● دست يابي به ارتفاعات جديد از طريق استاندارد سازي

حركت كردن از مصرف‌گرايي و بريز و بپاش‌هاي آزادانه دهه 1920 به روزهاي تاريك دوران ركود بزرگ اقتصادي براي كشور آمريكا بسان يك شوك بود. اگر از منظر دهه 1930 به قضايا بنگريم، حركت به سمت استخدام كامل و بسيج گسترده نيروها كه در دوران جنگ در دهه 1940 رخ داد، غيرممكن به نظر مي‌رسد.

ورود كامل آمريكا به جنگ جهاني دوم (پس از حمله ژاپن به پرل هاربر) علاوه بر اثرات‌اش بر هويت اين كشور در سطح جهان، اثرات شگرفي را نيز بر ساختار و ماهيت كسب و كارها و نيروي كار آنها در پي داشت.

تاريخ‌دان‌ها كسب و كارهاي دهه 1940 را به عناوين ˝نتيجه سرمايه‌داري˝، ˝شگفتي جنگ˝ و ˝معجزه توليد˝ مي‌خوانند. توماس مك كراو تاريخ‌دان چنين مي‌نويسد كه كسب و كارهاي آمريكايي ˝86.000 تانك، 2 ميليون كاميون جنگي، 193.000 توپ، 17 ميليون اسلحه كمري و مسلسل، و 41 ميليارد حلقه مهمات توليد كردند. از همه مهمتر آن كه كارخانجات هواپيماسازي آمريكا در طي سال‌هاي جنگ تقريباً 300.000 فروند هواپيما توليد كردند.

روحيه همكاري

به منظور دستيابي به اين قله توليدي به ظاهر دست‌نيافتني، نظم نويني براي كاركردن پديدار گرديد كه بر پايه استانداردسازي، خلاقيت، و همكاري شكل گرفته بود. مديران كسب و كار فعال در اين دهه بي‌ثبات، نه تنها بايد كمپاني‌هاي خود را براي پشتيباني از جنگ بسيج مي‌كردند، بلكه مجبور بودند عملكردهاي خود را براي رويارويي با يك واقعيت جديد در دوران پس از جنگ نيز آماده كنند. سرمايه‌گذاري بيش از حد مي‌تواند در دوران پس از جنگ باعث دردسرهاي فراواني شود.

بسيج شدن دولت

در آغاز اين دهه، توانايي ايالات متحده براي پيروزي در اين جنگ، هنوز قطعي نبود. اين كشور هنوز از تبعات دوران ركود اقتصادي بزرگ رهايي نيافته بود، و نيروي نظامي آن هنوز قوت چندان قابل اتكايي نداشت. ارتش آمريكا با در اختيار داشتن 175.000 سرباز، نسبت به ارتش‌هاي كشورهاي مهم جهان در دهه 1940، بسيار كوچك‌تر بود. كنگره آمريكا در دهه 1940 براي اولين بار اجازه داد تا دولت براي تقويت قدرت نظامي خود از خدمت وظيفه و احضار به سربازي استفاد كند. در طي سال‌هاي پس از آن، نيروهاي جنگي و نظامي از 175.000 نفر به بيش از 15 ميليون نفر رسيدند.

آمريكا براي افزايش همكاري عمومي، قانون قواي جنگي را در سال 1942 به تصويب رساند، و بر اساس آن هيات توليد جنگي را تاسيس نمود تا با اين كار بسيج‌سازي نيروها براي جنگ را به سطح جديدي برده باشد. اين هيات كه آزادي فراوان براي تعيين اولويت‌هاي توليدي، مشخص كردن طرح‌هاي جيره‌بندي، و دادن اعتبارات خاص براي عقد قراردادهاي توليدي به آن اعطا شده بود، از كمپاني‌ها مي‌خواست تا به جاي توليد غيرنظامي به توليد محصولات نظامي بپردازند. از آنجا كه اين هيات توانايي فراواني در كنترل نحوه استفاده از مواد اوليه داشت، قادر بود توليد محصولات غيرضروري را به شدت محدود كند و در عين حال از كسب و كارهايي كه از جنگ پشتيباني مي‌كردند، به خوبي حمايت كند و به آنها پاداش بدهد.

