●بقا از طريق تطبيق و نوسازي

سقوط بازار سهام در اكتبر سال 1929، دهه‌اي سرشار از نااميدي، افسردگي، و فلاكت را با خود به همراه آورد. ظرف مدت فقط چند روز، ارزش بازار سهام 26 ميليارد دلار كاهش يافت. برآورد مي‌شود كه بين سال‌هاي 1930 و 1931 تقريباً شصت هزار واحد كسب و كار با تعطيلي و زوال روبه‌رو شدند. بين سال‌هاي 1930 و 1933، بيش از نه هزار بانك، اعلام تعطيلي نمودند. درآمد سالانه خانوارهاي آمريكايي از 2300 دلار در سال 1929 به 1500 دلار در سال 1932 رسيد.

مديران كسب و كار دهه 1930 با ناپايداري اقتصادي شديد، ناآرامي‌ها و آشوب‌هاي كارگري، و از همه مهمتر، دخالت‌هاي گسترده دولت روبه رو بودند.

●دولت وارد عمل می شود

هربرت هوور با بداقبالي تمام، زماني منصب رياست جمهوري را در اختيار گرفت كه كشور آمريكا بدترين بحران اقتصادي خود را سپري مي‌كرد. او در طي سه سال اول دوران رياست جمهوري خود متقاعد شده بود كه بخش خصوصي مي‌تواند بحران را درمان نمايد.

هوور با قاطعيت از قانون تعرفه‌هاي اسميت- هالي در سال 1930 حمايت كرد.اين قانون تعرفه‌هاي وارداتي نهصد محصول توليدي را 18 درصد و تعرفه‌هاي هفتاد محصول كشاورزي را 57 درصد افزايش داد. با اين اقدام موجي از اقدامات تلافي‌جويانه توسط شركاي تجاري اصلي آمريكا عليه اين كشور به راه افتاد. در واقع، كشاورزان آمريكايي بيش از هر گروه ديگري آماج حملات سهمگينانه آن كشورها واقع شدند. هوور با ايجاد سازمان مالي بازسازي Reconstruction Finance Corporation  (RFC) سعي كرد حالت تازه‌اي به اقدامات دولت ببخشد. اين سازمان بين افتتاح‌اش در سال 1932 و انحلال‌اش در سال 1954، بيش از 50 ميليارد دلار وام در اختيار كسب و كارهاي مختلف قرار داد.

مساله ديگر عبارت بود از تبعات رواني از دست دادن شغل، از دست دادن پس‌انداز‌ها، از دست دادن حس امنيت، و از دست دادن كرامت انساني مردم در اين دوران. آمريكايي‌ها در آرزوي شنيدن نوايي نويدبخش بودند. آنها اين نوا را در رئيس جمهور فرانكلين دلانو روزولت يافتند در روز شروع به كار روزولت بدهي‌هاي بانك‌ها 41 ميليارد دلار بود و اندوخته‌هايشان تنها 6 ميليارد دلار بود.

روزولت براي حل بحران بانكي كشور از مردم نيز درخواست كمك كرد. ظرف چند هفته، ميزان سپرده‌گذاري از ميزان برداشت از حساب‌ها بيشتر شد. در اين دوران قوانيني به تصويب رسيدند كه بانكداري را متحول كردند، به ترغيب همكاري‌هاي كسب و كار پرداختند، كشاورزان را تسكين دادند، قانون منع مصرف الكل را لغو نمودند، فرصت‌هاي مالي جديدي را فراهم آوردند.

دولت بانك‌ها را موظف نمود كه از بين دو گزينه اعطاي وام و فروش اوراق قرضه يكي را انتخاب كنند. قانون بانكداري سال 1933 باعث تاسيس سازمان بيمه سپرده‌گذاري فدرال (FDIC) گرديد كه وظيفه‌اش حراست كردن از اندوخته‌هاي مردم در بانك‌ها بود.

علاوه بر موارد فوق، كنگره قانون اوراق بهادار را در سال 1933 و قانون تبادل اوراق بهادار را در سال 1934 به تصويب رساند.

قانون اوراق بهادار، عرضه عمومي آنها را تحت كنترل در مي‌آورد، اما قانون تبادل اوراق بهادار از طريق قانوني كردن ارائه گزارشات مالي و اقدامات مديريتي به كمپاني‌هاي خصوصي، از سرمايه‌گذاران حمايت مي‌نمود. اگرچه معمولاً چنين عنوان مي‌شود كه روزولت دشمن كسب و كارها بود، اما اين ويژگي چندان برپايه حقيقت عنوان نشده است.

