عصر آفرینان(فصل سوم:1920-1929 از رونق و رفاه به یاس ناامیدی)
● از رونق و رفاه به یاس ناامیدی
بسيج عظيمي كه در دهه 1910 به منظور پشتيباني از تلاشهاي جنگي در اجتماع و همچنين در بخش كسب و كار اتفاق افتاد، پس از به پايان رسيدن جنگ و بازگشت سربازان به خانههايشان نيز همچنان به قوت خود باقي بود. گرچه ايالات متحده به سرعت به اجراي يك فرآيند خلع سلاح روي آورد، اما هنوز نيروي محركه عظيمي در بخش اقتصاد وجود داشت كه بيشتر ناشي از بالابودن تقاضا براي مايحتاج ضروري در اروپا و آمريكا بود.محصولات مصرفي و خدمات مختلف به سرعت شروع به رشد كردند و دهه 1920 را به عصر مصرفگرايي تبديل نمودند. آن دسته از افرادي كه در اين دوران به موفقيت رسيدند، كساني بودند كه ميدانستند چگونه به مشتريها دسترسي پيدا كنند.
تاريخدانان، اتومبيل را مظهر شاخص دهه 1920 ميدانند و آن را سمبل دوران شكوفايي و به همان اندازه عامل ركود اقتصادي در آمريكا ميدانند.با شرايط جديد، آمريكاييها ميتوانستند بيرون شهرها زندگي كنند، مسافتهاي طولاني را سفر كنند، و به دنبال فرصتهاي شغلي جديد باشند.
●مدیران: اعطای خواسته های مشتری ها به آنها
پرداختن به نيازها و خواستههاي مشتريها، علامت مشخصه دهه 1920 بود، و اين تاكيد باعث شد مساله تبليغات بسيار رونق پيدا كند. بين سالهاي 1919 تا 1929، تبليغات از يك صنعت 4/1 ميليارد دلاري به يك صنعت 9/2 ميليارد دلاري تبديل شد.
●بازگست به درون: رویکرد مجدد آمریکا به انزوا طلبی
در پايان جنگ جهاني اول، تنها كشوري كه از اين تجربه با حالتي قويتر، غنيتر، و مستحكم تر بيرون آمد ايالات متحده بود، اما اين كشور از وضعيت جديدش براي به دستآوردن نقش رهبري در روابط بينالمللي و جهاني استفاده نكرد.سياست خارجي ايالات متحده در اين دوره عبارت بود از كمك به حفظ ثبات در منطقه آسياي شرقي، اطمينان از پرداخت وامهاي لازم و تلاش براي بازسازي مناطق جنگزده.
ايالات متحده در تلاش براي حفظ توازن قدرت در آسيا و در اختيار داشتن دسترسي تجاري به چين، پس از مدتي مذاكره، سرانجام معاهده FPNT ( Five Power Naval Treaty) را به امضاء پنج كشور قدرتمند آن زمان رساند كه بر اساس آن حجم مبادلات و حمل و نقلهاي دريايي در اين منطقه به صورت نسبي تقسيم ميشد و به ازاء هر 500.000 تن براي ايالات متحده و بريتانياي كبير، 300.000 تن سهميه به ژاپن تعلق ميگرفت و 175000 تن به فرانسه و ايتاليا.
ظرف مدت پنج سال، از سال 1914 تا 1919، ايالات متحده از بزرگترين بدهكار جهان به بزرگترين طلبكار جهان تبديل شد. ايالات متحده در عين حال كه سعي ميكرد اروپاييها را به بازپرداخت بدهيهايشان ملزم كند، كاري كرد كه پرداخت اين مبالغ براي آنها دشوارتر گرديد. كنگره ايالات متحده، با تصويب قانون تعرفههاي فوردني – مككامبر در سال 1922 باعث شد ماليات واردات بسياري از كالاها بسيار افزايش يابد كه اين جهتگيري كاملاٌ برخلاف جهت قانون تعرفههاي آندر وود- سيومنز بود كه در سال 1913 تصويب شده بود.ناتواني اروپاييها (به ويژه آلمان) در مديريت كردن بدهيهايي كه بايد به ساير كشورهاي اروپايي و آمريكا پرداخت ميشدند به بروز ناسيوناليسم دامن ميزد، اما عواقب و پيامدهاي اين مساله براي بسياري از آمريكاييها به هيچوجه مهم نبود.
●دوست کسب و کارها در مجموعهء دولت
انتخاب هاردينگ در سال 1920، اين حس دوباره را به مردم بخشيد كه ارزشهاي قديمي هنوز زندهاند و پابرجا هستند. هاردينگ با سياستگذاريها و انتصاباتي كه در سطح اعضاي كابينه انجام داد، توانست دوباره حمايت دولت از رشد و توسعه آزاد كسب و كارها را برقرار نمايد، آمريكا را دوباره به موضع انزواطلبي و حمايت از محصولات داخلي بازگرداند، جريان مهاجرت به اين كشور را محدود كند، و مديريت مبتني بر اقتصاد آزاد را بر كشور حاكم گرداند.
