سنگ فرش هر خیابان از طلاست (فصل 19: به گونهاي فكر كنيد كه گويي مالك شركت هستيد)
●به گونهاي فكر كنيد كه گويي مالك شركت
هستيد
اگر
نگاهي به اطراف خود بيندازيد، آدمهايي را ميبينيد كه نه تنها به وظيفه خود عمل
ميكنند، بلكه بدون آنكه كسي از آنها بخواهد، به خاطر ديگران نيز كار ميكنند. از
طرف ديگر، آدمهايي را هم ميبينيد كه تا به آنها نگوييد وظيفه خود را انجام نميدهند،
چه رسد به آنكه براي ديگران كاري را انجام دهند.
همواره
بايد با ذهنيت يك مالك كار و زندگي كنيد. كسي كه چنين ذهنيتي دارد، هرگز مقتضيات
زمان او را آزار نميدهد. او خلاق، مبارزهجو و سرشار از اراده و تصميم است.
كارمنداني كه با اين ذهنيت كار ميكنند، شركت را به موفقيت ميرسانند. آدمهايي كه
ذهنيت كارگري دارند، فقط ميخواهند دستور مقامات بالاتر را اجرا كنند و كاري انجام
دهند و حقوق ماهيانه برايشان كافي است. شايد براي انجام دستورات مافوق به سختي هم
كار كنند ولي شركت با چنين كاركناني هرگز موفق نخواهد شد.
يكي از
بدترين كارها در زندگي رفع مسئوليت است. اگر فقط عذر و بهانه بتراشيد و فاقد حس
مالكيت باشيد، به آساني در ورطه بيتفاوتي و بيخيالي غرق شده و صرفاً يك تماشاچي
و ناظر ميشويد. متاسفانه، بعضيها اين دوران را "عصر تماشاچي" مينامند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)