تیتر 17:ثروتمندان پول مي‌آفرينند.

اقدام نكردن‌هاي ما ناشي از ناآگاهي مالي نيست، بيشتر از نداشتن اعتماد به نفس است. اين كاستي در برخي از مردم آشكارتر مي‌باشد. پس از ترك مدرسه، اغلب مي‌دانيم كه چگونگي نمره‌هاي درسي دوران مدرسه چندان با اهميت نيستند. در زندگي واقعي، به چيز ديگري نياز داريم. شنيده‌ام كه با عنوان‌هاي گوناگون- زهره، دل، دليري، زيركي، سرسختي و مانند اينها – از آن ياد مي‌كنند. اين عامل – هر عنواني كه داشته باشد – بر ساختن آينده فرد، بيش از هر نتيجه و سابقه درسي، تاثير مي‌گذارد.در درون هر يك از ما، اين عامل دليري، زيركي و دل داشتن، وجود دارد. جنبه ديگري هم در شخصيت انسان‌ها وجود دارد؛ اينكه مي‌توانند زانو بزنند و التماس كنند. هيچكدام را نمي‌توان برتر از ديگري به حساب آورد.

تیتر 18:در زندگي واقعي، نه هوشمندان، بلكه دليران هستند كه پيش مي‌روند.

تجربه شخصي خودم نشان داده است كه هر دو عامل دانش مالي و دليري در كار ضروري هستند. چنانچه ترس غالب گردد، نبوغ سرخورده مي‌شود.

تیتر 19:چرا نياز به پرورش هوشمندي مالي خود داريم؟

زيرا اگر چنين كنيم، به رفاه گسترده‌اي مي‌رسيم. تا 300 سال پيش، زمين منبع ثروت بود. زمين داران ثروتمند به حساب مي‌آمدند. امروز، دوران دانش و اطلاعات مي‌باشد. كساني كه به اطلاعات تازه روز دسترسي داشته باشند، براستي ثروتمندند.امروزه بسياري را مي‌بينيم كه همچنان در دام گرفتاري‌هاي مالي دست و پا مي‌زنند؛ زيرا همانند پدران خود به قانون‌هاي كهنه چسبيده‌اند.انديشه‌هاي پوسيده، بزرگترين دشمن و بدهي‌آفرين آنان مي‌باشد. دليلش اين است كه نمي‌دانند انديشه دارايي‌آفرين ديروز، وابسته به زماني است كه ديگر گذشته است.يك روز بعدازظهر، موضوع سرمايه‌گذاري را به ياري يك بازي جريان نقدينگي(CASHFLOW) كه خودم ابداع كرده‌ام، درس مي‌دادم.درضمن بازي، شركت كنندگان با پيوند و كنش و واكنش صورت درآمد و ترازنامه آشنا مي‌شوند. آنان مي‌آموزند كه چگونه نقدينگي ميان اين دو حوزه در جريان است، و چگونه مي‌توان كاري كرد كه درآمدهاي ماهانه بيش از هزينه‌ها بشود – راهي كه به ثروتمندي مي‌انجامد. هنگامي كه به اين مرحله برسند، از چرخه مسابقه موش‌دواني بيرون آمده و به راه پرشتاب پيشرفت مي‌افتند.زندگي واقعي هم مانند بازي‌هاي من، بازخوردهاي فوري دارد.بازي نقدينگي را به گونه‌اي طراحي كرده‌ام كه نتيجه‌اش بازتاب رفتار شخصي هربازيكن باشد.هدف بازي اين است : به انديشه وا داشتن بازيكنان و يافتن راه‌هاي تازه براي حل مساله مالي.

تیتر 19:آناني كه زودتر از هزار توي مسابقه موش‌دواني بيرو مي‌آيند، كساني هستند كه با اعداد و ارقام بيشتر آشنايند و انديشه مالي خلاقي دارند.

