهاى جنگى كشورهاى پيشتاز مديريت نوين علمي مثل كشورهاى غربى، بتوان شنيد. اما آيا تاكنون شنيده و يا خواندهايد كه در بخش مديريت آنها به كاربرد اين خصلتها در مديريت اشاره شده باشد؟ به عقيده من، سالها پشتوانه و تجربۀ بزرگ مديريت در بخشهاى صنعتى، براى آنان اصول خشكى را به صورت ثابت و بدون تغيير چنان نهادينه كرده است كه نمىتوانند پذيراى چنين واژههايى باشند. اما براى ما، كه هنوز صنعت در كشورمان نوپاست و الگوى صنعتى خاصى را در دنيا دنبال نكردهايم، نمىتوان هيچ الگو و نسخهاى را ثابت دانست و عيناً كپىبردارى كرد. لذا، لازم است با توجه به فرهنگ و آداب و سنن مردم خودمان و با بهرهگيرى از تجربههاي مديريتى پيشينيان، اصولى را تدوين كنيم و به مورد اجرا درآوريم يا به عبارت ديگر، با توجه به واقعيت درونى، مباحث مربوط به مديريت غربى را بازنويسى و بومى كنيم. سپس براي دوست خود مثالى زدم و چنين گفتم: يك كارگر جهان سومى از عبارت "خسته نباشيد" چه برداشتى دارد و يك كارگر اروپايى چه برداشتى؟ كارگر اروپايى احساس شادمانى خواهد داشت، چرا كه فكر مىكند كارش به خوبي پيش رفته است. در حالي كه همين عبارت را وقتى شما براى يك كارگر جهان سومى مطرح مىكنيد او با ناراحتى زياد دستهاى پينه بسته خود را به شما نشان مىدهد و از روى تأسف سر تكان مىدهد. احساس او اين است كه هر اندازه بيشتر كار كند و خسته شود، به شرايط بردگى نزديكتر شده است. حال، با اين همه تفاوت در فرهنگها، چگونه مىتوان اصول پذيرفته شدۀ يك فرهنگ را عيناً به فرهنگهاى ديگر منتقل كرد و بازتابهاي يكسان را انتظار داشت؟كشور ما كشورى است كه صنعتى شدن را به تدريج تجربه كرده است و مىكند. در حالي كه ما قرنها با كشاورزى انس و الفت داشتهايم. كارگر امروز ما همان كشاورز ديروز است. ما مديران امروزى نيز با فرهنگ پدران و راه و رسم اجداد كشاورزمان رشدكردهايم. اما از آنجا كه با ضرورتهاي دنياي كنوني هماهنگ شويم، لذا بايد اصول مديريت غربى را بومى كنيم و مديران با تجربه كشور نيز بايد تجربههاي مديران بزرگ دنيا را مطابق فرهنگ كشورمان بازآفرينى كنند. اين همان راز پيشرفت كشور ژاپن – و سپس كره جنوبي، سنگاپور، تايوان و ... اخيراً چين – است كه ارتباطي معقول و هوشمندانه بين "سنت" و "صنعت" به وجود آورده و با حفظ اصالتهاي ديرين خود، گام در راه صنعت نهادهاند و پيشتاز نيز هستند. طى ساليان عمر مديريتىام با مديران بسيار بزرگ و با تجربهاى برخورد داشتهام واميدوارم روزى فرا رسد كه دلايل موفقيت آنان و تجربيات ارزشمندشان در اختيار مديران جوانتر قرار گيرد، تا آنان نيز همانطوركه من، زمانى كه هيچ تجربه مديريتى نداشتم و از شنيدن آن لذت و بهره مىبردم، از خاطرههاي مديران سرشناس كشور برخودار شوند. با همين استدلال، فكر مىكنم انتقال تجربياتم از طريق اين مجموعه نوشتار، شايد بتواند نكتههاي جالبى را در اختيار كسانى قرار دهد كه در آستانه ورود به حوزۀ مديريت هستند، هر چند ممكن است اين نكتهها براى مديران برخوردار از تجربههاى بزرگ و ارزشمند، ساده و ابتدايى به نظر آيد. به همين دليل، سعى كردهام تجربههايم را به صورت خام، دست نخورده و همچنانكه واقع شدند، در قالب خاطره بيان كنم. تا چه پسند افتد و چه در نظر آيد.
حسين حاجيان برزى
تابستان 1383