رهيدن از قانونهاي كهنه (بخش چهارم: کلید دوم: پيامدهاي درست را تعريف كنيد.)
مدير بزرگ اعتقاد دارد كه بايد مهار كارها را در دست داشته باشد و همگي را به سوي عملكرد و پيامد مثبت رهنمون شود. ولي از سوي ديگر، باور دارد كه نميتوان همگان را واداشت تا با روشي يكسان كار كنند.
راه حل:
-توجه دادن و تمركز كاركنان به نتيجه كار و عملكرد. ميزان تحمل افراد متفاوت است.
- همواره راهي كه كمترين مقارمت را دارد نزديكترين راه است مثل خط مستقيم، بهترين و كارآمدترين راه هدايت هوشمنديهاي هر فرد به سوي عملكرد موردنظر، ياري رساندن به او در پيداكردن راه مناسب خودش است كه مقارمتي به همراه ندارد.
- به دنبال راههاي تازه براي سرعت بخشيدن به كار ميروند.
- گاهي در چالش هدايت هوشمنديها به سوي عملكرد، بسياري از مديران به دنبال راه ديكته كردن چگونگي انجام كارند، شايد شيريني قدرت نهايي و پايش ديگران بزرگترين اغواكننده باشد.
اغواگرها
-
انسان كامل، او ميل دارد به هم كمك كند تا بر كاستيهايشان پيروز شوند.
-
كاركنان من از هوشمندي لازم برخوردار نيستند،
-
اعتماد گرانبهاست بايد آن را بدست آورد،
- مديران بزرگ از اغواكنندهها ميگريزند. آنان ميدانند كه چالش پيش روي مديران، كامل و يكدست نمودن انسانها نيست، بلكه بايد بر ويژگيهاي بيهمتاي افراد سرمايهگذاري كرد.
- عمدهترين وظيفه هر مدير، تبديل هوشمنديها به عمل و نتيجه است.
- شما نميتوانيد طرح بازي را بريزيد و افراد را همچون مهرههاي شطرنج در آن بچينيد. اگر بهترين برنامه كلي را بريزيد، نميدانيد كه هر بازيكن در حين بازي چه حركاتي خواهد كرد. من در طراحي بازي براي فردفرد بازيكنان جداگانه برنامه ميريزم.
منبع: رهيدن از قانونهاي كهنه( مارکوس باکینگهام-کورت کافمن )