بابای دارا-بابای نادار(بخش سوم: چرا سود مالي ضروري است؟)
تیتر 7:چرا سود مالي ضروري است؟
بسياري از مردم در زندگي خود اين نكته مهم را نميفهمند كه مقدار پول بدست آورده اهميت ندارد، مقداري كه ميماند مهم است. داستان قماربازان را فراوان شنيدهايم كه به چشم برهم زدني پولدار ميشوند و به زودي همه را از دست ميدهند. هنگامي كه از من ميپرسند : " از كجا آغاز كردهام؟" يا "چگونه ميتوان با شتاب ثروتمند شد؟" از پاسخم سرخورده ميشوند. به سادگي چيزي به آنان ميگويم كه باباي دارايم در كودكي به من ميگفت: " اگر ميخواهي ثروتمند شوي، بايد دانش مالي بيندوزي." اين ديدگاه را هر وقت ديدار ميكرديم، چون پتك بر مغزم ميكوبيد. باباي درس خواندهام بر خواندن كتابها تاكيد داشت و باباي دارا از من ميخواست تا در زمينه مالي خبره شوم. باباي دارايم پي مالي ستبري براي من و مايك ريخت. از آنجايي كه هر دو كودك بوديم، روش آساني براي آموزش ما آفريد.
●قانون نخست بايد تفاوت ميان دارايي و بدهي را بدانيد.
"ثروتمندان دارايي بدست ميآورند و طبقه مياني بدهي، ولي گمان ميكنند كه دارايي خريدهاند."من ميپرسيدم:" منظورتان اينست كه تنها كافي است دارايي را بفهميم، آن را بدست آوريم و ثروتمند شويم؟"
اگر چنين ساده است، چرا بيشتر مردم ثروتمند نيستند؟باباي داراي من پاسخ داد : "زيرا بزرگسالان هوشيارترند. آنان دانشي گسترده در زمينهاي ديگر آموخته اند و مطلبي به اين سادگي از ديدشان ميگريزد. بزرگسالان كسر شان خود ميدانند كه به توضيحهاي ساده توجه كنند."
دارايي اعداد است نه واژهها. در حسابداري از عدد نميگويند، بلكه از آنچه كه اعداد تعريف ميكنند.بيشتر وقتها پول فراوان مساله را حل نميكند، بلكه آن را افزايش ميدهد. پول در خيلي موارد موجب آشكارتر شدن عيبهاي وحشتناك انساني ميشود. بيشتر وقتها پول بر آنچه نميدانيم، نورافكن مياندازد. به اين دليل است كه بدستآورندگان پولهاي بادآورده – از ارث، قمار، افزايش حقوق به زودي به نقطه پيشين ناداري و حتي پايينتر از آن باز ميگردند. ترس از كنار گذاشته شدن، ترس از انتقاد، ترس از ريشخند، و ترس از بيرون راندن از گروه استوار است. ترس از متفاوت ماندن از ديگران، بسياري را از انديشيدن و جستجوي راهحلي تازه براي مشكلات، باز ميدارد. بسياري از مشكلات بزرگ مالي ناشي از دنبالهروي از ديگران و همرنگ جماعت شدن است. ما نياز داريم كه گهگاه به آينه بنگريم و به جاي ترسيدن، با خرد درون خود روراست باشيم. افراد هوشمند كساني را به استخدام در ميآورند كه از خودشان هوشمندترند.
●"مدرسهها كارمندپرورند نه كارفرما آفرين."
الگوي برخورد با خانه شخصي به عنوان يك "دارايي" و فلسفه خريد و مصرف بيشتر در پي دريافت حقوق، بنيان جامعه بدهكار امروز ميباشد. در اين فرآيند به رغم پيشرفت در شغل و دريافت حقوق و مزاياي بيشتر،ميل به مصرف نيز بالا مي رود و وضعيت نامطمئن مالي همچنان پابرجا مي ماند. اينچنين آموزش سست وبي پايه مالي، زندگي را با خطر (ريسك) فراوان همراه مي سازد. بدين ترتيب، هنگامي كه در زندگي طبقه مياني فرصتهاي راستين رخ مي نمايد،نمي توانند به درستي آنها بهره برداري كنند. زيرا به ايمن حركت كردن، سختكوشي، پرداخت مالياتهاي بالا، و بدهكاري عادت كرده اند.
منبع: کتاب بابای دارا-بابای نادار(رابرت کیوساکی)