با ظاهر شدن علائم بهبود وضعيت اقتصادي در سال‌هاي 1936 و 1937، روزولت تصميم گرفت براي مهار كسري بودجه رو به افزايش كشور، از ميزان هزينه‌هاي فدرال بكاهد. اقدمات او در جهت متعادل نگه داشتن بودجه نيز همانند اقدامات هوور، بيش از آن كه مفيد باشند، مضر واقع شدند، اين اقدامات باعث بروز يك ركود ثانويه در كشور گرديدند.

بهره گیری نیروی کار از این فرصت

تصويب قانون تامين اجتماعي به سال 1935 اولين تلاش دولت در جهت حمايت مالي اندكي از بيكاران، پيران، و از كار افتادگان بود. جامعه كسب و كار در شكل‌گيري قانون تامين اجتماعي نقش به‌ سزايي داشت. مديران كسب و كار بر اين عقيده بودند كه اگر كارگران پير بازنشسته شوند و جاي آنها را كارمنداني جوان با دستمزد پايين‌تر بگيرند، ميزان بهر‌ه‌وري كلي سازمان افزايش خواهد يافت.

دولت علاوه بر كمك مستقيم مالي، مجموعه‌اي از اقدامات استخدامي را نيز به انجام رسانيد كه از ميان آنها مي‌توان به واحد حفاظت مدتي Civilian Conservation Corps (CCC)، اداره عمران عمومي Public Works Administration (PWA)، و اداره پيشرفت عمران  Work Progress Administration (WPA)، اشاره نمود.

انگيزه و نيروي محركه جنبش كارگري با تصويب قانون ارتباطات كارگري ملي در سال 1935 (كه به قانون وگنر هم شناخته مي‌شود) بسيار فزوني يافت. طبق اين قانون نه تنها كارگران اين حق را داشتند كه اتحاديه‌هاي منسجم تشكيل دهند، بلكه در صورت به كارگيري روش‌هاي ناعادلانه در قبال آنها، دولت فدرال از آنها به حمايت مي‌پرداخت.

دگرگوني‌ها و تحولات حوزه كسب و كار با تصويب قانون استاندارد‌هاي كار عادلانه در سال 1938 همچنان ادامه يافت. قانون جديد حداقل دستمزد را چهل سنت در ساعت و حداكثر ساعات كار هفتگي را چهل ساعت تعيين نمود.

نگاهی به آن سوی اقیانوس

با خارج شدن اوضاع اروپا از حالت عادي در سال‌هاي قبل از جنگ جهاني دوم، اغلب امريكايي‌ها با بي‌تفاوتي به اين مساله نگاه مي‌كردند و وقايع را پيگيري مي‌نمودند.

از نظر بسياري از آمريكايي‌ها، بزرگ شدن بي‌رويه كسب و كارها علت اصلي مشكلات دوران پس از جنگ بود.

با كوچك شدن حجم مبادلات اقتصادي جهان در سال‌هاي اوليه اين دهه، تمام كشورهاي مقروض به آمريكا به جز فنلاند از بازپرداخت بدهي‌هاي خود به اين كشور امتناع كردند. با توجه به وجود يك ركود اقتصادي در سطح جهان، تمايل هيتلر به احياي آلمان، تبعات اندكي براي آمريكايي‌ها به دنبال داشت.

حتي با شدت گرفتن فجايع و وحشي‌گري‌ها در اروپا، آمريكايي‌ها همچنان هم به جنگ و هم به سرنوشت آوارگان و مهاجران به ستوه آمده، بي‌توجهي مي‌كردند.

بي‌طرفي در جنگ، زماني كه آلمان در سال 1939 به لهستان حمله كرد (پس از به دست گرفتن كنترل چكسلواكي و اتريش) و باعث شد بريتانيا و فرانسه اعلام جنگ كنند، كمي سست گرديد. با حمله به لهستان، روزولت به بريتانيا و فرانسه پيشنهاد خريد نقدي محصولات آمريكايي را داد.

رفتن به غرب: مهاجرت به آمریکا

تعرفه‌هاي حمايت‌گرانه هوور در مورد محصولات كشاورزي باعث از بين رفتن بازار صادرات اين محصولات براي كشاورزان گرديد. طي مدت زماني چهار ساله، سه ميليون كشاورز مزارع خود را ترك كردند و به اميد داشتن زندگي بهتر در شهرهاي كشور يا زمين‌هاي حاصلخيز كاليفرنيا راهي اين مناطق شدند. در طول دوران ركود عظيم اقتصادي، جوانان ازدواج خود را به تاخير مي‌انداختند و زوج‌هاي جوان نيز بچه‌دار شدن خود را به تعويق مي‌انداختند. نرخ طلاق نيز در اين مدت كاهش يافته بود. شايد علت تمركز بيشتر بر روي خانواده و ارزش‌هاي سنتي در دهه 1930، بيشتر به نياز مالي برگردد تا اختيار و انتخاب.