دوره تصدي رياست جمهوري توسط هاردينگ با حمله قلبي و مرگ وي در سال 1923 ناتمام ماند، اما در طي اين مدت او اقدامات زيادي در جهت حمايت از جامعه كسب و كار كشور به انجام رساند. بعضي معتقدند او در اين راه زيادهروي نيز كرده بود. مسالهاي كه شهرت و اعتبار هاردينگ را به خطر انداخت اين بود كه بسياري از وزراي كابينهاش از موضع حمايت و طرفداري از كسب وكارها سوءاستفاده كردند و به دام رسواييهاي سياسي و رشوهخواري و فساد افتادند.
با انتخاب كالوين كوليج در سال 1923 به عنوان رياست جمهوري، كسب و كارها حامي بهتري در كاخ سفيد پيدا كردند. كوليج هم همانند هاردينگ طرفدار پروپا قرص استانداردسازي و كارآمد سازي كسب و كار بود. كوليج كه از همدستي و تباني كسب و كارها ترسي به دل راه نميداد، از ايجاد انجمنهاي حرفهاي و تجاري به عنوان فرصتي براي كسب و كارها به منظور به اشتراك گذاردن تجارت و روالهاي كاري موفق خود، حمايت ميكرد. در همين دوران بود كه انجمن مديريت آمريكا شكل گرفت.
چشم انداز آمريكا فوقالعاده و نامحدود به نظر ميرسيد، اما در لايههاي زير سطح، شكافهاي عميقي در كشور وجود داشت. اين شكافها در انتخابات رياست جمهوري 1928 رخ نمودند، زماني كه يك دموكرات، كاتوليك، و طرفدار منع مصرف مشروبات الكلي از نورثرن سيتي (آلفرد اسميت) با يك جمهوريخواه، عضو انجمن دوستان (كواكر) و طرفدار منع مصرف مشروبات الكلي از ميدوست (هربرت هوور) درگيري پيدا كرد.
●شکاف در کشور: خدشه دار شدن آداب و رسوم اجتماعی
در طي دهه 1920، كشور آمريكا درگير و دار يافتن معنايي براي هويت خويش بود. قانون منع مصرف الكل نه تنها نتوانست كشور را از ديدگاه مسائل اخلاقي و يكپارچگي اجتماعي سروسامان ببخشد، بلكه در حقيقت باعث گسترش شكاف فلسفي در كشور نيز گرديد.براي بسياري از آمريكاييهاي روستانشين، شهرها زمينهاي براي بروز ايدئولوژيهاي نامعقول و انحرافات اجتماعي بودند.
●وضعیت جمعیتی: بسته شدن درها
تركيب جمعيتي مراكز شهري برجسته كشور به ويژه شهرهاي شمالي چون نيويورك، بوستون، ديترويت، شيكاگو، و كلولند تحت تاثير مهاجرت سياهپوستان آمريكايي فراواني بود كه اقتصاد كشاورزي- محور جنوب كشور را رها ميكردند و به دنبال حقوق و آينده بهتر، رهسپار اين مناطق ميشدند.
جاري شدن سيل مهاجرين به داخل خاك آمريكا نقش بزرگتري در ايجاد شكاف بين اجتماعات شهري و روستايي بر عهده داشت. تركيب سياست انزواطلبي آمريكا، مشكلات موجود بين شهريها و روستاييها، بالا رفتن ميزان بيكاري، و اقدامات گروههايي چون كلان باعث شدند زمينه مناسبي براي وضع سهميههاي مهاجرتي براي اروپا و آسيا فراهم آيد. سهميههاي مهاجرتي جديد باعث شدند بين آغاز و پايان اين دهه تعداد مهاجريني كه از اروپا و آسيا وارد خاك آمريكا ميشدند، به نصف تقليل يابد.
●یک گام به جلو، دو گام به عقب برای نیروی کار
تمام آنچه كه نيروهاي كاري توانسته بودند در طي سالهاي جنگ به دست آورند، در دهه1920 از بين رفت. عضويت در اتحاديهها كه در سال 1920 به 5 ميليون نفر رسيده بود، در سال 1929 به 4/3 ميليون نفر تقليل پيدا كرد.
ديوان عالي كشور در اقدامي ديگر در سال 1926 قانون حداقل دستمزد را نيز لغو كرد. كارفرمايان در سايه حمايت دولت و رويكرد اقتصاد آزادي كه دولت آغاز كرده بود جسارت بيشتري يافتند و اقدام به استخدام كارگراني كه عضو اتحاديهها نبودند يا نميخواستند كه باشند کردند، و با اين كار موج جديدي را ايجاد نمودند. علاوه بر اين، كارفرمايان در جهت تضعيف بيشتر اتحاديهها برنامههايي را تحت عنوان ˝بهزيستي و رفاه˝ راهاندازي نمودند كه شامل اعطاي سهام، وام و كمك هزينه مسكن، پاداشهاي شغلي، بيمه بيكاري، و موارد ديگري از اين دست بودند.البته انگيزههاي اصلي اين اقدامات كمتر به ايثار و نوعدوستي مربوط ميشدند و انگيزه اصلي از انجام آنها در اختيار داشتن يك نيروي كار بهرهور و بالنده بود كه در اتحاديهها نيز عضويت نداشته باشند.
