بررسی کتاب بابای دارا-بابای نادار
تيتر 1 : قوانين كهنه و قديمي را درآموزش فراموش كنيم
فرزندان ما دريك نظام آموزشي كهنه و از كارافتاده سالها عمرخود را تلف ميكنند و مطالبي مي آموزند.كه درزندگي واقعي هيچ به دردشان نمي خورد، براي دنيايي تربيت مي شوند كه ديگر وجود ندارد.امروز خطرناكترين پند به فرزندان اين است كه به مدرسه برويد، نمره هاي خوب بگيريد و در انتظارشغلي مطمئن شده باشيد. اين پند كهنه و بد است. اگر به آنچه درآسيا، اروپا، وآمريكاي جنوبي رخ مي دهد توجه كنيد،همانند من سخت نگران خواهيد شد. نمي توانند با قانونهاي پيشين به بازي بپردازند، خيلي خطرناك است. . نابخردانه است گمان كنيم كه آموزشي كه مدارس به فرزندان ما مي دهند، آنان را براي دنيايي كه پس آموختگي پيش رو دارند، آماده مي سازد. فرزندان به آموزشهاي بيشتر ومتفاوتي نيازمندند. آنان بايد قانونهاي بازي، قانونهاي متفاوت بازي، را ياد بگيرند.
تيتر 2: قوانين متفاوت
افرادي چون من با دسته اي از قانونهايي متفاوت ازآنچه شما مي شناسيد، بازي مي كنند. هنگامي كه يك شركت به كوچك سازي دست مي زند، چه رخ مي دهد؟ گفتيم:بخشي ازكاركنان بيكارمي شوند و خانواده ها صدمه مي بينند. ميزان بيكاري نيز افزايش مي يابد. ولي بر شركت، بويژه شركتي كه سهام آن به بورس عرضه شده، چه خواهد گذشت؟گفتيم: قيمت سهام شركت معمولاّ افزايش مي يابد.بازاركاهش هزينه نيروي كاردرسازمانها را مي پسندد، خواه از راه خودكارسازي يا كاستن از شمار كاركنان صورت گرفته باشد. درست است، و آنگاه كه بهاي سهام بالاتر رود، افرادي چون من، سرمايه گذاران، ثروتمندتر مي شوند. اين همان قانون متفاوتي است كه ما اجرا مي كنيم. كارگران زيان مي بينند، مالكان وسرمايه گذارن سود مي برند.
تيتر 3: اثر تربيت باباي ندار و باباي دارا بر رفتار وآينده فرزندش
آنچه درپي خواهد آمد، داستان رابرت ودو باباي اوست: يكي دارا و ديگري نادار. تركيب مهارتهاي اين دو تن، پرورش دهنده و سازنده زندگي رابرت بوده است. ازباباي نادار روش كاركردن براي شركتها، و از باباي دارا راه و روش مالك شدن شركتها را آموخته است. هر دو بخش زندگي او نيازمند به آموزش بوده است، ولي موضوع آموزشهاي تفاوت داشته است. باباي فرهيخته به رابرت آموخته است كه فردي زيرك و هوشمند باشد. باباي دارا به او ياد داده است كه چگونه افراد هوشمند را به خدمت بگيرد.
طی روز های آتی به بررسی این کتاب خواهیم پرداخت.