●در يك اجتماع مصرفي، داراها مشكل ساز هستند.

در چند سال اخير، ما كره‌اي‌ها نسبتاً مرفه شده‌ايم. متاسفانه يكي از اثرات جانبي اين رفاه تازه بوجود آمده اسراف است.

همه مردم در كره ديوانه‌وار پول خرج مي‌كنند و هيچ كس پس‌انداز نمي‌كند و اين به معني دردسر است بنابراين بايد هزينه‌هاي خود را كاهش دهيم. حافظه مردم ضعيف است. چون هنوز مدت زيادي نگذشته كه ما زنجيرهاي فقر را پاره كرده‌ايم.

مصرف زيادي خطرناك است و تبديل به عادتي ناپسند مي‌شود. يك ملت مصرف كننده كه بيش از استطاعت خود خرج مي‌كند، ملتي پر از دردسر است.

ثروتمندان بايد از زندگي اشرافي خود دست بكشند. در عوض به رخ كشيدن ثروت خود با مصرف بي‌رويه، بايد ثروت خود را با ندارها و نيازمندان قسمت كنند. ما بايد اخلاق رفاه عمومي را حفظ كنيم. ثروتمندان بايد فاصله بين دارا و ندار را از بين ببرند. اين طرز تفكر كه به هيچكس ربطي ندارد كه ثروتمندان چگونه پولشان را خرج مي‌كنند، ملت را به دردسر مي‌اندازد.

مسئوليت شخص نسبت به جامعه به نسبت افزايش دارايي‌اش بيشتر مي‌شود، هر آنچه كه ما داريم از جامعه بوده و توسط جامعه به ما داده شده است.

هرچه بيشتر داريد بايد قناعت‌كارتر شويد و مسئوليت بيشتري در قبال هدايت گرايش‌هاي اجتماعي در جهت سالم احساس كنيد. اين امر با سخت‌تر از ديگران كاركردن و قانع‌تر از ديگران بودن ميسر مي‌شود.

منبع: کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست( کیم وو چونگ)