توليدات جنگي خيلي زود باعث شدند اقتصاد امريكا جان تازه‌اي بگيرد. در مجموع ايالات متحده حدوداً 290 ميليارد دلار براي جنگ جهاني دوم هزينه نمود- كه 32 برابر بودجه ساليانه فدرال درسال 1940 (يعني 9 ميليارد دلار) بود. ايالات متحده به منظور تامين هزينه‌هاي جنگ با تصويب قانون درآمدها در سال 1942، وسعت بيشتري به بحث دريافت ماليات بخشيد. اين قانون علاوه بر ماليات بر درآمد عادي به دولت اجازه مي‌داد تا 5 درصد ماليات پيروزي را (به صورت علاوه بر سازمان) از كساني كه درآمدشان بالاي 624 دلار بود، دريافت كند.

اين درآمد حاصل از ماليات‌هاي اضافي تقريباً 45 درصد هزينه‌هاي جنگي را پوشش داد، اما بقيه مبالغ مورد نياز از طريق فروش اوراق مشاركت آزادي و كسر بودجه فراوان و گسترده (قرض كردن از ساير كشورها) تامين مي‌گرديد.

با توجه به آن كه كالاهاي بيشتري به حالت جيره‌بندي در مي‌آمدند و نرخ بيكاري هم در اين دوران كاهش پيدا مي‌كرد، فاصله بين درآمد قابل مصرف مردم با كالاهاي موجود بيشتر مي‌گرديد. در طي سال‌هاي جنگ، درآمد مردم 64 درصد افزايش يافت و از 92 ميليارد دلار به 151 ميليارد دلار رسيد (مجموع درآمدهاي سالانه در كشور) و اين در حالي بود كه ارزش كل كالاهاي موجود در كشور تنها 23 درصد افزايش يافت و از 77 ميليارد دلار به 95 ميليارد دلار رسيد. دولت به منظور كنترل اين وضع كه مي‌توانست باعث بروز تورم شود، قانون اضطراري كنترل قيمت‌ها را به تصويب رساند تا به كنترل دستمزدها، كرايه‌ها و قيمت محصولات مختلف بپردازد. اين قانون كه بين سال‌هاي 1942 تا 1947 توسط اداره سازماندهي قيمت‌ها (OPA) به اجرا گذاشته شد قصد داشت قيمت 8 ميليون محصول مختلف را كنترل كند و تعدادي از كالاهاي ناياب مثل شكر، كره، قهوه، و گازوئيل را نيز جيره‌بندي نمايد.

●جنگي دوباره در جهان

همان قدرت صنعتي و بهره‌وري بالايي كه باعث كشتار وسيع نظاميان و مردم مي‌گرديد، باعث شد به تدريج آمريكا، بريتانيا، و ساير نيروهاي متفقين در جنگ پيروز شوند. شكست نهايي ژاپن كه در آگوست 1945 و با استفاده از بمب اتم در شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي رقم خورد، خبر از پايان جنگ و آغاز شدن دور جديدي از روابط بين‌المللي را به همراه داشت.

چندين اقدام و فعاليت مختلف باعث شدند دخالت و درگيري آمريكا در مناسبات جهاني افزايش بيشتري يابد. ائتلاف ايالات متحده با چهل و چهار كشور ديگر باعث ايجاد صندوق‌بين‌المللي پول شد كه قصد داشت نوسانات ارزي جهان را حداقل نمايد. علاوه بر اين نقش ايالات متحده از طريق اتخاذ توافق‌نامه عمومي تعرفه‌ها و تجارت (GATT) اهميت بيشتري يافت. اين توافق‌نامه باعث شد تعرفه‌هاي صادرات و واردات بيش از پنجاه هزار قلم كالا، كاهش يابد.

تلاش‌هاي گسترده رئيس جمهور هري ترومن و وزير كشورش جورج مارشال به يكي ديگر از تعهدات جهاني ايالات متحده در سال‌هاي پس از جنگ منجر شد: اين مساله عبارت بود از برنامه بازسازي اروپا كه به نام طرح مارشال نيز شناخته مي‌شد.

با به دست گرفتن كنترل بعضي از مناطقي كه قبلاً توسط آلمان‌ها اشغال شده بودند توسط شوروي، روابط اين كشور و آمريكا شكل ديگري به خود گرفت.بدبيني‌ها و ترس‌هايي كه در مورد كمونيسم وجود داشتند نقش مهمي در تصويب قانون امنيت ملي در سال 1947 ايفا كردند.قانون امنيت ملي با عضويت آمريكا در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي كه قصد داشت نيروهاي دموكراتيك منطقه آتلانتيك را با هم پيوند بزند، ادامه پيدا كرد.

