سنگ فرش هر خیابان از طلاست (فصل48: وادار كردن مردم معمولي به انجام كارهاي فوقالعاده)
●وادار كردن مردم معمولي به انجام كارهاي فوقالعاده
اعتقاد دارم كه هركسي قابليتهاي بيپاياني دارد، ولي به جز در شرايط استثنايي، هيچگاه اين قابليتها تحريك نميشوند.
ما شركت خود را زماني تاسيس كرديم كه كشور كره فقير بود، و ما هر روز از ساعت 7 يا 8 صبح تا ساعت 11 شب كار ميكرديم. توافق كرده بوديم كه بايد اين كار را براي كشور، شركت و خودمان انجام دهيم. همه ما افتخار ميكرديم كه ساعات طولاني كار كنيم. اين نوع توافق باعث شد كه هر كسي نوآوري كند و افكار تازهاي را مطرح كند.
به خاطر توافقي كه با هم كرده بوديم، عليرغم ساعات طولاني كه كار ميكرديم، هيچكس شكايت نداشت. وقتي افراد را به اين صورت با هم متحد كنيد، قدرت عظيمي بدست ميآيد.
اگر افراد صميمانه با هم كار كنند، ميتوانند مشكلات را حل كنند. كار مهم مديران اين است كه بدانند چگونه افراد را جابهجا كنند تا چنين كار خوبي را ارائه دهند.كارخانه كشتيسازي ما كه مشكلات فراواني داشت، قابليت توليد خود را در سال 100 درصد افزايش داد. من آنجا ميرفتم و خودم با كارگران سروكله ميزدم. در صورتي كه به توافق ميرسيديم، قدرت بسيار زيادي آزاد ميشد.
اگر ميخواهيد در اوج بمانيد، بايد همانقدر سختتر كار كنيد. اگر راضي به وضع موجود باشيد، آنهايي كه عقبتر از شما هستند فقط كافي است كه از شما تقليد كنند و به شما برسند.
منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)