در جستجوی راه نجات

در طي اين دهه، آمريكايي‌ها براي رها شدن موقت از فشار كارهاي طاقت‌فرسايي كه انجام مي‌دادند، به تفريحات ساده‌تر و كوچك‌تر روي مي‌آوردند. در اين دوران در زمان‌هايي كه از بازي و خواندن كتاب‌هاي تخيلي فارغ مي‌شدند به آغوش راديو پناه مي‌آوردند و از داستان‌هاي بلند آن لذت مي‌بردند. آمريكايي در فيلم‌ها نيز به دنبال تسكين و آزادي بودند. اگرچه پول زيادي در دست مردم نبود، اما دادن بيست و پنج سنت در ازاي چند ساعت آرامش و تسكين خاطر، معامله خوبي به نظر مي‌‌آمد.

پيشرفت‌هاي فني در حوزه راديو و توليد فيلم مثل كارهايي كه كمپاني ديسني انجام مي‌داد، ابزاري را فراهم كردند كه از طريق آن آمريكايي‌ها مي‌توانستند بدون احساس گناه يا تقبيح و نكوهش، به خيال‌پردازي درباره يك زندگي بهتر بپردازند، چيزي كه دوران ركود آن را از اين مردم دريغ كرده بود.

دستیابی فناوری به قله های تازه

علي‌رغم وضعيت اقتصادي حاكم بر كشور، نوآوري‌هاي فناورانه در طي دوره ركود باشكوفايي روبه‌رو شدند. در اين دهه سيستم تهويه هوا توسط ويليس كارير معرفي شد، داپونت نوعي الياف جديد به نام نايلون را كشف نمود، و فايبرگلاس نيز توسط كمپاني اونز- ايلينويز ساخته شد.

در صف اول انقلاب هوانوردي، دونالد داگلاس قرار داشت كه توليد كننده هواپيما بود. داگلاس با توليد هواپيماي DC-3 در سال1935، نقش مهمي را در امنيت و آسايش پروازهاي مسافري ايفا نمود.

مدیران: گسترش خطوط راه آهن

بسياري از مديران كسب و كار كه بر روي بازار رو به افول بورس سرمايه‌گذاري مي‌كردند و اداره كمپاني‌هايي آشفته را بر عهده داشتند، سعي مي‌كردند از طريق ادغام، كسب و مالكيت، و برقراري ائتلاف‌ با كمپاني‌هاي ديگر و همچنين با استفاده از طراحي‌هاي سازماني جديد، از سياست‌هاي بسط و گسترش امور كاري پيروي كنند. سقوط بازار صادرات نيز نقش مهمي داشت و بر اين رويكرد‌هاي استراتژيك اثر مي‌گذاشت.

تلاش‌هاي يانگ، اسلون و نوريس در طي اين دهه در توسعه شبكه راه‌آهن در ايالت‌هاي مختلف آمريكا، بسيار قابل توجه بودند، اما حوزه‌هاي آنها در مقايسه با چالش‌هاي پيش روي مارتين كلمنت كه در سال 1935 به عنوان يازدهمين رئيس خطوط راه‌آهن پنسيلوانيا مشغول به كار شد، رنگ مي‌بازد.

كلمنت در طول دوران مديريت خود سعي مي‌كرد تا با استفاده كردن از نيروي كار، منابع، و ذخاير مالي در دسترس‌اش به تقويت دارايي‌هاي اصلي خطوط راه‌آهن بپردازد.

اين تداركات پنج ساله خطوط آهن پنسيلوانيا تنها پيش درآمدي بود بر سرمايه‌‌گذاري‌هاي عظيمي كه باعث شدند اين خط آهن بتواند در طي سال‌هاي جنگ جهاني دوم، نقش مهمي ايفا كند. در طي سال‌هاي جنگ، ميزان حمل بار دو برابر گرديد و ميزان حمل و نقل مسافران چهار برابر شد.

تغییرات غیر منتظرهء آتی

اگرچه در دهه 1920 كفه ترازوي قدرت در مقابل دولت و كارمندان به سمت كسب و كارها سنگيني مي‌كرد و آنها بودند كه بر دولت و كارمندانشان غلبه داشتند، اما سرنوشت كسب و كارها در دهه 1930 تغيير كرد. دهه 1930 دوران مداخله شديد دولت و قوت گرفتن تحركات كارگري بود.

آن دسته از مديران كسب و كار كه فقط از اين دوره جان سالم به در نبردند، بلكه توانستند به رونق و سودآوري نيز دست پيدا كنند، كساني بودند كه در متحول كردن خودشان و كسب و كارشان براي رويارويي با حقايق جديد، كاملاً تبحر داشتند. اين مهارت‌هاي متحول‌سازي در دهه 1940 به آزمايش نهايي گذارده شدند.

منبع: کتاب عصر آفرینان(آنتونی جی.مایو - نیتین نوریا)