●حركت فناوري بر اساس نوآوري

سرعت بالاي توليد ماشين‌آلات پيچيده در طول دوران جنگ، بدون حركت به سمت استانداردسازي قابل دستيابي نبود.اين دستاوردهاي عظيم در تمام صنايع مشهود بودند، اما نتايج آنها در بخش‌هاي توليد هواپيما، كشتي، و اتومبيل بيشتر از ساير بخش‌ها بود. صنعت اتومبيل‌سازي به تنهايي 75 درصد تمام موتورهاي هواپيما و 20 درصد كل تجهيزات جنگي را توليد نمود. كمپاني بوئينگ در اوج دوران توليد خود در ژوئن سال 1944، هر هواپيماي جنگي B-17 را ظرف مدت نود دقيقه توليد مي‌كرد.

جنگ جهاني دوم در اين دهه، توليدات عظيم در كليه بخش‌هاي كسب و كار را به همراه خود داشت و به دنبال آن استانداردسازي و همين‌طور توجه خاص به نوآوري نيز افزايش يافت. براي مثال از توليد كائوچوي مصنوعي، توليد اولين كامپيوتر به نام اينياك، توليد پني‌سيليوم، مي‌توان نام برد.

سال‌هاي طولاني و سخت بيكاري در دوره پيش از جنگ باعث عدم رضايت‌خاطر افراد زيادي شده بود و با بازشدن درهاي استخدام به روي آنها، موجي از پتانسيل‌ها و آمال بهره‌برداري نشده نيز رها و برانگيخته شدند.

همچنان در اين مقاطع زماني، حضور زنان در مراكز صنعتي رسميت يافت و همچنين به دليل نياز به نيروي كار و افزايش مهاجرت سياه‌پوستان آفريقايي – آمريكايي از جنوب كشور به سمت كارخانه‌هاي شمال و غرب سبب مطرح شدن اين قشر به عنوان يك بخش رسمي از مردم آمريكا شد.

در طول سال‌هاي جنگ جهاني دوم نيروهاي كاري در مقابل بسيج ميهن‌پرستانه نيروها براي جنگ، سكوت كرده بودند و مسائل مختلف را تحمل مي‌كردند. اما پس از دوران جنگ، اين نارضايتي‌هاي سركوب شده سرباز كردند.با توجه به فعال شدن مجدد اتحاديه‌ها، كنگره آمريكا كه در آن زمان تحت كنترل جمهوري‌خواهان بود با حمايت كسب و كارهاي بزرگ اقدام به محدود كردن فعاليت‌هاي اتحاديه‌ها كرد. با تصويب لايحه تافت – هارتلي (قانون ارتباطات نيروي كار با مديريت) در سال 1947، بعضي از جنبه‌هاي كاري اتحاديه‌ها محدود شدند و رهبران اتحاديه‌ها نيز مجبور بودند قسم ياد كنند كه داراي وابستگي‌ يا تعهد خاصي به كمونيست‌ها نيستند.

كنگره آمريكا به منظور تعديل‌كردن اثر ناشي از بازگشت سربازها، لايحه GI يا قانون انطباق مجدد نظاميان را در سال 1944 به تصويب رساند. اين قانون سازماني را به نام سازمان اداره امور سربازان به وجود آورد تا خدماتي از قبيل كاهش ميزان اجاره منزل، آموزش‌هاي شغلي، و بيمه بيكاري را به سربازاني كه از جنگ برگشته بودند، ارائه كند.

جمعيت آمريكا در طي اين دهه با يك تغيير 19 ميليون نفري، از 131 ميليون نفر به 150 ميليون نفر رسيد. اين افزايش جمعيت بيشتر ناشي از عوامل داخلي و به ويژه در اثر آغاز شدن دوران انفجار جمعيت و بالارفتن ميزان تولد به طور ناگهاني بود.

