چگونه پول در آوريم و چگونه آن را خوب خرج كنيم

وقتي صحبت از پول درآوردن باشد، من يك خبره هستم. هرجايي كه مي‌روم، فوراً متوجه مي‌شوم پول را از كجا مي‌توان درآورد. يك بار به شوخي گفتم كه در هر خياباني پول ريخته است، بنابراين مي‌توانم آن را پارو كنم. البته، جاهايي در دنيا وجود دارند كه خيابان‌هايش پر از پول نيستند وپول درآوردن در آنجاها مشكل است.

چون براي پول درآوردن استعداد دارم، هرگاه براي بازديد به جايي مي‌روم، فوراً به من الهام مي‌شود كه چه كالايي در اين مكان به فروش مي‌رود. اما استعدادي كه هنوز در من نيست و بايد بوجود بيايد و يكي از از عيب‌هاي من است اين است كه وقتي به پول خرج كردن مي‌رسم، پول درآوردن را فراموش مي‌كنم.

من پول را در گوشه و كنار دنيا براي خود و خانواده‌ام درنياورده‌ام. اگر اينطور بود، تا حالا مرد بسيار ثروتمندي بودم و در عين حال احساس پوچي مي‌كردم. هرگز احساس نكردم كه دوو متعلق به من است. من مالك دوو نيستم، من متخصص در مديريت آن هستم.

خيلي ساده بگويم، همه پولي را كه من درآورده‌ام به من تعلق ندارد.

انجام كسب و تجارت صرفاً براي ارضاء خواسته‌هاي خود اشتباه است. علت آنكه از بعضي از كارآفرينان انتقاد مي‌شود اين نيست كه پول زياد درنياورده‌اند يا اينكه خيلي زياد پول درآورده‌اند، بلكه علت اين انتقادات آن است كه اين كارآفرينان نمي‌دانند چگونه عاقلانه از آن استفاده كنند.

اگر شما استعداد استفاده عاقلانه از پول را نداريد، پول را در اختيار كسي قرار دهيد كه اين استعداد را دارد. كار سختي نيست، فقط تصور كنيد پولي را كه درآورده‌ايد تنها و تنها متعلق به خود شما نيست.

منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)