بابای دارا-بابای نادار(بخش نهم: دست بكار شدن)
تیتر 25: چگونه آغازكردي؟
آرزو ميكنم كاش ميتوانستم كه كسب ثروت خود را كاري آسان قلمداد كنم، ولي براستي چنين نبوده است. بنابراين: در پاسخ چگونه آغازكردي؟ ميخواهم فرايند فكري و برنامه گام به گام و روز به روز خود را برايتان بازگو نمايم. به باور من، هر انساني در درون خود از يك نبوغ مالي برخوردار است. مشكل در اينجاست كه بلوغ مالي خوابيده و نياز به بيدار كردن دارد.
تیتر 26: ده گام به شما پيشنهاد ميكنم كه بيداركننده نبوغ مالي انسان ميباشند. اينها به سادگي همان گامهايي هستند كه خودم برداشتهام.
●گام 1- به نيرويي برتر از آ نچه آشكار است، نياز دارم: نيروي روان
فهرست مختصري درست ميكنم . نخست نخواستنها كه آفريننده خواستنها هستند: نميخواهم كه در سراسر زندگيم كار كنم .نميخواهم كارمند كسي باشم. اكنون خواستنها را بياورم: ميخواهم كه براي سفر كردن و زندگي به سبكي كه دوست دارم ، آزاد باشم. ميخواهم در جواني به اينها برسم. اينها دليلهايي احساسي هستند كه در ژرفاي نهانم جا گرفتهاند.
●گام 2- حق انتخاب روزانه : نيروي گزينش.
به اين دليل است كه انسانها ميل دارند تا در سرزميني آزاد زندگي كنند. ما خواهان نيروي حق انتخاب هستيم. گزينش رفتار با .وقت خود، پول خود، و آنچه در سر خود جا ميدهيم . اين را نيروي گزينش ميناميم. همه ما اختيار گزينش داريم . من ثروتمند شدن را برگزيدهام و همه روزه اين گزينش را تكرار ميكنم.نخست برآموزش و پرورش خود سرمايهگذاري كنيد: در دنيا واقعي ،تنها دارايي، مغز ما ميباشد- نيرومندترين ابزاري كه بر آن چيره هستيم .من از ديدن كساني كه به خريد سهام يا مستغلات ميپردازند، ولي بر روي برترين دارايي- مغز خود- سرمايهگذاري نميكنند، در شگفتم .
●گام 3- در دوست گرفتن ، دور انديش با شيد: نيروي همگرايي.
نخست اينكه دوست را بر پايه وضعيت مالي برنميگزينم . من دوستاني دارم كه از تنگدستي آهشان بلند است ، و دوستاني كه ميليونها دلار ثروت دارند. نكته مهم اين است كه از هر دو گروه چيز ميآموزم واين يادگيري آگاهانه است.يك تفاوت آشكار را درميان دوستانم ميبينم : آناني كه ثروتمندند ، بيشتر درباره پول سخن ميگويند.لاف نمي زنند، به موضوع علاقه مندند. بدينگونه، از همديگر چيز ياد مي گيريم .دوستاني كه مي دانم در تنگناي مالي اسيرند: از اين دسته نيز ياد مي گيرم كه به چه كارهايي دست نزنم .
هشدار: به اندرز نادارها وترسيده ها گوش ندهيد.
●گام4- دريك فرمول خبره شويد، سپس به يادگيري فرمول تازه اي رو آوريد: نيروي با شتاب آموختن .
نانوايان در پخت نان، نسخه اي را پيروي ميكنند. حتي اگر ننوشته و تنها در مغزشان باشد. پول ساختن هم چنين است . به اين دليل است كه پول را اغلب خمير مي نامند.آن چيزي مي شويد كه مي آموزيد. در زمينه كسب پول ، اغلب مردم تنها به يك راه مي روند – راهي كه در مدرسه آموخته اند-كار كردن براي پول درآوردن.
●گام 5- نخست سهم خود را بپردازيد: نيروي خود به ساماني.
اگر نميتوانيد مهار خود را در دست داشته باشيد، به گرد ثروتمندي بگرديد. بايد نخست به يك دوره نظامي يا انضباط مذهبي بگرويد تا اين مهارت را بدست آوريد. سرمايه گذاري كردن، پول درآوردن ، وآنرا به باد دادن.معنا ندارد. بي بهره بودن از خود به ساماني است كه برندگان پولهاي ميليوني در بازيهاي لاتاري را يك شبه به روز سياه مي نشاند. نبود خود به ساماني است كه دريافت كنندگان اضافه حقوقهاي كلان را بيدرنگ به خريد خودرو تازه يا سفرهاي تازه يا سفرهاي تفريحي ميكشاند.خبره شدن در خود به ساماني براستي از همه گامهاي ديگر دشوارتر ميباشد. خود به ساماني عامل شماره 1 جدا كردن ثروتمندان از نادارها و طبقه مياني جامعه ميباشد. دركلاسهايي كه به كارآفرينان درس ميدهم، پيوسته تأكيد ميكنم كه بجاي تمركز بر كالاها، خدمات و دستمزدها، بر پرورش مهارتهاي مديريتي تمركز نمايند.
