●تاريخ متعلق به كساني است كه روياهاي بزرگ در سردارند.

در دوران دبستان، بچه فقيري بودم. حتي يك سكه در جيب نداشتم ولي روياهاي بسياري داشتم.از هر آنچه كه جواني به همراه خود مي‌آورد، روياها مهمترين هستند. مردمي كه رويا دارند، فقر را نمي‌شناسند. تاريخ متعلق به كساني است كه روياهايي بزرگ در سر دارند. روياها نيروهاي لازم براي تغيير جهان هستند. روياها اغلب انسان‌ساز هستند. آنها شخصيت، كار و حتي سرنوشت انسان را كنترل مي‌كنند. و يك انسان با روياهاي غلط مانند انسان بدون رويا در معرض خطر است.

وقتي كه 5 نفري شركت صنعتي دوو را راه‌اندازي كرديم، من يك رويا داشتم. روياي من اين بود كه با فعاليت جمعي و مشترك به توسعه اجتماعي كمك كنم. همانطوري كه شركت رشد مي‌كرد، روياي من نيز تحقق مي‌‌يافت، فقط در مدت 10 سال بزرگترين ساختمان كره را در اختيار داشتم، همانجايي كه امروز مركز دوو است. روياي تازه‌اي را شروع كردم، رويايي كه شركت را تا آنجا توسعه دهم كه بتوانيم اين ساختمان عظيم را پر از كارمندان دوو كنيم.در حال حاضر روياهاي ديگري در سر دارم. يكي از آنها اين است كه كالاهايي با بهترين كيفيت در جهان را در زمان حياتم توليد كنم.من براي اين رويا خيلي ارزش قائل هستم، مهم نيست كه آن كالا چه باشد. مي‌تواند هر چيزي باشد تا آنجايي كه بهترين در نوع خود در جهان به حساب بيايد.روياي ديگر كه بزرگترين روياي من است اين است كه مي‌خواهم از من به عنوان يك كارآفرين محترم ياد كنند. مي‌خواهم در زمينه كارم از من به عنوان يك حرفه‌اي ياد شود، و آخرين روياي من كمك به ساختن جامعه‌اي است كه در آن كارآفرينان مورد احترام باشند. من آنقدر به كار كردن ادامه مي‌دهم تا اين رويا به حقيقت بپيوندد.

منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)