بين سال‌هاي 1945 و 1950، حدود 340.000 مايل بزرگراه به شبكه ملي اضافه شدند و تقريباً مسيرهاي تحت پوشش را دو برابر نمودند.با گسترش سيستم‌هاي بزرگراهي و همچنين در دسترس قرار گرفتن سيستم‌هاي تهويه هوا و گرمايش قابل تهيه براي خانواده‌ها، مراكز جمعيتي به سمت غرب كشور گرايش پيدا كردند.

●رويارو شدن جامعه با جزم انديشي

آمريكايي‌ها در مورد از خودگذشتگي‌هايي كه در سال‌هاي جنگ انجام مي‌دادند احساس حق به جانبي داشتند اما با بروز تبعيض نژادي آشكار و ظلم و تعدي به بعضي از گروه‌ها، مشكلات بيشتري سر راه آنها بود. ژاپني‌هاي آمريكايي كه در طي سال‌هاي جنگ از خانه و مايملك خود رانده شدند و به كمپ‌هاي اقامتي در مناطق دوردست فرستاده شدند.

بسياري از مديران كسب و كار در اين دوران به دليل اقدامات قهرمانانه خود مورد تفقد قرار مي‌گرفتند، اما ‌آن دسته از اين افراد كه تبارشان به آلماني‌ها يا ژاپني‌ها بر مي‌گشت، بدون توجه به هرگونه پشتيباني و حمايتي كه از آنها به عمل مي‌آمد، از كسب و كارهاي خود كنار گذاشته مي‌شدند.با وجود آن كه سياه‌پوستان براي دفاع از آمريكا، هم به كار و فعاليت پرداختند و هم در جنگ شركت كردند، نه در ارتش، نه در اتحاديه‌ها، و نه در فضاهاي شغلي، رفتار مناسبي با آنها صورت نمي‌گرفت و پذيرفته نمي‌شدند.

در سال 1948 ترومن دستور داد يكپارچگي رسمي در ارتش صورت بگيرد. يكپارچه‌سازي نظامي سه سال پس از پايان يافتن جنگ جهاني دوم به انجام رسيد و اگر چه اين اتفاق خيلي دير رخ داد، اما اين تغيير در واقع نشان‌دهنده نقطه آغاز توجه به حقوق مدني توسط بعضي از افراد دولت بود.

●رهبران : گسترش فرصت‌ها

كارآفريناني مثل ديبارتولو كه كسب و كارهايي را در دوران پس از جنگ راه‌اندازي كردند به نسبت رهبراني كه مجبور بودند عملكردهاي خود را قبل، در حين، و بعد از جنگ جهاني دوم تنظيم كنند، با چالش‌هاي كمتري مواجه بودند.

تغيير و تحول بوئينگ از يك پيمانكار صنايع دفاعي به توليدكننده هواپيماهاي غير نظامي، بدون مشكل عمده‌اي به انجام رسيد. فورد موتورز اولين كمپاني اتومبيل‌سازي بود كه پس از جنگ جهاني دوم، يك مدل جديد اتومبيل را به بازار عرضه كرد. اين كمپاني توانست در اثر رهبري فورد در سال 1950، ميزان 256 ميليون دلار سود به دست آورد. يكي از افرادي كه به احيا و بازآفريني كسب و كار خود مي‌پرداخت، اوگن مورهد پترسون بود. پترسون به عنوان رهبر نسل دوم كمپاني ريخته‌گري و تراش‌كاري آمريكا (AMF) كمپاني خود را از توليد كننده تجهيزات توليد سيگار به توليدكننده آنتن‌هاي رادار پيشرفته در طي جنگ تبديل كرد.پس از جنگ، پترسون هم در بخش تنباكو و هم در بخش قراردادهاي نظامي كمپاني به كسب مالكيت كمپاني‌هاي ديگر و سرمايه‌گذاري پرداخت.

یک پایان و یک شروع جدید

پايان دهه 1940 با خودش موجي از رفاه و رونق را به همراه آورد كه چندين دهه به طول انجاميد و باعث مي‌شد به مصرف كننده نهايي، ارزش و اهميت بيشتري داده شود. در دهه 1940 دولت مهم‌ترين و اصلي‌ترين مشتري كسب و كارها بود، اما در دهه 1950 اين مصرف‌كننده نهايي بود كه در چنين جايگاهي قرار مي‌گرفت.نيمه دوم اين قرن از آن مصرف كننده‌ها بود.

منبع: کتاب عصر آفرینان(آنتونی جی.مایو - نیتین نوریا)