آنها تفاوت گزينه‌هاي گوناگون مالي را درك مي‌كنند. كساني كه راهشان به درازا مي‌كشد، آناني مي‌باشند كه كاركرد اعداد و قدرت نهفته در سرمايه‌گذاري را به درستي نمي‌دانند. ثروتمندان افرادي خلاق هستند و گام‌هاي خطرناك، ولي حساب شده‌اي برمي‌دارند.هوشمندي مالي را به زبان ساده مي‌توان، فراهم ساختن گزينه‌هاي بيشتر براي پيروزي دانست.از همان دوران كودكي، باباي دارا به من و مايك پيوسته يادآور مي‌شد كه "پول موجوديتي واقعي نيست- آن چيزي است كه مي‌پذيريم. اگر چنين بينديشيد، زودتر ثروتمند مي‌شويد."تنها دارايي نيرومندي كه داريم، مغزمان است. اگر آن را به درستي پرورش دهيم، مي‌تواند دنيايي ثروت را در زماني كه يك آن به نظر مي‌رسد، بيافريند.در اين دوران اطلاعات محور، يك شبه ثروتمند شدن بسيار آسان و فراوان است. چند نفر گرد مي‌آيند كه سرمايه‌اي جز انديشه خود و يك قرارداد در اختيار ندارند.قراردادها نقش پول‌آفريني را بازي مي‌كنند.نكته مهم در اقتصاد اين است كه سرمايه‌گذاري بالا و پايين رفتن دارد. در سراسر زندگي با فرصت‌هايي روبه‌رو هستيم كه اغلب به چشم نمي‌آيند، ولي وجود دارند. با دگرگوني‌هاي جهان در زمينه فناوري، فرصت‌هاي تازه‌اي رخ مي‌نمايند. مي‌توان از آنها بهره برد و زندگي خانواده‌ را براي چندين نسل تامين نمود.تنها خودتان بايد پاسخ به نياز پرورش هوشمندي مالي را درك كنيد. من مي‌دانم كه چرا چيزهاي تازه مي‌آموزم و دانش خود را گسترش مي‌دهم. مي‌دانم كه دگرگوني‌هاي تازه در راهند و همواره بايد آماده رويارويي با آنها شد. اينها را هوشمندي مالي مي‌دانم.

تیتر 20:فرصت‌هاي بزرگ را نمي‌توان به سادگي با چشم ديد آنها با مغز ديده مي‌شوند. بسياري از مردم بدان دليل به ثروت نمي‌رسند كه از آموزش مالي لازم براي ديدن فرصت‌‌ها برخوردار نشده‌اند.اصلي ترین دليل نادار ماندن بسياري از مردم، ترس آنان از باخت مي‌باشد. برندگان از باخت نمي‌ترسند،بازندگان مي‌ترسند. اشتباه و باخت بخشي از فرايند پيروزي است. كساني كه از خطا مي‌گريزند، برد را هم از دست مي‌دهند.

ما دو گونه سرمايه‌گذار داريم:

  1. گروه نخست كه عموميت بيشتري دارند، آناني هستند كه يك "بسته سرمايه‌گذاري" را مي‌خرند. همچون شركت داد و ستد املاك و مستغلات. راه ساده، تميز و آسان در سرمايه‌گذاري است.
  2. گروه دوم آناني هستند كه سرمايه‌گذاري مي‌آفرينند. اينان بخش‌هاي يك سرمايه‌گذاري را روي هم سوار مي‌كنند. اين گروه دوم هستند كه بيشتر حالت سرمايه‌گذاري حرفه‌اي دارند. باباي دارا، اينگونه سرمايه‌گذاري را تشويق مي‌كرد و مرا بدان توصيه مي‌نمود. آموختن روند به هم گردآوردن بخش‌هاي جداگانه سرمايه‌گذاري بسيار با اهميت است. پيروزي در اين روش، پيامدهاي مثبت سنگيني دارد، همانگونه كه باخت در آن هم سنگين است،اگر باد مخالف آغاز به وزيدن نمايد.

تیتر 21:اگر مي‌خواهيد كه از گروه دوم سرمايه‌گذاران باشيد، به فراگيري سه مهارت بنيادين نياز داريد.

  1. چگونه فرصت‌هايي را شناسايي كنيم كه ديگران نديده‌اند؟ شما مي‌توانيد چيزي با مغز خود ببينيد كه ديگران با چشم سر نمي‌بينند.
  2. چگونه پول تامين كنيم؟ بسياري از مردم تنها راه بانك را مي‌شناسند. اين گروه دوم سرمايه‌گذاران كه مورد نظر ما هستند، بايد راه‌هاي ويژه‌اي براي تامين سرمايه بيابند. سرمايه‌گذاري خريد نيست ،بيشتر جنبه دانستن دارد.
  3. چگونه افراد هوشمند را سازمان دهيم؟ هوشمندان كساني هستند كه با افراد هوشمندتر از خود كار مي‌كنند، يا آنان را به استخدام در مي‌آورند. هنگامي كه نياز به رايزني داريد، هوشمندانه به گزينش مشاور بپردازيد.

چيزهاي فراواني هست كه ياد بگيريد،پاداش يادگيري بسيار هنگفت است. اگر نمي‌خواهيد كه مهارت‌هاي لازم را بياموزيد، پس سرمايه‌گذاري نخست توصيه مي‌شود و به بزرگترين ثروت شما تبديل خواهد شد. البته هر كاري خطر (ريسك) دارد. به جاي ترس و گريز از خطر، مديريت كردن آن را بياموزيد.

منبع: کتاب بابای دارا-بابای نادار(رابرت کیوساکی)