●ساده تر شدن زندگی با استفاده از فن آوری
فناوري كسب و كار يكي از عوامل متحدكنندهاي بود كه باعث گرديد زمين بازي براي آمريكاييها حالت متعادلتري پيدا كند. بسياري از نوآوريهاي آن دوره در جهت پيشبرد و تقويت زندگي افراد عادي و معمولي صورت ميگرفتند.
از منظر تاثيرگذاري، به وجود آمدن راديو، نقطه عطفي براي كسب و كارها به حساب ميآمد.در سال 1919، دولت از طريق ايجاد سازمان راديو آمريكا (RCA) كه در ابتدا در اختيار سه كمپاني AT&T، وستينگهاوس، و جنرال الكتريك (GE) بود، راديو را خصوصي نمود.
فيلمها در دهه 1920 در سطح گستردهتري به نسبت راديو به دستورالعملي براي نحوه رفتار و شكل وشماي آمريكاييها تبديل شدند.در حالي كه راديو و صنعت سينما به عنوان منابع تفريحي آمريكا مطرح بودند، ساير اختراعات دوران ساز و موثر دهه 1920 باعث ميشدند زندگي روزمره آمريكاييها روزبهروز سادهتر شود. در طي اين دهه، لولهكشي داخل ساختمان، سيستم گرمايش مركزي، و سيمكشي برق و تلفن در داخل خانهها به طرز فوقالعادهاي گسترش يافتند. با اختراع اتوهاي برقي، يخچالها، لباسشوييهاي ميتگ، و جاروبرقيهاي هوور، زمان لازم براي انجام اين امور به شدت كاهش يافت.
●کار آفرینان: پرواز کردن
گرچه بسياري از پيشرفتهاي فناوري با محوريت خانه و لوازم خانگي صورت ميگرفت، اما بيشترين نوآوريها همچنان در بخش حمل و نقل صورت ميگرفتند و حمايت قابل توجهي را نيز از دولت آمريكا دريافت ميداشتند. با تصويب قانون پست هوايي (قانون كلي) در سال 1925، به اداره پست اجازه داده شد تا سيستم پست هوايي را در كشور، خصوصيسازي نمايد.
دولت در آن زمان همانند كاري كه امروز انجام ميدهد، مسئوليت امنيت و توسعه زيرساخت هاي فرودگاههاي ملي را بر عهده گرفت ولي انجام عمليات روزمره مربوط به پروازها را به بخش خصوصي واگذار كرد. گرچه هنوز در دهه 1920 پروازهاي داخلي چندان پر و بال نگشوده بودند، اما يك نفر(جوان تریپ، خطوط هوائی جهانی پن امریکن) به راههاي هوايي فراسوي آمريكا و دستيابي به بازار جهاني مينگريست.
●رهبران: پرشی جدید
در همين زمان كه تريپ مشغول انجام اقدامات متهورانهاي در بخش خطوط هوايي بود، سايرين نيز در تلاش بودند تا خود را از آبهاي خروشان و پرخطر دوران بلوغ و كسادي كسب و كارها برهانند. اين مساله در مورد رابرت استيونز كه در دهه 1920 زمام امور كارخانه نساجي 115 ساله خانواده خود به نام استيونز و شركا را در دست گرفت، كاملاً مصداق پيدا ميكند. استيونز سازمان بدون ساختار و ناكارآمدي را در اختيار گرفت كه براي رشد و پيشرفت با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم ميكرد. در پاسخ به اين شرايط، استيونز بخش توليد و فروش كسب و كارش را درهم آميخت در اين راستا بعضي كارخانهها تعطيل شدند و سرمايه آنها در بخشهاي ديگر به كار گرفته شد، كمپاني به حوزههاي نساجي جديد نيز وارد شد، نتايج اين تلاشها باعث شدند اين سازمان عظيم نساجي دوباره به صدر بازگردد و بازار را در دست بگيرد و براي مدت چندين دهه ديگر به فعاليت خود ادامه دهد.
●ضربه ای به سیستم: مارپیچی به سمت ناامیدی و یاس
تا پيش از سقوط بازار بورس در سال 1929، مديران كسب و كار افرادي قابل احترام و حتي محبوب بودند. كسب و كارها با سرعتي بيسابقه اقدام به توليد كالاها و خدمات جديد مينمودند و در طي اين فرآيند ارزش سهامشان به شدت افزايش مييافت. اما در اكتبر سال 1929، ظرف مدت چند روز ارزش بازار بورس 37 درصد سقوط كرد و همچنان به سير نزولي خود ادامه داد تا در سال 1932 به حداقل رسيد. وقتي رونق و رفاه دهه 1920 به چنين وضعيت اسفناكي منتهي شد، ميزان ياس و نااميدي به حدي رسيد كه از زمان جنگ داخلي آمريكا به بعد در ايالات متحده تجربه نشده بود.
منبع: کتاب عصر آفرینان(آنتونی جی.مایو - نیتین نوریا)
تهیه شده توسط تیم بلاگ اشتراک ایده های جدید.