●سه تا از مهمترين مهارتهاي ضروري عبارتند از :
1. مديريت جريان نقدينگي
2. مديريت انسانها
3. مديريت وقت خود
●گام 6- به كارگزاران خوب مزد بدهيد: نيروي رايزني برتر.
اغلب ميبينيم كه بر ديوار خانهها تابلو "فروش بيواسطه" نصب كردهاند. يا در آگهيهاي تلويزيوني از "كارگزاران ارزان" ميشنويد.باباي دارا عكس اينها را توصيه ميكرد. عقيده داشت كه بايد به حرفهاي ها دستمزد خوب پرداخت، خودش نيز چنين ميكرد. كارگزار چشم و گوش شما در بازار است. همواره آنجا هستند و نيازي به حضور من و شما نيست. ميتوانيم به بازي گلف خود برسيم.
●گام 7- همچون سرخپوستان ببخشيد: نيروي رايگان گرفتن.
نخستين مهاجران به آمريكا، در برابر برخي از عادتهاي فرهنگي بوميان سردرگم ميشدند. براي مثال، چنانچه يك سفيد پوست احساس سرما ميكرد، سرخپوستان به وي پتو ميدادند. سفيدپوست آنرا هديه ميپنداشت و هنگامي كه سرخپوست براي پس گرفتن پتو ميآمد، اغلب به بگومگو ختم ميگرديد.در توجه به ستون داراييها، " همچون سرخپوستان بخشيدن" نعمت بزرگي است. سرمايهگذاران دانا و آگاه، در هر مورد نخست از خود ميپرسند: "پولم كي برميگردد؟" همچنين ميخواهند بدانند كه چه چيزي را به رايگان به چنگ ميآورند. به اين دليل است كه "بازده سرمايه – ROI" اين چنين اهميت دارد.سرمايهگذاران زيرك افزون بر "بازده سرمايه –ROI" در پي آن چيز رايگان هستند كه در داد وستد نصيبشان ميشود و اين هوشمندي مالي است.
●گام 8- داراييها برايتان وسايل رفاه و خوشگذراني ميخرند: نيروي تمركز.
هرچه زودتر خود و عزيزان را با كاركرد پول آشنا كنيد، سودمندتر خواهد بود. پول نيروي پرتواني ميباشد. متاسفانه بيشتر مردم اين نيرو را بر عليه خود بكار ميگيرند. چنانچه از هوشمندي مالي برخوردار نباشيد، پول به درستي بر شما چيره ميشود ، پول از شما زيركتر است و شما را در سراسر زندگي به خدمت خود در ميآورد.براي اينكه ارباب پول شويد، بايد از آن هوشمندتر باشيد. در آن صورت، پول به كاركردن براي شما ميپردازد. از شما فرمان ميگيرد. برده شما خواهد شد. اين است آنچه هوشمندي مالي ميناميم.
●گام 9- نياز به پهلوانان: نيروي افسانهها.
همانگونه كه در بازيهاي كودكي رفتار ميكردم، اكنون نيز در بررسي و تحليل بازار، مذاكرهها و دادوستدها، از قهرمانان تازهام الهام ميگيرم. با پيروي از قهرمانان، دنيايي از نبوغ خام را در اختيار ميگيريم و در خود ميپروريم.كار قهرمانان بيش از انگيزهآفريني است- فعاليتها را آسانتر ميكنند. آنچنان آسان كه خود را جاي آنان ميگذاريم " اگر آنان توانستهاند چنين كاري كنند، پس من هم ميتوانم."
●گام 10- به ديگران بياموزيد، خودتان نيز خواهيد آموخت : نيروي بخشش.
هردو باباي من آموزگار بودند. باباي دارا به من درسي داد كه در سراسر زندگي همراهم خواهد ماند، و آن نياز به خيرخواهي و بخشندگي است. باباي دانشمندم از وقت و دانش خود بسيار ميبخشيد، ولي هرگز پول به كسي نميداد. ميگفت كه وقتي پول اضافي داشتم، چنين خواهم كرد. و صد البته كه هيچگاه چنين فرصتي به دستش نميآمد.اگر بخواهم تنها يك انديشه به شما هديه كنم، همانا انديشه بخشندگي است.باباي دارا اغلب ميگفت :"نادارها آزمندتر از داراها هستند."بايد از آنچه داريد سخاوتمندانه ببخشيد، نيروهاي برتر هم با شما سخاوتمندانه رفتار خواهند كرد.
منبع: کتاب بابای دارا-بابای نادار(رابرت کیوساکی)